#باید_به_رئیسی_کمک_کرد


#باید_به_رئیسی_کمک_کرد
سخنرانی روشنگرانه استاد حسن عباسی


+ 
58

- 
2

عرض x طول

دکمه اشتراک گذاري تلگرام ارسال ويدئو در تلگرام

ارسال نظر
نظرات
(برای مشاهده نظرات کلیک کنید)
  • قانع 98/9/18 ساعت 14:01

    سلام بابا خداخیرت بده استاد عزیز

  • گویا چنین خواهند کرد که اگر رهبری از دنیا رفت رئیسی را رهبر کنند

  • پس چی

  • رئیس دولت لیبرال را بگو که برای رای آوردن ادعا کرد اگر رئیسی رئیس جموهور بشود در پیاده رو دیوار خواهد کشید

  • رئیسی آدم درستی است

  • بیست و پنج درصد اول
    رو اگه اونی که رییس قوه قضاییه رو انتخاب میکنه
    تا حالا درست انتخاب کرده بود اینهمه فساد در دستگاه قضا شکل نگرفته بود که نیاز باشه بجای پیشگیری دست به درمان زد
    بیست و پنج درصد دوم تا زمانی که تضمین ندن در صورت نا کارامدی بدون بهونه برن گم شن از نظر من مردود هستن
    بیست و پنج درصد سوم هم باید قبلش بیان بگن با تحریم ها و در روابط خارجی چه خواهند کرد
    تا کی باید به امید چین و روسیه نشست
    وباید تضمین بدن ارزش پول ملی رو تا پایان دورشون ثابت نگهدارن در غیر این صورت برن گم شن
    و اما بیست و پنج درصد چهارم که اول باید مخ اونارو بزنی تا در بیست و پنج دوم و سوم فقط اونایی که تو دوست داری رو تایید کنن
    ولی زیاد نگران نباش با ریزش رای دهندگان
    اون تعدادی که میمونن اکثرا به به همونایی که تو دوست داری رای میدن
    مگر اینکه تو این چند ماه یه دو قطبی حیجانی درست بشه که بعید میدونم

  • عدم درج توهینها خوب است اما درج فوری برخی نظرات مشکوک است.

  • روشنگری که ناسزاها را هم ثبت کرده

  • سیاست هنگامی درست میشود که عقیده درست بشود و مبتنی بر عقیده درست سخن گفته شود و رفتار گردد
    متاسفانه اسلام در ایران دچار بعضی آخوندهایی شده که صوفیانی اند در لباس تشیع و انحرافات عقیدتی صوفیان را ترویج میکنند
    و جالب اینکه مخالفانشان را تهمت جهل میزنند و عقاید باطلشان را نیز با سوء استفاده از آیات متشابه و فلسفه بافی و تشبیه خالق به مخلوق که شرک و کفر است اباطیلشان را برای عوام جا میزنند
    مثل محمدحسین طهرانی که نام علامه برایش گذاردند و عقایدش بخلاف اسلام است
    چنانچه ادعا کرده:
    حق سبحانه و تعالی، خالق است در مرتبه اعلی و مخلوق است در مرتبه دانی،آمر است در مقام بالا، مامور است در مقام پائین، راحم است در افق مبین،مرحوم است در اسفل السافلین!
    (الله شناسی ج 3 ص 222)..
    از این بهتر نمیتوانسته ادعا کند که همه چیز خداست و خداست که همه چیز است؛ و مخلوق همان خالق است و خالق همان مخلوق است.. در حقیقت اینها خداوند را مخلوق و مملوک و مربوب می شمرند و ادعا دارند مخلوق از ذات خالق و تطوّر و تحوّل خود خالق پس همذات اوست
    بخلاف اسلام که خداوند در آن خالق همه چیز و مالک همه چیز و ربّ همه چیز و بخلاف اشیاء و غیر آنهاست و مخلوق و مملوک و مربوب نیست و کُنهِ خداوند متفاوت و بخلاف مخلوقاتش است
    در قرآن و کلام اهل البیت(علیهم السلام) میخوانیم که فرمودند:
    الله خالق کل شئ، هو ربّ کل شئ، لَهُ کل شئ و هو بخلاف الاشیاء و نظیر این تعابیر..
    همین جناب محمدحسین طهرانی در جایی ادعا کرده که اگر استادش(هاشم حداد) بگوید: یک لیوان خون بخور فلفور آن را میخورد؛
    (حتّی اگر خداوندِ قرآن و اهل البیت(علیهم السلام)فرموده باشند خوردن خون حرام است)
    چنین عقایدی که در سطح گسترده در ایران ترویج میشود سبب شده تا کسی برای حلال و حرام إلهی تره هم خورد نکند و از خداوند حیا نکند و از جهنم نترسد
    چون فقط خداست و خداوند که خود را عذاب نمیدهد تا حساب و کتابی در کار باشد و چنین میشود که به اسم عرفان ادعا میکنند اگر رفتید بهشت و دیدید شمر و یزید زودتر از شما رفتند تعجب نکنید
    و چنین میشود که اسلام در دولتها به حاشیه رانده میشود و حسن فریدون رئیس جمهور دولت لیبرالی به صاحب تئوری مرگ اسلام جایزه میدهد

