ارسال نظر

  • شما چه کسی را گول می زنی؟ خودت را ؟ من را؟ یا خدا را؟

    اولا خدا ما را در این عقب ماندگی حفظ کند! احکام اجتماعی اسلام هم اصولی دارد که تا ابد لایتغیر هستند. تنها مصداق آن عوض می شود. مثل مصادیق ربا. اما کجای اصل دیه و یا رابطه زن و مرد تغییر کرده است؟ شهوتشان عوض شده یا کروموزهای x, y عوض شده اند؟ یا اینکه صرفا جون دنیا اینطور می پسندد باید اسلام کوتاه بیاید؟

    ثانیا: اصلا فرضا حق با تو و آن دشمنان خدا است و حتی اصول قوانین اجتماعی اسلام هم تغییر می کنند!!
    اما تو باید جواب دهی که چرا دقیقا این اصول باید به نفع اعلامیه حقوق بشر و آنچه دنیای به اصطلاح آزاد و لیبرال ارزش محسوب می کند تغییر کند؟
    به عبرات دیگر با کدام سنگ محک شما آنچه کفار قرن بیستم به عنوان ارزش بین خودشان قرارداد گذاشتند را ملاک حق قرار می دهید و بر اساس آن می گویید قوانین اسلام باید تغییر کند؟
    صداقانه باید اعتراف کنید که عقل شما در چشمتان است. صرفا به این دلیل می خواهید اسلام را تغییر دهید که باب میل قدرتهای جهانی نیست. صرفا به این دلیل که به پیامبری امثال ژان پیاژه و پوپر بیش از نبوت محمد اعتقاد دارید. آن تمدن الان تمدن مادی غالب دنیا است و شما می خواهید با آن کنار بیایید!!


    ثالثا: اگر قرار بود شرایط اجتماعی و تمدن بشری قوانین اسلام را به نفع خود تغییر دهد که باید در همان ابتدای اسلام چنین اتفاقی می افتاد!
    خیال کرده ای آنها که عرب جاهلی می نامی چه کسانی بودند؟ افرادی با اعتقاداتی با اشتراکات زیاد با شما!
    هر کس هر بت و خدایی را که می خواهد بپرستد آزاد است! فقط به بتهای دیگران احترام بگذارد و کاری به آنها نداشته باشد!
    دهها نوع رابطه جنسی داشتند که همه را نکاح و آزاد می دانستند! از نکاح مقت و نکاح بدل و نکاح خدن و کاح استبضاع و نکاح شغار و دهها نوع دیگر که معادل همان روابط دسته جمعی و ضربدری و رابطه برای فرزند آوری و و روابط دوست پسر و دوست دختری و ..! و جالب اینکه تعیین پدر فرزند حاصله به انتخاب خود زن بود!
    انواع ربا که همه را به رسمیت می شناختند. انواع رابطه با همجنس را که باز هم به رسمیت می شناختند و نه تنها در عربستان که روم و ایران و هند و یونان و.. هم معمول بود!
    آزادی پوشش حتی در طواف کعبه! حتی کاملا برهنه!
    رقاصی که اصلا جزو مناسک دینی آنها بود!
    چقدر روشنفکر بودند! و اصلا مگر رنسانس چیز دیگری بود؟ بازگشت به دوران مشرکان برهنه یونان و روم باستان. به تصاویر و مجسمه های برهنه.

    و رسول الله صلی الله علیه و آله در مقابل این همه رسوم و دستاورد های بشری قیام کرد !!
    و همه را در هم کوبید.
    و هیچ احترامی برای هیچ عقیده باطلی قایل نشد.


    رابعا: تو با کدام ملاک و مدرک حقانیت این افراد که نام بردی بر تو ثابت شد که می گویی فلانی این نظر را دارد و بهمانی آن نظر را ؟
    از کجا فهمیدی نظرات این پیامبران قرن بیستم و بیست و یکم اسلام است؟
    بگو قوانین اسلام سخت است و این کارها راحت!! بگو دلت می خواه و شهوتت می گوید از آنها اطاعت کنی!
    شهوتت می گوید خدایی را بپرست که مناسک و سنت و شریعت را کنار گذاشته و می گوید برو هر کاری دلت می خواهد بکن!
    هر جامعه و حکومت و قانونی می خواهی داشته باش! هر چه خودت و اکثریت می گویند!


    خامسا: آن حضرات پیامبران قرن بیستمی اگر شعور داشتند که ندارند مثلا در مورد دیه می دانستند که دیه به مقتول نمی رسد!! بلکه به ورثه می رسد! زنی که شوهرش کشته می شود دو برابر مردی که زنش کشته شود دیه دریافت می کند!! دلیلش هم اهمین اقتصادی و مالی بیشتر مرد است. ضمن علاوه بر آن تازه نقه و مهریه هم دریافت می کند! از شرکت در جهاد هم معاف است!

    سادسا: سروش دیگر با چه زبانی باید بگوید که کافر است؟ با چه زبانی بگوید که وحی را اساسا تجربه عارفانه خود پیامبر می داند؟
    تو اگر نقبول داری آنها چنین اعتقادات انحرافی دارند با کدام مدرک و دلیل بقیه یاوه هایش را قبول می کنی الا اینکه دلت می خواهد ؟
    شما هیچ منطقی جز منطق اینکه دنیا چه می گوید و دلم چه می خواهد ندارید. و چون جرات ندارید رسما کفر خود را اعلام کنید می گویید این هم گونه ای از اسلام است!


    برو به سروش بگو که اگر او هم چنین تجربیات عارفانه ای دارد رسما ادعای نبوت کند!
    اما جراتش را ندارد. چون می ترسد کشته شود!!

    اذَا جَاءَكَ الْمُنَافِقُونَ قَالُوا نَشْهَدُ إِنَّكَ لَرَسُولُ اللَّهِ وَاللَّهُ يَعْلَمُ إِنَّكَ لَرَسُولُهُ وَاللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَكَاذِبُونَ ﴿۱﴾
    چون منافقان نزد تو آيند گويند گواهى مى‏ دهيم كه تو واقعا پيامبر خدايى و خدا [هم] مى‏ داند كه تو واقعا پيامبر او هستى و خدا گواهى مى‏ دهد كه مردم دوچهره سخت دروغگويند (۱)
    اتَّخَذُوا أَيْمَانَهُمْ جُنَّةً فَصَدُّوا عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ إِنَّهُمْ سَاءَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ ﴿۲﴾ ا
    ادعای مسلمانی و ایمان خود را [چون] سپرى بر خود گرفته و [مردم را] از راه خدا بازداشته‏ اند راستى كه آنان چه بد مى كنند (۲)