وکیل سابق نجفی: میترا استاد با اسلحه نجفی به قتل نرسید!


پیش از این علیزاده طباطبایی در ادعایی عنوان کرده بود که فیلم احترام پلیس به نجفی مربوط به زمان شهردار بودن وی و بازدید نجفی از پلیس آگاهی است!


+ 
6

- 
1
ارسال در 1398/5/29 ساعت 07:04 2019-8-20 07:04:54
محسن
توسط محسن


عرض x طول

دکمه اشتراک گذاري تلگرام ارسال ويدئو در تلگرام

ارسال نظر
نظرات
(برای مشاهده نظرات کلیک کنید)
  • پس اسلحه هم مجوز داشته؟

    هی خداااااا!!!!


    نمیشه تشویش اذهان عمومی حساب کنیم؟

    بابا حد اقل طرف یه دردش بگیره دی


    نه اینکه برگرده به ریش همه بخنده

  • سلام
    مزخرف
    چرا قتلی که مرتکب نشده بر عهده گرفته؟
    چون ... و میدونه که قصاص نمیشه
    ملت رو مثل خودتون .. فرض نکنید
    از همون اول هم حدس میزدم
    معلوم نیست می خواستند گند چی در نیاد این رو درست کردند
    فقط حیف خونی که ریخته شد و جونی که رفت
    وگرنه معلوم بود که این آقا قصاص بشو نیست.

    نو اون که یه عده آن چنان می نوشتند و می گفتند که نباید از خون این خانم گذشت
    نه اینکه الآن...

    مشخص بود
    به نظرم فقط می خواستند شانتاژ کنند که قانون اسلام -نسبت به دیه زن و مرد- رو بزنند
    و موفق هم شدند

    خاک بر سر کسی که دینشو از آدمای غیر معصوم بگیره

  • جناب اقای علیزاده طباطبائی ! شما را به روزی که پایانِ دورانِ دانشجوئی و اتمام دروس حقوق و وکالت و سوگند نامه ای که همه ی وکلا یاد میکنند را ارجاع میدهم و جواب را خواستارم . جناب تا جائی که میدانم و کاملا با اهلش که همان وکیل میشود وخیلی از شما و دیگر وکلای عزیزو با ایمانی که درکسوت وکالت هستند پرسیده ام و همه گی که بسیاری ازاین عزیزان خیلی از جنابعالی هم قدیمی ترو هم زبده تر و هم پیرو بقول معروف استخوان خورد کرده دراین مسلک و حرفه هستند متفقآ گفته و میگویند ما در روز دریافت دیپلم و یا همان اجازه و یقول معروف جواز خودمان را دریافت میکنیم سوگند وقسم یاد میکنیم که همواره از مظلوم و درمانده و بی پناهی دفاع کنیم که درمقابلش ظالمی و طغیانگری قد علم کند ودراین راه از بزرگترین سرمایه مان یعنی خرج کردن جان نیز ابائی نخواهیم کرد که این قسم بایستی شامل حال شریف شما هم باشد الزامآ , حال وجدانآ , شرافتآ , ناموسآ این کسانی را که آوازه شان ید طولائی دارد و دارند و برای ملت شناخته شده و حرکات و رفتارو منش و کردارشان مسبوق به سابقه است کدامشان تا به حال بینوا و مظلوم و درمانده بودندو هماوردشان فُلچماق و بقول معروف پُشت دارو مُشت دار بودند که شما دَم به ساعت وکالتشان را قبول میفرمائید؟ از کدام بدبخت و بی کِس و بی پناه درمقابل قدارو قداره بندی دفاع کردید ؟ البته اگر ان اقا که از سرخوش شانسی برنامِ فامیلیِ پناهی سوار شده اند و فکر کنم چون پناه دارند دیگر نیازی ندیدید که بی پناه بدانیدش وکیلش نشدید و نیازی ندیدید وگرنه شما از میطی رینگو گرفته که خودش یک تکزاسِ اکبند است تا دزدان سرگردنه که شرافتشان خیلی بیش از بعضی از چنگیز مغول خونخوارترواز هر هرزه و تن فروشی بدتر از پری بلنده بلندتر را وکالت کردید و این دست اخری مانده بود یک شهردارمظلوم و یهوئی یدون نظر سوء قاتل تازه انهم با اسلحه ی پلاستیکی که بازهم تازه تیرهای رهاشده از همان لولو ترسانش به درو دیوار خورده که دراین بازارِ داغِ بیکاری و بدبختی از صدقه ی سرِ دولتِ نیمچه کدخدا ی زیر نظرو تحت حمایتِ کدخدایِ اورژینال یک چند مدتی برای گچ کارو کاشی کار کاری درست کردو به امار بکارگرفته ها اضافه کرد عملِ خیری انجام داد وکالت فرمودید ولی چون از اول مشخص بود که بی گناهِ بی گناه است به شما گفتند زحمت نکشیدو شمارا به سراغ یک بنده خدای بی کِس و بی پناهِ دیگری رهنمون فرمودند . یعنی یا ما وکیل ندیده ها و قسم ناشناس ها و لبو فروشها و دنبالِ جهنم گردا رَد دادیم یا زبانم تاول بزند شما رَد دادی ؟؟ تازه باید به شما جایزه هم داد که با افشای اینکه نُه عدد (9) تیرِ ناقابل شلیک شده و نه پنج تا و شش تا ابروی هرچه کاردان و متخصص و کارشناس و کاراگاهانی که برای این مسائل کارکشته شده اند را محفوظ کردید و از مضام اتهام و نابلدی و گیجی نجات دادید درضمن ابروی هرچه قاضی و خبرنگارو مخبرووووو را هم احیا فرمودید با این افشاگری . خداوندا به منِ حقیرو نفهم و شوت و پی رو گُلو تَلو حَشو هرو شیرو نگارو جانی جانِ والکرو بزم و رزم فهم بده که دیگه بیش از این رَد ندم اهالیِ محترم و ارزنده ی جهنم را بیش از استحقاقشان رنجیده و اوقاتشان را با حضورِ نحسم به درگیری و قمه کشی نیاندازم .

