ارسال در 1393/2/27 ساعت 13:08 2014-5-17 13:08:23
علی
توسط علی


عرض x طول

دکمه اشتراک گذاري تلگرام ارسال ويدئو در تلگرام

ارسال نظر
نظرات
(برای مشاهده نظرات کلیک کنید)
  • اشتباه امام خمینی در دعوت گورباچف به اسلام:
    ایشان در نامه اش به گورباچف بجای اینکه او را به فهم مبانی اسلام و سبک زندگی اسلامی بر اساس قرآن و احادیث رسول الله و ائمه هدی(علیهم السلام)دعوت کند، گورباچف و مردم روسیه را به خواندن آثار محیئ الدین ابن عربی صوفی برای کسب معارف إلهی دعوت کرد!
    در نامه اش به گورباچف چنین نوشت:
    «دیگر شما را خسته نمی کنم و از کتب عرفا به خصوص محیی‌الدین ابن عربی نام نمی برم که اگر خواستید از مباحث این بزرگمرد مطلع گردید، تنی چند از خبرگان تیزهوش خود را که در این گونه مسائل قویاً دست دارند، راهی قم گردانید تا پس از چند سالی با توکل به خدا از عمق لطیف باریکتر ز موی منازل معرفت آگاه گردند که بدون این سفر، آگاهی از آن امکان ندارد.»
    صحیفه امام، ج 21، ص 225 (تاریخ پیام 11 دی 1367)
    در حالیکه خود امام خمینی بعدها از پرداختن به کتب ابن عربی و ملاصدرا ابراز پشیمانی کرد و گفت:
    اسفار اربعه(ملاصدرا)با طول و عرضش از سفر به سوی دوست بازم داشت نه از فتوحات فتحی حاصل و نه از فُصوص الحِکَم حکمتی دست داد، چه رسد به غیر آنها که خود داستان غم‌انگیز دارد.<فتوحات و فصوص الحکم دو کتاب اصلی محیئ الدین ابن عربی است>- نامه اخلاقی به خانم فاطمه طباطبایی جلد 20 صحیفه امام خمینی ص 165
    در حالیکه کل کتب ابن عربی برای جا انداختن نظریه وحدت وجود(همه چیز خدایی)است
    وحدت وجود ابن عربی و ملاصدرا در واقع همین است که فقط خداست و مخلوق هم مخلوق نیست بلکه تنزّل خدا و ظهور خود اوست در اشکال و صُوَر و حدود و اندازه های مختلف، پس در واقع مخلوق همذات خدا وتطوّر و ظهور بخشی از ذات او و همسنخ ذات او و شبیه به اوست
    ابن عربی می گوید:

    «فإذا شهدناه شهدنا نفوسنا لأن ذواتنا عین ذاته لا مغایره بینهما إلا بالتعین و الإطلاق و إذا شهدنا، أی الحق شهد نفسه أی ذاته التی تعینت و ظهرت فی صورتنا»[شرح فصوص قیصری ص۳۸۹]

    «با مشاهده خداوند خود را می بینم، چون ذات ما عین اوست و جدایی و تفاوتی بین ما و او نیست، مگر از نظر تعین و محدودیت و اطلاق. و خداوند با مشاهده ما خود را می بیند، چون ذات اوست که با تعین و شخصیت پذیری به صورت ما ظاهر شده است».
    و نیز می گوید:

    «فما عبد غیر الله فی کل معبود إذ لا غیر فی الوجود».[فصوص الحکم ص۷۳]

    :«غیر از خدا چیزی پرستش نمی شود چون غیری در وجود نیست» (بنابراین انسان هر چه را پرستش کند او را پرستیده است).

    ابن عربی در کتاب «فصوص الحکم » در فص عیسویه می گوید: «نصارا (مسیحیان) با گفتن «الله هو المسیح بن مریم » از این جهت کافر نشدند که خدا را با عیسی متحد شمردند بلکه کفر آنان برای این بود که قایل به
    خدایی عیسی به تنهایی بودند و این خطا بود، زیرا خداوند هم عیسی است و هم هر چیزی که ما در این عالم می بینیم»
    [فص پانزدهم، ص ۱۴۱]
    ووو نظیر این تعابیر
    در حالیکه در اسلام اهل البیت(علیهم السلام)خدا متفاوت است از مخلوقاتش و آنها را ایجاد کرده و ساخته بدون اینکه شباهت و سنخیت ذاتی بین خدا و مخلوقات باشد چه برسد به اینکه مخلوق ناشی از ذات خدا و همذاتش و ظهور و تطوّر و تنزّل خود او باشد
    خلاصه این عقیده وحدت وجود امثال ابن عربیها چنان عقیده ای است که خود امام خمینی درباره قائلین به آن چنین فتوا داده:

    قائلین به وحدت وجود اگر ملتزم به لوازم مذهبشان باشند، نجس می باشند.

    عروة الوثقی بحث نجاسات/مسئله 199
    اگر وحدت وجود عقیده درستی بود، به مانند توحید اسلام و خلقت می بود که قائلین به آن که ملتزم به لوازم آن هستند نجس نمی باشند
    حال سئوال از مدافعان افراطی عقیده وحدت وجود ملاصدرا و ابن عربیها این است که آن لوازم وحدت وجود که امام خمینی ملتزمان به آن را نجس میدانست چیست؟