عرض x طول

دکمه اشتراک گذاري تلگرام ارسال ويدئو در تلگرام

ارسال نظر
نظرات
(برای مشاهده نظرات کلیک کنید)
  • انحرافات حسن زاده آملی مدعی عرفان:
    1- انتقال علم از آب دهان!
    ادّعای مکاشفه جناب حسن زاده آملی که در آن علم را از امام رضا بواسطه مکیدن آب دهان امام رضا دریافته ... و بستن دهان مخالفین با ربط دادنش به روایت جعلی
    حسن زاده آملی در ادّعای مکاشفه ای که کرده چنین نوشته:

    "در عنفوان جوانى و آغاز درس زندگانى که در مسجد جامع آمل سرگرم به صرف و تهجد عزمى راسخ و ارادتى ثابت داشتم ؛ در رؤیاى مبارک سحرى به ارض اقدس رضوى تشرف حاصل کردم و به زیادت جمال دل آراى ولى الله اعظم ، ثامن الحجج ، على بن موسى الرضا - علیه و على آبائه و ابنائه آلاف التحیه و الثناء - نائل شدم .

    در آن لیله مبارکه قبل از آن که به حضور باهر النور امام (علیه السلام ) مشرف شوم ، مرا به مسجدى بردند که در آن مزار حبیبى از احباء الله بود و من فرمودند: در کنار این تربت دو رکعت نماز حاجت بخوان و حاجت بخواه که بر آورده است ، من از روى عشق و علاقه مفرطى که به علم داشتم نماز خواندم و از خداوند سبحان علم خواستم.

    سپس به پیشگاه والاى امام هشتم ، سلطان دین رضا - روحى لتربه الفداء، و خاک درش تاج سرم - رسیدم و عرض ادب نمودم ، بدون اینکه سخنى بگویم ، امام که آگاه به سر من بود و اشتیاق و التهاب و تشنگى مرا براى تحصیل آب حیات علم مى دانست فرمود: نزدیک بیا!

    نزدیک رفتم و چشم به روى امام گشودم ، دیدم آب دهانش را جمع کرد و بر لب آورد و به من اشارت فرمود که : بنوش ، امام خم شد و من زیانم را در آوردم و با تمام حرص و ولع از کوثر دهانش آن آب حیات را بوسیدم و در همان حال به قلبم خطور کرد که امیرالمؤمنین على (علیه السلام ) فرمود: پیغمبر اکرم (صلى الله علیه وآله ) آب دهانش را به لبش آورد و من آن را بخوردم که هزار در علم و از هر درس هزار در دیگرى به دوى من گشوده شد.

    پس از آن امام (علیه السلام ) طى الارض را عملا به من بنمود، که از آن خواب نوشین شیرین که از هزاران سال بیدارى من بهتر بود به در آمدم ، به آن نوید سحرگاهى امیدوارم که روزى به گفتار حافظ شیرین سخن به ترنم آیم که:

    دوش وقـت سحـــر از غصه نجــــاتم دادند وندر آن ظلمـــت شـــب آب حیــــاتم دادند

    چه مبارک سحرى بود و چه فرخنده شبى آن شب قـــــدر که این تازه بـــــراتم دادند!!!!!
    عجب خدا و پیغمبری برای ما معرّفی کردند؛ راه انتقال علم مکیدن آب دهان در مکاشفه و بیداری!!!
    این روایت مزخرف جعلی را برای مسیحیان و زرتشتیان و غیره بخوانید تا ببینید چگونه از الله و پیغمبرتان که شما معتقدان به این مزخرفات برای خودتان ساخته اید تعریف و تمجید خواهند کرد

    روایت جعلی دستآویزی برای ادّعاهای داعیان عرفان شده و کیست که به آن بی اندیشد و آن را با کلام الله حقیقی قرآن مجید و عقل بسنجد؟
    2- تعریف و تمجید از ملاسلطانعلیشاه گنابادی صوفی و کتابش بیان السعاده که طبق احادیث رسول خدا و اهل البیتش(علیهم السلام) از مخالفان و دشمنان اسلام و پیغمبر و آل او هستندمؤسس فرقه صوفیه گنابادی در تفسیر بیان السعادة گوید:

    چون تمام اجزاء عالم مظاهر اسماء خداوند است چه اسماء لطفیه و چه اسماء قهریه، پس هر معبودی را که انسان پرستش کند در حقیقت خدا را اختیارا پرستش کرده!!!!!...

