اشک های ساناز طاری از فساد جنسی در سینما!


خانم «ساناز طاری» که به علت انتشار عکس بی‌حجابش مورد انتقاد گسترده قرار گرفته بود، ممنوع‌التصویر نشد!
انتقاد این بازیگر به مسیح علینژاد و تعریفش از برخورد خوب دادستان با او در نوع خودش جالب است
چقدر این متانت و بزرگواری مراجع قضایی در برخورد با مجرمان زیباست و چقدر انصاف و وطن پرستی سلبریتی‌ها میتواند فضای جامعه را آرام کند؛ اما افسوس که دیگر خیلی از آن‌ها نمک‌گیر سیاسیون و سفارت‌ها شده‌اند ...


+ 
76

- 
20

عرض x طول

دکمه اشتراک گذاري تلگرام ارسال ويدئو در تلگرام

ارسال نظر
نظرات
(برای مشاهده نظرات کلیک کنید)
  • Eminem 99/6/25 ساعت 19:21

    ذهنا بد جور خراب شده. و این تقصیر خودمونه اگه واقعا مومن واقعی باشیم این مسائل خیلی کوچیک به نظر میرسه.

  • خدا بیامرزه فرج الله سلحشور رو

  • تو خودت کاملاً مشخص هستش که مشکل داری
    کیو خر گیر آوردی

  • بازیگری در سینما همینه دیگه در هر جای دنیا
    چه با عوامل پشت صحنه و چه با بازیگران جلوی صحنه و جلوی چشم همه بینندگان
    این خانم هم با این وضع ظاهرش در واقع داره خودش رو جنسی مطرح میکنه
    مگر اینکه موقعی بیآد که سینما کاملاً اسلامی بشه
    که فقط این مهم در زمان ظهور و قیام علنی جهانی امام مَهدی سلام الله علیه ممکن خواهد شد اِن شآء الله

  • برو اول حجاب ات رو رعایت کن بعد بگو سو استفاده جنسی!!!

  • سلام از روشنگی بعیده که دختره تو همین فیلم خودش را ریخته بیرون جلوی نامحرم و از فساد جنسی صحبت می کنه!!!

  • ...
    در چار چار زمستان
    من دیدم او نیز می‌دید
    آن ژنده پوش جوان را که ناگاه
    صرع دروغینش از پا درانداخت
    یک چند نقش زمین بود
    آنگاه
    غلت دروغینش افکند در جوی
    جویی که لای و لجن‌های آن راستین بود
    و آنگاه دیدیم با شرم و وحشت
    خون، راستی خون گلگون
    خونی که از گوشهٔ ابروی مرد
    لای و لجن را به جای خدا و خداوند
    آلودهٔ وحشت و شرم می‌کرد
    در جوی چون کفچه مار مهیبی
    نفت غلیظ و سیاهی روان بود
    می‌برد و می‌برد و می‌برد
    آن پاره‌های جگر، تکه‌های دلم را
    وز چشم من دور می‌کرد و می‌خورد
    مانند زنجیرهٔ کاروان‌های کشتی
    کاندر شفق‌ها،‌ فلق‌ها
    در آب‌های جنوبی
    از شط به دریا خرامند و از دید گه دور گردند
    دریا خوردشان و مستور گردند
    و نیز دیدیم با هم، چگونه
    جن از تن مرد آهسته بیرون می‌آمد
    و آن رهروان را که یک لحظه می‌ایستادند
    یا با نگاهی بر او می‌گذشتند
    یا سکه‌ای بر زمین می‌نهادند
    دیدیم و با هم شنیدیم
    آن مرد را که می‌گفت و می‌رفت: این بازی اوست
    و آن دیگیر را که می‌رفت و می‌گفت: این کار هر روزی اوست
    ...
    می‌ترسم ای سایه می‌ترسم ای دوست
    می‌پرسم آخر بگو تا بدانم
    نفرین و خشم کدامین سگ صرعی مست
    این ظلمت غرق خون و لجن را
    چونین پر از هول و تشویش کرده ست؟
    ای کاش می‌شد بدانیم
    ناگه غروب کدامین ستاره
    ژرفای شب را چنین بیش کرده ست؟
    هشدار ای سایه ره تیره تر شد
    دیگر نه دست و نه دیوار
    دیگر نه دیوار نه دوست
    دیگر به من تکیه کن، ای من، ای دوست، اما
    هشدار کاین سو کمینگاه وحشت
    و آن‌سو هیولای هول است
    وز هیچ‌یک هیچ مهری نه بر ما
    ای سایه، ناگه دلم ریخت، افسرد
    ای کاش می‌شد بدانیم
    نا گه کدامین ستاره فرو مرد؟
    ...
    البته جوانی است و بی تجربگی ، بعنوان پدری که درد پدر شما را درک می کند و با او در این نگرانی شریک است ، عرض می کنم فاصله بین نسل ها باعث شده تجربیات از پدر به فرزند منتقل نشود. اینگونه بود که آفریقای صاحب علم و تمدن ( بنعوان نمونه نگاه کنید به سخنرانی ضدامپریالیستی رحیم پور ازغدی در دفاع از سیاه پوستان در همین روشنگری ) دچار قحطی شد. مادران ما جواهر تن خود را در دید دزدان رها نمی کردند.
    نگاه کنید به تغیرات ( در دورانی که فاصله انداختند بین مادر و دختر و پدر و پسر و من بیدار شدم اما دیر ) مرحومه فروغ فرخزاد از دفتر اول تا دفتر آخر که گفت و رفت :
    ...
    خورشید مرده بود
    و هیچکس نمیدانست
    که نام آن کبوتر غمگین
    کز قلبها گریخته، ایمانست
    ...
    تقدیم به همه دختران نور چشمم در ایران اسلامی : باز گردیم به عهد مادر بزرگها ، خانمهائی که با فتوای میزای شیرازی قلیان ها را شکستند حتی در کاخ ناصرالدین شاه.