  • اگر خداوندی باشد که هست و فقط او حق است پس بر عهده اوست که مستقیماً یا با اسبابی خودش را به انسانها بشناساند و خدایان دروغین را ابطال کرده و رسوا کند...
    و اگر خداوند حق دینی برای هدایت فرستاده تا جهانبینی درست و اوامر و نواهی خودش را به مردمان برساند؛ باز بر عهده اوست که دین حق را به انسانها بشناساند مستقیماً یا با اسبابی و دین های دروغین و مکاتب بیهوده و جهانبینی های غلط و مضّر را ابطال کرده و رسوا کند..
    اگر چنین نکند بر عهده انسانها از آن بابت چیزی نیست
    و از آنجا که خداوند حق نسبت به ما مهربان است و خیرخواه انسانهاست خودش و دین حق را به همه خواهد شناساند و لزوم پیروی از آن را برای انسانها مشخّص خواهد کرد...
    و البته تا اکنون خودش و دین حق را بر تعدادی از انسانها شناسانده پس آنها که او و دین حق را شناختند وظیفه دارند با ایمان و اعتقاد و اعتماد به خدا به دین حق گرویده و به آن عمل کنند و با آنهایی که هنوز خداوند حق و دین او را نشناختند مدارا کنند...
    و البته آنها که خداوند حق و دین او را شناختند ولی از ایمان به او و گرایش به دین حق و عمل به آن رویگردانند آنها همان کافران هستند...
    برای همین ما فارغ از خداوند و دین حق هم که بخواهیم در پی اصلاح جامعه باشیم
    بایست همه را دعوت کنیم به این پند اخلاقی حکیمانه که:
    هر چه را برای خودت می پسندی برای دیگران هم بپسند و هر چه را برای خودت نمی پسندی برای دیگران هم نپسند..
    بنابراین بیاییم به دیگران دروغ نگوییم همانطور که دوست نداریم به ما دروغ بگویند...
    از دیگران دزدی نکنیم همانطور که نمی خواهیم کسی از ما دزدی کند...
    به دیگران احترام بگذاریم همانطور که دوست داریم به ما احترام بگذارند...
    دنبال زن و دختر و ناموس مردم نیفتیم و به شهوت چشم به آنها ندوزیم همانطور که دوست نداریم کسی دنبال زن و دختر و ناموسمان بیفتد و نگاه شهوتی به آنها بکند
    (و اگر مُنصف باشیم باید بپذیریم که این حجاب و پوشش مناسب است که تا حدود زیادی مانع خواهد شد و ناموسمان را حفظ خواهد کرد)...
    و گرانفروشی نکنیم همانطور که نمیخواهیم کسی به ما گران بفروشد...
    ناسزا نگوییم همانطور که دوست نداریم به ما ناسزا گویند...
    به نیازمندان کمک کنیم همانطور که دوست داریم در موقع نیاز دست مان را بگیرند...
    و در آگاه کردن مردم بکوشیم همانطور که دوست داریم اگر چیزی را نمی دانیم به درستی آگاهمان کنند...
    ووووو
    و البته در حفظ سلامتی خودمان کوشا باشیم و از مواد مخدر و مواد غذایی مضّر و مشروبات الکلی و سیگار دوری کنیم و خانواده هایمان را از اینها دور کنیم و قوانین رانندگی را رعایت کنیم و به آنها نیز یاد آوری کنیم اگر سلامتی شان را خواهانیم...
    ((اگر نیک بنگریم این پند حکیمانه که: هر چه برای خود می پسندی برای دیگران هم بپسند و هر چه نمی پسندی برای دیگران هم نپسند؛ اگر توسّط مردم باور گردد و عمل شود کشورمان و دنیا را گلستان میکند؛))
    و صد البته اگر کسی خداوند حق را حاضر و ناظر بداند و یقین بدارد پس از مرگ بازخواست خواهد شد الزام جدّی برای عمل به این پند حکیمانه برای خود می بیند وگرنه خیلی کم رخ میدهد شخصی که اعتقاد به خدا و عالم آخرت ندارد خود را به این پند ملزم کند...
    چون برای چنین کسانی رعایت اخلاق و به فکر دیگران هم بودن معنایی ندارد و میگویند: فقط همین دنیاست و پس از مرگ نابودی مطلق است پس بگذار برای رسیدن به آنچه مایلیم هر کاری که شده انجام بدهیم هر چند برای رسیدن به آن به دیگران ظلم کنیم, زیرا فقط خودمان مهّم هستیم نه دیگران