    پس انسانها در پرستش اختیاری خود[نسبت به همه چیزها ]

    همچون ابالسه که ابلیس و شیطان را پرستش می‏کنند،

    و کهنه که جن و اجنه را پرستش می‏کنند،

    و زردشتیه که عناصر را پرستش می‏کنند،

    و وثونیه و بت‏ پرستان که آب و هوا و زمین و موالید ثلاثه را پرستش می‏کنند

    و سامریین که احجار و سنگ‏ها و اشجار و نباتات را پرستش می‏کنند،

    و بعضی از هندوها که گاو و حیوانات را پرستش می‏کنند،

    و مثل فرعونیان و جمشیدیه که انسان را پرستش می‏کنند،

    و مثل صائبیه که ستارگان را پرستش می‏کنند،

    و باز مثل اکثر هندوها که ملائکه را پرستش می‏کنند،

    و پرستش کنندگان ذَکَر و فرج مثل بعضی از هندوها که ذکر و فرج انسان را پرستش می‏کنند،و گروهی دیگر که آلت و ذکر «مهادیو» را که فرشته بزرگیست پرستش می‏کنند، و بعضیها که آلت زن خود را پرستش می کنند

    تمام اینها پرستش خداست، چون همه مظاهر اسماء و صفات خدا را پرستش می‏کنند، پس خدا پرست هستند ولی نمی فهمند!!!
    و لما کان اجزاء العالم مظاهر الله الواحد القهار بحسب اسماء اللطفیه و القهریه کان عبادة الانسان لای معبود کانت عبادة الله اختیارا ایضا...فالانسان فی عبادتها اختیارا للشیطان کالانسیه و للجن کالکهنه و تابعی الجن و للعناصر کالزردوشینه و عابدی الماء و الهواء و الارض و للموالید کالوثنیه و عابدی الاحجار و الاشجار و النباتاب و کاالسامریه و بعض الهندوها الذین یعبدون سائر الحیوانات و الجمشیدیه و الفرعونیه الذین یعبدون الانسان و یقرون بالهنیه و للکواکب کالصابئیه و للملائکه کاکثر الهنود و للذکر و الفرج کبعض الهنود القائلین بعبادة ذکر الانسان و فرجه و کالبعض الاخر القائلین بعبادة ذکر مهاد یوملکا عظیما من الملائکه و فرج امرئته کلهم عابدون لله من حیث لا یشعرون لان کل المعبودات مظاهر له باختلاف اسمائه.

    ج2 ص437



    در نقد و بیان انحرافات صوفی گنابادی وحسن زاده آملی در این مورد:

    1. آقای حسن زاده آملی از این تفسیر تعریف کرده و به مریدان مطالعه آن را توصیه کرده! البته تعجبی هم ندارد چرا که ایشان هم قائل به وحدت وجود بوده و در یکی از آثارش درباره گوساله پرستی قوم بنی اسرائیل سخنان شگفتی دارد که به زودی ارائه می کنیم.

    2. نتیجه گریز ناپذیر وحدت وجود کذایی همین است! کسی که عالم را نه مخلوق خدا ـ به معنای چیزی که نبوده و بوده شده ـ بلکه جلوه و رشحه و شعاع خدا!ـ و به عبارت صریحتر خود خدا در قالبهای مختلف! ـ داند ناچار باید بپذیرد که همه کافران غیر خدا پرست در واقع خدا پرستند!!! حال اگر کسی از شاگردان عرفان این را انکار کند دچار تناقض فکری است و در واقع عرفان را عمیقا نفهمیده است.

