مناظره حسن آقامیری و حجت الاسلام رفیعی


تو مناظره امروز حجت الاسلام رفیعی با آقامیری، آقامیری ادعا میکنه اگه مشرک هم از دنیا رفتی اون دنیا میتونی توبه کنی و بری بهشت ! وقتی آقای رفیعی با دلیل و آیات جوابش رو میده و میگه حرفت اشتباهه،


+ 
15

- 
3

عرض x طول

دکمه اشتراک گذاري تلگرام ارسال ويدئو در تلگرام

ارسال نظر
نظرات
(برای مشاهده نظرات کلیک کنید)
  • بنده با عقل کوچک خود چند نکته را به اختصار در خصوص اصرار آقای آقا میری عرض میکنم :
    1. آنچه ایشان عقیده دارد که در این عالم و عوالم بعدی بدنبال کافر میدوند تا اصلاحش کنند ، حتی پیامبران و امامان در عالم بعدی کافر را به هر نحوی متدین میکنند ، صرفا" یک نظریه است که در ذهن ایشان نقش بسته و ایشان سعی دارند بافته های ذهن خود را بصورت یک قانون الهی معرفی کنند .
    اگر اراده خداوند در این بود ، مطمئن باشید همه متدین به دنیا می آمدند و اصلا نیازی به اینهمه جار و جنجال و تاریخ سازی و جنگ و صلح و ظلم و عدل و ایمان و کفر ...نبود .

    2. کلمه کافر بر وزن فاعل است و ریشه آن کفر است . معنی کلمه کفر در فرهنگ اعراب به معنای پنهان کردن و پوشاندن است .
    در نتیجه کافر نور حق و حقیقت را میخواهد بپوشاند . وقتی سعی بر پوشاندن حق میکند ، یعنی باطل را ترجیح داده است . خواه نا خواه کسی که از حق فاصله میگیرد تا به باطل برسد ، از اعمال باطل و ناحق هم ابایی ندارد . پس ظلم پیشه میکند و زبان به ناحق میگشاید . خب خداوند در قرآن به صراحت و به دفعات به عاقبت ظالم اشاره کرده است . آن الظالمین لهم عذاب الیم . یقینا" برای ستمگران عذاب درناکی هست .
    پیامبر اکرم فرمود : دنیا مزرعه آخرت است . هر کسی آن برداشت کند عاقبت ، که کشت .
    پس انسان متناسب با ابزارهایی که خداوند در اختیارش نهاده ، مثل گوش و چشم و دست و پا و عقل و شعور و قدرت انتخاب ، باید پاسخگوی اعمال و رفتار خود باشد و بنده حقیر نمیتوانم به غیر از وعده های خداوند که به صراحت اعلام کرده ، از جانب خود وعده های دیگری به خود و دیگران ، آن هم در عالم بعدی بدهم . و در جایی که آب هست ، تیمم باطل است .
    و راست گفت خداوند بلند مرتبه و بزرگ .