  • اگر زنی که … ولی اگر مردی از اون پسر مذهبیایی هم یه مشت بچه ننه مف دماغی هستن اون پسر مذهبیاتون هم یه مشت بچه ننه مف دماغی هستند که تا یه دختر رنگ به رنگ بهشون نگاه می کنه آب از لب و لوچه اشون راه میفته بهشون مسلم میشه که طرف  فرشته است و گیر یه خونواده بد افتاده و اونها می تونند به راه راست هدایتش کنند ولی گذر زمان نشون میده که اونها عوض میشن نه عروس خانم  د که تا یه دختر رنگ به رنگ بهشون نگاه می کنه آب از لب و لوچه اشون راه میفته بهشون مسلم میشه که طرف  فرشته است و گیر یه خونواده بد افتاده و اونها می تونند به راه راست هدایتش کنند وجذبش کنن ولی گذر زمان نشون میده که اونها عوض میشن نه عروس خانم   فهمیدی مذهبی مفت دماغی

  • مشکل خیس مذهب های کثیف ونادانی چون توست تو خودت بالا گفتی که برو اول حجاب ات رو رعایت کن بعد بگو سو استفاده جنسی!!!خوبه حالا من به تو بگم توهین نکن چشم ها را باید شست جور دیگر باید دید تو نگاه نکن دوست داره لخت باشه فهمیدی امثال تو خیس مذهب مفت دماغی …

  • حجاب از کلمه حَجْب به معنی پوششه. بد حجاب هم به معنی بد پوششه. طرفدارای آزادی پوشش باید به این سوال جواب بدن که آیا دایره آزادی پوشش شامل حضور افراد کاملاً عریان در ملاء عام هم میشه یا نه؟ اگر آری، که باید گفت به جنگل حیوانات خوش آمدید. اگر نه، که سوالات دیگری مطرح میشود... حداقل پوشش را چه کسی و مستدل به چه منبعی تعیین میکند؟ اگر آن فرد یا گروه، حداقل پوشش را تعیین کرد، ملزم به تدوین قانون برای تعیین حداقل پوشش است و قانون بدون ضمانت اجرا (برخورد قانونی) بی معناست... در کشور ما بعد از انقلاب اسلامی منبع تعیین کننده این حداقل پوشش، قرآن و احادیث ائمه معصومین هست و طبعاً تدوین قانون و ضمانت اجرا در پی آن است. لزوم پوشش در تمام ادیان الهی غیر قابل انکار است؛ اما در جوامع لائیک و با تولد سکولاریسم، منبع قابل اعتنایی برای پاسخگویی به مسائل حوزه علوم رفتاری و اجتماعی وجود ندارد و صرفاً بر اساس تجربه و آزادی فردی با این دست مسائل برخورد میشود. نتیجه این منابع هم تا الان این شده که سگ ها و گربه ها هر روز بیشتر صاحب لباس و کفش می‌شوند و انسان هر روز برهنه تر! اما این حقیر یقیین دارم که دانشمندان جوامع لائیک با کسب همین تجربه ها یک روز به لزوم پوشش اجباری برای سلامت جامعه خواهند رسید؛ منتها معلوم نیست تا آن روز چند انسان، موش آزمایشگاهی امثال فروید و راسل و... خواهند شد.