    3. برای فرار از این افتضاح گفته اند البته شریعت از بت پرستی نهی کرده ولی در عالم تکوین هر پرستشی خدا پرستی است چون هر چیزی خداست.!!! و گمان کرده اند با این حرف شاهکار کرده اند. در حالی که قبحِ خدا دانستن هر چیزی بسیار بیش از قبح بت پرستیِ بدون این اعتقاد است. جالب اینکه بت پرستان دوارن جاهلی هرگز بتها را عین وجود خدای خالق نمی دانستند اما وحدت وجودیان همه چیز را خدا دانند!

    4. در مواجهه با اعتراضات می گویند ما همه چیز را خدا نمی دانیم و این تهمت است!! عجبا! صریحا می گویند رابطه ما و خدا رابطه موج و دریاست و موج چیزی جز دریا و جلوه ای از دریا نیست باز هم می گویند ما نمی گوییم!!! بالاخره ما دم خروس را باور کنیم یا قسم حضرت عباس را! وقتی به مبنای باطلی معتقد شدید باید لوازم آن را نیز بپذیرید و با قسم خوردن که ما این را نمی گوییم مشکلتان حل نمی شود.
    3- حسن زاده ادعا دارد تنها پیامبران و صوفیه معرفت الهی پیدا کردند!

    پس هر که خویشتن را به این معرفت شناخت رب خود را شناخت. چه انسان، بر صورت رب خود مخلوق است. بلکه حقیقت و هویت انسان عین حقیقت و هویت حق است لذا هیچ یک از حکما و علما بر معرفت نفس و حقیقت آن اطلاع نیافتند مگر رسل و صوفیه‏ !!!!
    فمن عرف نفسه بهذه المعرفة فقد عرف ربّه، فإنّه على صورته خلقه، بل هو عین هویته و حقیقته و لهذا ما عثر أحد من الحکماء و العلماء على معرفة النفس و حقیقتها إلّا الإلهیون من الرسل و الصوفیة

    این سخنی که خواندید از کتاب ممدالهمم استاد حسن زاده می باشد که بیان میدارد هیچ یک از علما و حکما بر معرفت نفس اطلاع نیافتند مگر پیامبران و صوفیه یعنی پیامبران و صوفیان در کنار هم به معرفت الهی رسیده اند و شما می توانید معرفت نفس را از صوفیه یاد بگیرید دریک صفحه از کتاب ایشان یعنی صفحه ۳۱۱ انحرافات واشکالات متعددی می بینید که متاسفانه مریدان متعصب این آقایان هیچ قبول نمی کنند. دیگر باید به چه زبان وبیانی گفت که اهل بیت علیهم السلام به شیعه تاکید کردند که حتی میل به صوفیه هم نداشته باشیم چه رسد به اینکه آنها را مانند پیامبران بدانیم .

    وَ فِی الصَّحِیحِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی نَصْرٍ الْبَزَنْطِیِّ عَنِ الرِّضَا علیه السلام أَنَّهُ قَالَ: قَالَ رَجُلٌ مِنْ أَصْحَابِنَا لِلصَّادِقِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ علیه السلام قَدْ ظَهَرَ فِی هَذَا الزَّمَانِ قَوْمٌ‏ یُقَالُ‏ لَهُمُ‏ الصُّوفِیَّةُ فَمَا تَقُولُ فِیهِمْ قَالَ إِنَّهُمْ أَعْدَاؤُنَا فَمَنْ مَالَ فِیهِمْ فَهُوَ مِنْهُمْ وَ یُحْشَرُ مَعَهُمْ وَ سَیَکُونُ أَقْوَامٌ یَدَّعُونَ حُبَّنَا وَ یَمِیلُونَ إِلَیْهِمْ وَ یَتَشَبَّهُونَ بِهِمْ وَ یُلَقِّبُونَ أَنْفُسَهُمْ وَ یُأَوِّلُونَ أَقْوَالَهُمْ أَلَا فَمَنْ مَالَ إِلَیْهِمْ فَلَیْسَ مِنَّا وَ إِنَّا مِنْهُمْ بِرَاءٌ وَ مَنْ أَنْکَرَهُمْ وَ رَدَّ عَلَیْهِمْ کَانَ کَمَنْ جَاهَدَ الْکُفَّارَ بَیْنَ یَدَیْ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه واله‏