  • مهم ترین و ضروری ترین لازمه ی گفت و گوهای دینی و مذهبی چیست؟
    ---
    متاسفانه نقصی که در این گفت گو میان آقایان رفیعی و آقا میری آشکار دیده می شود نبود شکل سازمان یافته ی منسجمی از مجموعه حد و مرزها و بایدها و نبایدها و نویدها و هشدارهای شناختهای سرشت نشین فرهنگ دین داری قرآنی که اساس استوار دین خداوند هستند در ذهن این دو طرف است که بیشتر چنین بحثهایی را بی هیچ نتیچه ی منطقی به پایان می رساند.
    عدم آگاهی سازمان یافته به آیات محکم و مفصل شناختهای فرهنگ دین داری قرآنی بصورت طبقه بندی شده در هر یک از این شناختها ایجاد شکل منسجم از احکام و اعتقادات دین الهی در ذهن بشر را میسر نمی سازد و بیشتر بحث دینی را به اختلافات سترون سوق می دهد.
    بحث دینی باید با آگاهی کامل بحث کنندگان به حقایق قرآنی مهم ترین شناختهای فرهنگ دین داری قرآنی ؛ خدا شناسی ، پیامبر شناسی ، دین شناسی ، وحی شناسی ، امام شناسی ، انسان شناسی ، رفتار شناسی ، بهشت شناسی ، دوزخ شناسی ، شیطان شناسی و... همراه باشد.
    نبود آگاهی کامل مذکور بحثهای دینی و مذهبی را به هیچ نتیجه منطقی قابل قبول طرفهای بحث نمی رسند.
    احادیث و روایات گونا گون منسوب به دین و مذهب که بنا به علل علمی بسیاری با قرآن قابل مقایسه نیستند با نبود آگاهی مذکور هرگز نمی توانند بتنهایی بحث و گفت و گوی دینی و مذهبی را به سر انجامی مطلوب برسانند.
    ---
    جهل به هدف الهی از آفرینش بشر عدل خداوند را نزد بشر به ظلم تبدیل می کند
    ---
    عادلانه بودن مجازات الهی در این است که بشر با داشتن عقل و اراده و تفهیم خوب و بد در دین وحیانی خداوند با زبانی ساده و رسا و قابل درک و اثبات پذیر به او و اذعان و اعتراف سرشت او به حقایق خوب و بد و پیامدهای هر یک از این دو ؛ با اصرار و بی پشیمانی بدترینها را بر می گزیند و ارزش هدف والای آفرینش خود را پایمال می نماید.
    در عرف قانون وضعی خرد گرای بشر مجازات به اندازه آسیبهای جرم و گستره ی این آسیبها و وضعیت ذهنی مجرم که آیا با اصرار و آگاهی به آسیبها و گستره ی آسیبها یا بی اصرار و باجهل به ارتکاب جرم اقدام کرده است.
    در عرف قانون وضعی خرد گرای بشر اصرار آگاهانه ی هر فرد بشری بر اراده ی ارتکاب جرم و ارتکاب جرم از یک سو اورا از ارزشهای انسانی تهی می سازد و از سوی دیگر بعلت محدود بودن عمر فرد بشری او را با حد اکثر مجازات که یا اعدام یا حبس ابد با اعمال شاقه است رو به رو خواهد ساخت.
    این مجازات دنیوی در عرف قانون وضعی بشر تغییر پذیر یا تخفیف پذیر نیست مگر مجرم در این دنیا به پشیمانی و در حد امکان به جبران آسیبهای جرم خود بپردازد.
    مجرم حرفه ای که با آگاهی با پشت پا زدن به عقل و همه ی ارزشهای انسانی بر ارتکاب جرم اصرار می ورزد نزد خداوند آن قدر بی ارزش و بی مصرف است که او را به ماشین مخروبه ای که هیچ بهره ای برای سازنده ی خود و دیگران ندارد می توان تشبیه کرد که صاحب آن بجز بردن آن به کوره ی آهن سوزه و رهایی از آسیبهای آن چاره ی دیگری نمی یابد.
    آنان که از شدت و بزرگی مجازاتهای الهی اظهار شگفتی می کنند و نمی توانند این مجازاتها را باور کنند ذهن خود را به تفکر در اصول فوق و در هدف خداوند از آفرینش بشر به کار نمی گیرند.
    این قشر از بشر از ذهن خود در تفکر و عمل به ابزارهای معنوی و مادی که خداوند برای فراهم سازی امنیت و صلح و آرامش در محیط این آفرینش در اختیار بشر قرار داده است بهره نمی جویند و با این وضع هرگز نمی توانند درک کنند آیا پاداشها و مجازاتهای الهی عادلانه اند یا عادلانه نیستند؟
    دین خداوند ارزش خرد گرای والای بی مانندی است و هرگز نمی توان برای ارضای نا آگاهان به اصول خرد گرای آن با خرد گریزی و با تفسیرهای عامیانه و عامه پسند این اصول را تغییر داد.
    نمی توان با احساسات فاقد پایه ی منطقی قضاوت کرد که چی منطقی است و چی منطقی تر است و چی منطقی نیست.
    باید برای رسیدن به نتیجه ی مطلوب و نزدیک به حقیقت قضاوت را در باره دین عدالت گرای خداوند روی بر رسیهای قرآنی و عقلی علمی و منطقی محکم و انکار ناپذیر استوار ساخت.
    گریز از شناختهای فرهنگ اصیل دین داری قرآنی و نا دیده گرفتن اصول استدلال عقلی در بحثهای دینی و مذهبی بشر را که دانش ناچیزی دارد به سوی گمراهی و تباهی سوق می دهد.
    باید در دخیل ساختن احادیث و روایات منسوب به پیامبر و اهل بیت آن حضزت در این گونه بحثها وجود هماهنگی و انسجام در محتوای این احادیث و روایات با شناختهای قرآنی و اصول استدلال عقلی را حتما با دقت و بی تعصب جویا شد ؛ زیرا محال است که این بندگان مقرب خدا سخنی را در تضاد و تعارض آشکار با محکمات مفصل قرآن و اثبات ناپذیر با اصول استدلال عقل بنام دین و مذهب بر زبان آورده باشند.
    در هر حدیث و روایتی که به پیامبر و اهل بیت آن حضرت نسبت داده می شود اگر تضاد و تعارض با محکمات قرآنی و با اصول عقلی دیده شود چنین حدیث و روایتی مخدوش به جعل و دروغ و تزویر است و باید از عمل به آن پرهیز کرد.
    لازمه ی شناخت سره از ناسره ی احادیث و روایات منسوب به بندگان مقرب خدا آگاهی کامل به حد و مرزها و بایدها و نبایدها و نویدها و هشدارهای شناختهای فرهنگ الهی اصیل دین داری و مذهب داری قرآنی است که می توانند هر سره ای را از ناسره در این زمینه تفکیک کنند و تشخیص دهند.
    ---
    دین داران و غیر دین داران با دقت و تأمل توجه کنند
    ---
    نادیده گرفتن روشنگریهای قرآنی جفا به کلام الله حیات بخش است و قربانی کردن قرآن به پای منقولات غیر قرآنی متضاد با قرآن و عقل و شقاوت آفرین است.
    مسئولیت افراد با سواد در محضر خداوند بیش از مسولیت بی سوادان است هر چند همه موظف اند اصول دین داری و مذهب داری خود را در منابع بی خدشه ی تحریف ناپذیر دین که قرآن و عقل اند جویا شوند.
    جویا نشدن و سر سری گذشتن از اهمیت جویایی علمی در دین داری و مذهب داری ؛ مسلمان و غیر مسلمان را از پاسخگویی در محضر خداوند و دریافت آثار این کوته نگری خطرناک تبریه نمی کند.
    ما همه در مسیر بازگشت به سوی خدا هستیم و در محضر خداوند همه ی اعمال ما با موازین قرآنی و عقلی به بازخواست گذاشته می شوند.
    نکند خدا نخواسته قرآن که همیشه حی و حاضر در کنار ما هست و به برخورد ما با خود نزد خداوند گواهی می دهد این گواهی را علیه ما بدهد.
    وظیفه ی حتمی هر قرآن شناس آگاه سازی و یاد آوری پیوسته ی دین داران و غیر دین داران به حقایق محکم و مفصل سرشت نشین انکار ناپذیر قرآنی است خواه این آگاه ساز و یاد آوری خوشایند آنان باشد یا نباشد.
    قرآن با فرا خواندن و مخاطب قرار دادن عقل بشر راه رستگاری و راه شقاوت را با دلایل سرشت نشین به بشر ارائه کرده و بشر را ازاد گذاشته است که با آگاهی به نتیجه ی حتمی گزینش خود یا با عقل و اراده راه رستگاری قرآنی و عقلی را بر گزیند یا با اراده ی تهی از عقل راه شقاوت را انتخاب کند که بی تردید هر گزینشی پیامدهای حتمی خود را دارد.