  • اگر واقعا ضد انقلاب و ضد امام خمینی هستی که هیچ. اما اگر واقعا ضد انقلاب نیستی یادت باشد این اراجیف را کسانی دهان تو گذاشتند که می خواهند امام خمینی را به عنوان یک فیسلوف عارف و حکیم متاله بزنند.
    شوخی نیست که در تمام دانشگاههای اسراییل و برخی از برترین دانشگاههای آمریکا کرسی شیعه شناسی درست شده است. همه آنها خوب فهمیده اند علمای شیعه توحید افعالی را با ادعا قبول داشتند اما فقط حکمایب متاله بودند که معنی عقلی توحید افعالی را فهمیدند و تازه فقط هم عرفا بودند که توحید افعانی را به طور شهودی درک کردند.
    و فقط یک فقیه بود که هم مرجع تقلید بود - یعنی توان دادن حکم جهاد و قیام داشت- و هم فلیسوف و عارف بود - یعنی توحید افعالی را با همه وجودش درک کرده بود و می فهمید که لاموثر فی الوجود الا الله یعنی چه. فقط همین یک نفر هم می تواند ذره ای از آمریکا و تمام جهان استکباری نترسد و هم مردم را بسیج کند که علیه آمریکا و جهان استکبار بایستند.

    والا ما فقیه و مرجغ تقلید معمولی زیاد داشتیم. همه محافظه کار بودند. متاسفانه هیچ کدام جرات در افتادن با تمام دنیا را نداشتند و تاریخ زندگی هر یک را که بخوانی می بینی بالاخره کوتاه آمدند و یا منحرف شدند و از همانجا ضربه خوردند و یا اینکه کلا بی خیال سیاست شدند و یا اگر خیلی شجاعت داشتند حداکثر مانند تیر شهابی یک حرکت مختصر انجام می دادند و دوباره به حجره های خود باز می گشتند.
    عارف شجاع و نترس هم زیاد داشتیم که ذره ای محافظه کاری بلد نبودند ولی چون مرجع تقلید نبودند شجاعت یک نفره آنها ابدا تاثیری بر جوامع نداشت.
    تا آنکه امام خمینی آمد که جامع جمیع همه علوم عقلی و نقلی و عرفان و فلسفه و در عین حال مرجع تقلید فقهی بودند.
    و او موفق شد.

    لهذا بلافاصله دشمنان فهمیدند باید کجا را بزنند. باید کاری کنند که دیگر کسی مثل خمینی ظهور نکند. باید بر طبل حرام بودن فلسفه و عرفان بکوبند و در وزه های شیعه رسما پول خرج کنند تا هیچ مرجعی در آینده مانند خمینی نشود.
    حالا می بینی که چرا امثال مهدی نصیری که روزی سوپر انقلابی بودند وفتی کم کم با عرفان و فلسفه در افتادند حالا هم به این نتیجه رسیده اند که اسلام در غیبت قابل اجرا نیست و باید بی خیال حکومت اسلامی در غیبت بشویم! یعنی رسما قرآن را تعطیل کنیم!

    این را هم بدان که تو چون فرق تصوف و عرفان را نمی فهمی خیلی راحت به خودت اجازه می دهی با خواندن یکی دو جزو و کتاب از افرادی با اسم های گنده گنده اما عمیقا فاقد فهم ، به بهترین بندگان خدا به جرم آنکه چیزی بیش از تو می فهمیده اند تهمت بزنی. البته نمی خواهم دوباره بحث را باز کنم چون برایم یقین شده که ون فرق وجود و ماهیت را نمی فهمی و دایم این دو مفهوم متفاوت را به جای هم به کار می بری و قاطی می کنی البته نمی توانی بفهمی که وحدت ماهیت شرک است و وحدت وجود عین توحید است.
    اما بدان که وقتی جماعتى، دسته جمعى توطئه نموده بودند، و درباره روش عرفانى و الهى و توحیدى مرحوم آخوند ملّا حسینقلى انتقاد کرده، و یک عریضه‌‏‌اى به مرحوم آیت‌الله شَرَبْیانى نوشته بودند. (در اوقاتى که مرحوم شربیانى ریاست مسلمین را داشته، و به عنوان رئیس مطلق وقت شمرده مى‌‌‏شده است.) و در آن نوشته بودند که آخوند ملّا حسینقلى روش صوفیانه را پیش گرفته است.