    به سند صحیح از «احمد ابن محمد بزنطی» روایت کرده ­اند که مردی به امام صادق علیه السلام عرض کرد: در این زمان قومی پیدا شده ­اند که به آن­ها صوفی می­گویند. درباره آن­ها چه می­فرمایید؟

    امام(علیه السلام) در پاسخ فرمود: آن­ها (صوفیان) دشمنان ما هستند، پس هر کس به آن­ها میل کند، از آنان است و با آن­ها محشور خواهد شد و به­ زودی کسانی پیدا می­شوند که ادعای محبت ما را می­کنند و به ایشان نیز تمایل نشان می­دهند، خود را به ایشان تشبیه نموده و لقب آنان را بر خود می­گذارند و گفتارشان را تأویل می­کنند.بدان که هر کس به ایشان تمایل نشان دهد از ما نیست و ما از او بیزاریم و هر کس آنان را رد و انکار کند مانند کسی است که در حضور پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) با کفار جهاد کرده است.»
    إثبات الهداة بالنصوص و المعجزات / ج‏۴ / ۲۰۴ / الفصل الخامس و الثلاثون ….. ص : ۲۰۴
    سفینة البحار، ج۲، ص۵۷- حدیقة الشیعه، ص۳- ۵۶۲ – الإثنی عشریه، ص۳۲- شرح نهج البلاغه خویی، ج۶،ص۳۰۴٫

  • انحرافات حسن زاده آملی مدعی عرفان:
    1- انتقال علم از آب دهان!
    ادّعای مکاشفه جناب حسن زاده آملی که در آن علم را از امام رضا بواسطه مکیدن آب دهان امام رضا دریافته ... و بستن دهان مخالفین با ربط دادنش به روایت جعلی
    حسن زاده آملی در ادّعای مکاشفه ای که کرده چنین نوشته:

    "در عنفوان جوانى و آغاز درس زندگانى که در مسجد جامع آمل سرگرم به صرف و تهجد عزمى راسخ و ارادتى ثابت داشتم ؛ در رؤیاى مبارک سحرى به ارض اقدس رضوى تشرف حاصل کردم و به زیادت جمال دل آراى ولى الله اعظم ، ثامن الحجج ، على بن موسى الرضا - علیه و على آبائه و ابنائه آلاف التحیه و الثناء - نائل شدم .

    در آن لیله مبارکه قبل از آن که به حضور باهر النور امام (علیه السلام ) مشرف شوم ، مرا به مسجدى بردند که در آن مزار حبیبى از احباء الله بود و من فرمودند: در کنار این تربت دو رکعت نماز حاجت بخوان و حاجت بخواه که بر آورده است ، من از روى عشق و علاقه مفرطى که به علم داشتم نماز خواندم و از خداوند سبحان علم خواستم.

    سپس به پیشگاه والاى امام هشتم ، سلطان دین رضا - روحى لتربه الفداء، و خاک درش تاج سرم - رسیدم و عرض ادب نمودم ، بدون اینکه سخنى بگویم ، امام که آگاه به سر من بود و اشتیاق و التهاب و تشنگى مرا براى تحصیل آب حیات علم مى دانست فرمود: نزدیک بیا!