  • دو گزینه ی سرنوشت ساز در زندگی بشر چیستند؟
    ---
    بشر که از عقل و اراده برخوردار است در طول تاریخ چند هزار ساله ی خویش روی این کره خاکی با همه ی وجود مادی و معنوی خویش آزموده است که روی آوردن به خداوند جهان هستی و قدر شناسی در رفتار و گفتار و پندار خود از نعمتهای بی کران همیشگی خداوند ، زندگی او را که آفریده ی ویژه و ممتاز خداوند است ، حتی در سخت ترین شرایط زندگی ، آرامش و آسایش و اطمینان می بخشد و رستگاری نصیب او خواهد شد.
    بشر فراموش کار همیشه آزموده است که روی گردانی از خداوند خویش و سرپیچی از رهنمودهای حیات بخش خداواند ، زندگی اورا حتی در بهترین شرایط مادی به زندگی آکنده از آشفتگی و نگرانی و اضطراب و بی قراری تبدیل می کند و شقاوت را نصیب او می سازد.
    بشر با درک شرایط همیشگی این دو وضعیت متضاد باهم و با شناخت پایان و نتیجه ی انتخاب هر یک از این دو وضعیت ، آزاد است راه رستگاری یا راه شقاوت را بر گزیند و می داند بازده انتخاب خود را در دنیا و آخرت مطابق وضعیتی که انتخاب کرده دریافت خواهد کرد.

  • علی 99/3/31 ساعت 05:08

    برای بحث با اقا میری فکر کنم استاد علی اکبر راعفی پور بهتر بود

  • بله بله همین خوبه

  • آقامیری واقعا از چه شاکی است؟
    خوب خدا اختلاسگر را هم می برد به بهشت! خدا که داعشی نیست!

    پس نگرانی آقامیری از چیست؟

  • آیا خدا واقعا عادل است و اینکه ظالم است اما ما مجبوریم هر کاری او بکند را بگوییم عدالت است؟ بدیهی است که طبق اعتقاد شیعه خدا واقعا عادل است و عدالتش مطابق فطرت انسان است نه خلاف آن. خدا پادشاهی نیست که ظلم کند و بعد دستور دهد همه باید به دروغ بگویند او عادل است! خدا بی نیاز مطلق است و احتیاجی به این کارها ندارد. پس عدالتش هم واقعی است و قطعا امکان ندارد صدام را بیامرزد. خدا در آیه 93 سوره نساء می گوید هر کس مومنی بیگناه را عمدا بکشد جایگاهش تا ابد در حهنم است و خدا او را لعنت کرده و خشم خدا بر او است. حالا صدام چند مومن بیگناه را گشت؟ آیا ممکن است خدا دروغ بگوید و فردا سید محمد باقر صدر را ببرد جهنم و صدام را ببرد بهشت؟ هرگز.