    مرحوم شربیانى نامه را مطالعه فرمود، و قلم را برداشت و در زیر نامه نوشت:

    «کاش خداوند مرا مثل آخوند، صوفى قرار بدهد.»

  • تو که اینقدر سنگ ملاصدرا و عرفای اصطلاحی(صوفیان)را به سینه میزنی،
    امام خمینی از تو که جوجه طلبه ای شاید باشی، بسیار باسواد تر و فهمیده تر بود در اواخر عمرش ابراز پشیمانی کرد و و چنین گفته و نوشته است: اسفار اربعه با طول و عرضش از سفر به سوی دوست بازم داشت ، نه از فتوحات فتحی حاصل و نه از فصوص الحکم حکمتی دست داد. به سوی نور ، صحیفه نور ج 22 ص 380 - آذر ماه 1365

    می بینی که امام خمینی اسفار اربعه ملاصدرا رو مانعی برای سلوک إلهی دانسته و کتب فتوحات و فصوص الحکم ابن عربی را که از گنده های تصوف است و عارف نماهای شیعه و سنّی متاسفانه سر سفره گندیده اش نشستند را بیهوده شمرده که فتحی برای انسان حاصل نمیکند
    شما رسول الله و ائمه هدی از عترتش را که عباد مخلَص خداوند هستند را رها کرده اید و مزخرفات و اشتباهات و کفریات صوفیان و فلاسفه درباره خداوند را عقیده خود کرده اید
    خداوند متعال در قرآن فرموده: سبحان الله عما یصفون الا عباد الله المخلَصین(خداوند منزّه است از آنچه وصف کنند؛ مگر(وصف) بندگان مخلَص خداوند)
    این عباد مخلَص خداوند فقط پیامبران إلهی و افضل آنها محمّد مصطفی و جانشینانش ائمه هدی(علیهم السلام) هستند که معرفت به حقایق را از خود خدا گرفتند، پس خدا را به درستی معرّفی کردند و آیات قرآن را به درستی توضیح دادند، و هر کسی از غیر آنها طلب معارف کند عقاید کفرآلود و شرک آمیز را عقیده خواهد کرد هر چند بر این توهّم باشد که توحید حقیقی را دانسته

  • همان که گفتم به مادرت باید تبریک گفت..
    ضمنا هنوز نگفته ای جطوری این کسانی که صوفی می نامی حتی نماز شبشان هم ترک نمی شود؟

  • خداوند لعنتت کند، کسانی که متمایل به عقاید صوفیه بشوند و خود را صوفی نمی نامند، حتّی اگر نماز شب هم بخوانند.. و اگر نماز هم بخوانند دلیل بر درستی عقایدشان نیست همانطور که سنی های عُمَری نماز میخوانند و خود را مسلمان واقعی می شمرند ولی به خدای باطلی معتقدند که شبهای جمعه به آسمان دنیا پائین می آید و با چشم سر رویت میشود
    به سند صحیح از « بزنطی » و « اسماعیل بن بزیع » از امام رضا علیه السلام روایت شده است که آن حضرت فرمود : « مَن ذُکِرَ عِندَهُ الصُوفِیَة وَ لَم ینکرهم بِلِسانِه و قلبه فلیس منّا و مَن انکرهم فکأنّما جاهد الکفار بین یدی رسول الله (ص)»
    « هر کس نزد او از صوفیه سخن به میان آید و به زبان و دل انکار ایشان نکند، از ما نیست و هر کس صوفیه را انکار نماید، گویا اینکه در راه خدا و در حضور رسول خدا (ص) با کفار جهاد کرده است »
    (سفینه البحار/ج۲/ص۵۷ چاپ فراهانی تهران و ج۵ ص۱۹۷ چاپ اسوه قم)) و ( مستدرک الوسائل ج۱۲ ص ۳۲۳) و (مستدرک سفینة الحار ج۲ ص۳۹۸) و البدعة و التحرف ص۱۱۲) و (دایرة المعارف اعلمی ج۲۰ ص۲۴۳) و (طرائق الحقائق ج۱ ص۲۱۲) و (حدیقة الشیعه ص۵۶۳) و (مصابیح الدجی ص۲۴۴) و کشف المعارف مستعلیشاه ص۱۸) و (اثنی عشریه شیخ حر عاملی ص۳۲) و (تنبیه الغافلین ص۱۲) و (انوار النعمانیه ج۲ ص۲۹۳)
    به سند صحیح از « احمد بن محمد بزنطی » روایت کرده اند که مردی به امام صادق(ع) عرض کرد : در این زمان قومی پیدا شده اند که به آنها صوفی می گویند. درباره آنها چه می فرمایید؟ امام (ع) در پاسخ فرمود : « انهم اعداءُنا فمن مال الیهم فهو منهم و یحشر معهم سیکون اقوام یدّعون حبّنا و یمیلون الیهم و یتشبهون بهم و یلقبون انفسهم بلقبهم و یأوّلون اقوالهم ألا فمن مال الیهم فلیس منّا و إنّا منهم برآء و من انکرهم و ردّ علیهم کان کمن جاهد الکفار بین یدی رسول الله (ص).»
    آنها ( صوفیان ) دشمنان ما هستند ، پس هرکس به آنها میل پیدا کند از آنان است و با آنها محشور خواهد شد به زودی کسانی پیدا می شوند که ادعای محبت ما را می کنند و به ایشان نیز تمایل نشان می دهند ، خود را به ایشان تشبیه نموده و لقب آنان را بر خود می گذارند و گفتارشان را تأویل می کنند . بدان که هرکس به ایشان تمایل نشان دهد ؛ از ما نیست و ما از او بیزاریم و هرکس آنها را رد کند مانند کسی است که در حضور پیامبر (ص) با کفار جهاد کرده است.»
    (اثنی عشریه/ص۳۳) و (سفینة البحار چاپ فراهانی ج۲ ص۵۷ و در چاپ اسوه قم ج۵ ص ۱۹۷) و (انوار نعمانیه سید نعمت الله جزایری ج۲ ص۲۹۳ چاپ تهران) و ( منهاج البراعه علامه خوئی ج۶ ص۳۰۴) . ( طرائق الحقائق ج۱ ص۲۰۸ چاپ کتابخانه بارانی) و (خیراتیه ج۱ ص ۳۶) و (البدعة و التحرف ص۱۱۳) و (مصابیح الدجی ص۲۴۴) و (حدیقة الشیعة ص۵۶۲) و (کشکول علامه بحرانی ج۳ ص۲۲۹) و (فضایح الصوفیه ص۳۵)