    نزدیک رفتم و چشم به روى امام گشودم ، دیدم آب دهانش را جمع کرد و بر لب آورد و به من اشارت فرمود که : بنوش ، امام خم شد و من زیانم را در آوردم و با تمام حرص و ولع از کوثر دهانش آن آب حیات را بوسیدم و در همان حال به قلبم خطور کرد که امیرالمؤمنین على (علیه السلام ) فرمود: پیغمبر اکرم (صلى الله علیه وآله ) آب دهانش را به لبش آورد و من آن را بخوردم که هزار در علم و از هر درس هزار در دیگرى به دوى من گشوده شد.

    پس از آن امام (علیه السلام ) طى الارض را عملا به من بنمود، که از آن خواب نوشین شیرین که از هزاران سال بیدارى من بهتر بود به در آمدم ، به آن نوید سحرگاهى امیدوارم که روزى به گفتار حافظ شیرین سخن به ترنم آیم که:

    دوش وقـت سحـــر از غصه نجــــاتم دادند وندر آن ظلمـــت شـــب آب حیــــاتم دادند

    چه مبارک سحرى بود و چه فرخنده شبى آن شب قـــــدر که این تازه بـــــراتم دادند!!!!!
    عجب خدا و پیغمبری برای ما معرّفی کردند؛ راه انتقال علم مکیدن آب دهان در مکاشفه و بیداری!!!
    این روایت مزخرف جعلی را برای مسیحیان و زرتشتیان و غیره بخوانید تا ببینید چگونه از الله و پیغمبرتان که شما معتقدان به این مزخرفات برای خودتان ساخته اید تعریف و تمجید خواهند کرد

    روایت جعلی دستآویزی برای ادّعاهای داعیان عرفان شده و کیست که به آن بی اندیشد و آن را با کلام الله حقیقی قرآن مجید و عقل بسنجد؟
    2- تعریف و تمجید از ملاسلطانعلیشاه گنابادی صوفی و کتابش بیان السعاده که طبق احادیث رسول خدا و اهل البیتش(علیهم السلام) از مخالفان و دشمنان اسلام و پیغمبر و آل او هستندمؤسس فرقه صوفیه گنابادی در تفسیر بیان السعادة گوید:

    چون تمام اجزاء عالم مظاهر اسماء خداوند است چه اسماء لطفیه و چه اسماء قهریه، پس هر معبودی را که انسان پرستش کند در حقیقت خدا را اختیارا پرستش کرده!!!!!...

    پس انسانها در پرستش اختیاری خود[نسبت به همه چیزها ]

    همچون ابالسه که ابلیس و شیطان را پرستش می‏کنند،

    و کهنه که جن و اجنه را پرستش می‏کنند،

    و زردشتیه که عناصر را پرستش می‏کنند،

    و وثونیه و بت‏ پرستان که آب و هوا و زمین و موالید ثلاثه را پرستش می‏کنند

    و سامریین که احجار و سنگ‏ها و اشجار و نباتات را پرستش می‏کنند،

    و بعضی از هندوها که گاو و حیوانات را پرستش می‏کنند،

    و مثل فرعونیان و جمشیدیه که انسان را پرستش می‏کنند،

    و مثل صائبیه که ستارگان را پرستش می‏کنند،

    و باز مثل اکثر هندوها که ملائکه را پرستش می‏کنند،

    و پرستش کنندگان ذَکَر و فرج مثل بعضی از هندوها که ذکر و فرج انسان را پرستش می‏کنند،و گروهی دیگر که آلت و ذکر «مهادیو» را که فرشته بزرگیست پرستش می‏کنند، و بعضیها که آلت زن خود را پرستش می کنند

    تمام اینها پرستش خداست، چون همه مظاهر اسماء و صفات خدا را پرستش می‏کنند، پس خدا پرست هستند ولی نمی فهمند!!!
    و لما کان اجزاء العالم مظاهر الله الواحد القهار بحسب اسماء اللطفیه و القهریه کان عبادة الانسان لای معبود کانت عبادة الله اختیارا ایضا...فالانسان فی عبادتها اختیارا للشیطان کالانسیه و للجن کالکهنه و تابعی الجن و للعناصر کالزردوشینه و عابدی الماء و الهواء و الارض و للموالید کالوثنیه و عابدی الاحجار و الاشجار و النباتاب و کاالسامریه و بعض الهندوها الذین یعبدون سائر الحیوانات و الجمشیدیه و الفرعونیه الذین یعبدون الانسان و یقرون بالهنیه و للکواکب کالصابئیه و للملائکه کاکثر الهنود و للذکر و الفرج کبعض الهنود القائلین بعبادة ذکر الانسان و فرجه و کالبعض الاخر القائلین بعبادة ذکر مهاد یوملکا عظیما من الملائکه و فرج امرئته کلهم عابدون لله من حیث لا یشعرون لان کل المعبودات مظاهر له باختلاف اسمائه.

    ج2 ص437



    در نقد و بیان انحرافات صوفی گنابادی وحسن زاده آملی در این مورد:

    1. آقای حسن زاده آملی از این تفسیر تعریف کرده و به مریدان مطالعه آن را توصیه کرده! البته تعجبی هم ندارد چرا که ایشان هم قائل به وحدت وجود بوده و در یکی از آثارش درباره گوساله پرستی قوم بنی اسرائیل سخنان شگفتی دارد که به زودی ارائه می کنیم.

    2. نتیجه گریز ناپذیر وحدت وجود کذایی همین است! کسی که عالم را نه مخلوق خدا ـ به معنای چیزی که نبوده و بوده شده ـ بلکه جلوه و رشحه و شعاع خدا!ـ و به عبارت صریحتر خود خدا در قالبهای مختلف! ـ داند ناچار باید بپذیرد که همه کافران غیر خدا پرست در واقع خدا پرستند!!! حال اگر کسی از شاگردان عرفان این را انکار کند دچار تناقض فکری است و در واقع عرفان را عمیقا نفهمیده است.

    3. برای فرار از این افتضاح گفته اند البته شریعت از بت پرستی نهی کرده ولی در عالم تکوین هر پرستشی خدا پرستی است چون هر چیزی خداست.!!! و گمان کرده اند با این حرف شاهکار کرده اند. در حالی که قبحِ خدا دانستن هر چیزی بسیار بیش از قبح بت پرستیِ بدون این اعتقاد است. جالب اینکه بت پرستان دوارن جاهلی هرگز بتها را عین وجود خدای خالق نمی دانستند اما وحدت وجودیان همه چیز را خدا دانند!

    4. در مواجهه با اعتراضات می گویند ما همه چیز را خدا نمی دانیم و این تهمت است!! عجبا! صریحا می گویند رابطه ما و خدا رابطه موج و دریاست و موج چیزی جز دریا و جلوه ای از دریا نیست باز هم می گویند ما نمی گوییم!!! بالاخره ما دم خروس را باور کنیم یا قسم حضرت عباس را! وقتی به مبنای باطلی معتقد شدید باید لوازم آن را نیز بپذیرید و با قسم خوردن که ما این را نمی گوییم مشکلتان حل نمی شود.
    3- حسن زاده ادعا دارد تنها پیامبران و صوفیه معرفت الهی پیدا کردند!