  • زیاد به در و دیوار و اینور و آنور نزن تا اشتباهات و انحرافات فلاسفه و عرفای صوفی گرا رو توجیه کنی،..
    برای ما فقط اسلام حقیقی و معارف حقیقی که رسول الله و عترت اهل البیتش(علیهم السلام) طبق قرآن فرمودند مهّم است، حالا اگر تو نمیخواهی بفهمی و بافته های عرفای اصطلاحی و فلاسفه را به توحید اسلام ترجیح میدهی خود دانی
    واژه یزدان هم اکنون به معنای خداوند استعمال میشود، حتی طبق بعضی از کتب سلمان فارسی بسم الله الرحمن الرحیم را بنام یزدان بخشاینده ترجمه کرده بود
    و صدها سال پیش شعرای حکیمی مثل فردوسی هم واژه یزدان را به معنای خداوند بکار برده..
    در آغاز باید بدانی درست.. سرمایه گوهران از نخست
    که یزدان نه از چیز، چیز آفرید .. بدان تا توانایی آرَد پدید

  • رسول خدا و اهل البیت(علیهم السلام) و شاگردانشان مبارزه کردند بر علیه إلهیات بشری و بافته های صوفیان کذابی چون مولوی و شمس تبریزی و منصور حلاج
    فلسفه فلوطینی تان که اکنون بن مایه عرفان اصطلاحی هم است و در آن مخلوقات در واقع مخلوق نیستند بلکه حسه ای و ترشحی از ذات خدا هستند از اساس باطل است
    رسول الله و اهل البیت(علیهم السلام)هم فرمودند که خلقت خداوند لا من شئ است، یعنی نه از چیزی،.. یعنی خدا نه از خودش مایه گذاشت تا صدور فلاسفه و تجلی ذات که در عرفان اصطلاحی مطرح است درست باشد و نه از ماده اولیه ازلی جهان را آفرید تا غیر از خداوند چیزی قدیم محسوب شود
    فقط خداوند قدیم است و غیر از او هر چیزی حادث است، و خداوند مخلوقات را ایجاد کرده و ساخته بی آنکه هیچگونه شباهتی به آنها داشته باشد و خداوند متفاوت و غیر از مخلوقاتش است
    توحید افعالیتان هم که بر اساس تجلّی خود ذات إلهی و تطوّر و تحوّل و ظهور خود او باشد از اساس باطل خواهد بود
    چون تجلّی خدا غیر از خود اوست، تجلّی فعل خداست، و فعل هم مخلوق اوست و خداوند هم به تمام حقیقتش متفاوت است از مخلوقاتش و و بخلاف و غیر آنهاست