    پس هر که خویشتن را به این معرفت شناخت رب خود را شناخت. چه انسان، بر صورت رب خود مخلوق است. بلکه حقیقت و هویت انسان عین حقیقت و هویت حق است لذا هیچ یک از حکما و علما بر معرفت نفس و حقیقت آن اطلاع نیافتند مگر رسل و صوفیه‏ !!!!
    فمن عرف نفسه بهذه المعرفة فقد عرف ربّه، فإنّه على صورته خلقه، بل هو عین هویته و حقیقته و لهذا ما عثر أحد من الحکماء و العلماء على معرفة النفس و حقیقتها إلّا الإلهیون من الرسل و الصوفیة

    این سخنی که خواندید از کتاب ممدالهمم استاد حسن زاده می باشد که بیان میدارد هیچ یک از علما و حکما بر معرفت نفس اطلاع نیافتند مگر پیامبران و صوفیه یعنی پیامبران و صوفیان در کنار هم به معرفت الهی رسیده اند و شما می توانید معرفت نفس را از صوفیه یاد بگیرید دریک صفحه از کتاب ایشان یعنی صفحه ۳۱۱ انحرافات واشکالات متعددی می بینید که متاسفانه مریدان متعصب این آقایان هیچ قبول نمی کنند. دیگر باید به چه زبان وبیانی گفت که اهل بیت علیهم السلام به شیعه تاکید کردند که حتی میل به صوفیه هم نداشته باشیم چه رسد به اینکه آنها را مانند پیامبران بدانیم .

    وَ فِی الصَّحِیحِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی نَصْرٍ الْبَزَنْطِیِّ عَنِ الرِّضَا علیه السلام أَنَّهُ قَالَ: قَالَ رَجُلٌ مِنْ أَصْحَابِنَا لِلصَّادِقِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ علیه السلام قَدْ ظَهَرَ فِی هَذَا الزَّمَانِ قَوْمٌ‏ یُقَالُ‏ لَهُمُ‏ الصُّوفِیَّةُ فَمَا تَقُولُ فِیهِمْ قَالَ إِنَّهُمْ أَعْدَاؤُنَا فَمَنْ مَالَ فِیهِمْ فَهُوَ مِنْهُمْ وَ یُحْشَرُ مَعَهُمْ وَ سَیَکُونُ أَقْوَامٌ یَدَّعُونَ حُبَّنَا وَ یَمِیلُونَ إِلَیْهِمْ وَ یَتَشَبَّهُونَ بِهِمْ وَ یُلَقِّبُونَ أَنْفُسَهُمْ وَ یُأَوِّلُونَ أَقْوَالَهُمْ أَلَا فَمَنْ مَالَ إِلَیْهِمْ فَلَیْسَ مِنَّا وَ إِنَّا مِنْهُمْ بِرَاءٌ وَ مَنْ أَنْکَرَهُمْ وَ رَدَّ عَلَیْهِمْ کَانَ کَمَنْ جَاهَدَ الْکُفَّارَ بَیْنَ یَدَیْ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه واله‏

    به سند صحیح از «احمد ابن محمد بزنطی» روایت کرده ­اند که مردی به امام صادق علیه السلام عرض کرد: در این زمان قومی پیدا شده ­اند که به آن­ها صوفی می­گویند. درباره آن­ها چه می­فرمایید؟

    امام(علیه السلام) در پاسخ فرمود: آن­ها (صوفیان) دشمنان ما هستند، پس هر کس به آن­ها میل کند، از آنان است و با آن­ها محشور خواهد شد و به­ زودی کسانی پیدا می­شوند که ادعای محبت ما را می­کنند و به ایشان نیز تمایل نشان می­دهند، خود را به ایشان تشبیه نموده و لقب آنان را بر خود می­گذارند و گفتارشان را تأویل می­کنند.بدان که هر کس به ایشان تمایل نشان دهد از ما نیست و ما از او بیزاریم و هر کس آنان را رد و انکار کند مانند کسی است که در حضور پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) با کفار جهاد کرده است.»
    إثبات الهداة بالنصوص و المعجزات / ج‏۴ / ۲۰۴ / الفصل الخامس و الثلاثون ….. ص : ۲۰۴
    سفینة البحار، ج۲، ص۵۷- حدیقة الشیعه، ص۳- ۵۶۲ – الإثنی عشریه، ص۳۲- شرح نهج البلاغه خویی، ج۶،ص۳۰۴٫