  • اشتباه بزرگ مسوولین دلسوز اما نادان این است که خیال می کنند راه چاره
    حجاب کارهای فرهنگی و تبلیغی است! آنها خیال می کنند که باید ایمان در
    قلب همه اول رسوخ کند تا بعد احکام اسلام اجرا شود. اما این خطای محض
    است. حتی پیامبر خدا صلی الله علیه و آله هم وظیفه نداشت - و نمی توانست
    - که به زور ایمان را وارد قلب کسی بکند. اما او ماموریت داشت جامعه را
    مدیریت کند که حتی افراد بی اعتقاد و کافر مجبور شوند برای زندگی در
    حکومت اسلامی ظواهر اسلام را رعایت کنند. چرا؟ چون هدف از ایجاد تمدن
    اسلامی این است که فردی که می خواهد سالم و مومنانه زندگی کند بتواند
    راحت زندگی کند. اساسا همه حدود شرعی برای مواردی است که گناه علنی باشد.
    اما حالا اگر کسی در خلوت خود هر قدر هم گناه کند حکومت و مسلمین نه تنها
    وظیفه ای برای برخورد با او ندارند که تازه موظف به پرده پوشی هستند. اما
    همینکه گناه علنی شد و دو نفر یا چهار نفر - بسته به نوع گناه- آن را
    مشاهده کردند حد واجب می شود. جتی اگر کسی سه بار روزه خواری علنی بکند
    باید اعدام شود. چرا که چنین عملی مساوی اعلام جنگ با حاکمیت اسلام است.
    آری. اسلام موظف به اصلاح ظاهر است و برای مساله نفاق در حاکمیت حق ایجاد
    می شود. اگر قرار بود باطل در اظهار وجود خود آزاد باشد که اصلا نفاق
    ایجاد نمی شد.

    اشتباه دوم همان مسوولان انشاء الله نادان این است که می گویند در زمان
    پیامبر و ائمه برخوردی با بی حجابی نبوده و حتی برعکس برخی زنان آزادانه
    بی حجاب می گشته اند! اما حرف حقی است که معنایش را تحریف کرده اند. چرا
    که در اسلام کنیزان حجاب ندارند. چرا؟ چون کالا هستند و اتفاقا اگر کسی
    آنها را بخواهد می تواند بخرد یا با شرایطی حتی اجاره کند. اما زن آزاده
    کالایی برای عرضه نیست. لهذا اتفاقا وجه تمایز زن برده و آزاد در همین
    حجاب است. در صدر اسلام اساسا برخوردی در زمینه بی حجابی رخ نمی داد چرا
    که هیچ زن آزادی نمی خواست با کنیز اشتباه شود. امروزه ظاهرا بردگی از
    بین رفته اما هنوز برده صفتی و تمایل به عرضه کردن خود در بازارها در
    بسیاری از زنان هنوز باقیست. در اینجا است حاکم شرع موظف به تعزیر و
    مبارزه با حرمت شکنی علنی است. چرا که اساسا چیزی به نام قانون اختیاری
    در تمام دنیا معنا ندارد و اگر خدا قانون گذار است و قانونی گذشته حتما
    اجباری است. کسی که با دستور خدا مخالف است رسما شرک ورزیده

    اشتباه سوم آن مسوولان و حتی بعضا برخی حزب اللهی های دلسوز اما باز هم
    ساده لوح این است که می گویند وقتی گناهان بزرگی مانند رباخواری و مال
    حرام در میان مردم هست و حیا و غیرت را از بین می برد برای چه با بی
    حجابی برخورد کنیم؟ این هم حرف حقی است که از آن اراده باطل شده است. بی
    شک باید با رباخواری و ورود مال حرام و ژلاتین خوکی و.. به سفره های مردم
    مبارزه کرد و این جریان فاسد را از سرچشمه مهار کرد اما اولا این مساله
    ابدا نفی مبارزه با بی حجاب ها در سطح شهرها نیست. درست همانطور که تلاش
    برای ریشه کن کردن کاشت خشخاش هیچ منافاتی با جمع آوری معتادان خیابانی
    ندارد و هر دو کار به موازات هم لازم است.
    ثانیا باید دقت کرد که چرا همه سرمایه گذاری دشمن امروز روی مساله بی
    حجابی است و چرا هرگز چنین تلاشی را به این شدت روی سایر گناهان ندارد.
    دلیلش این است که اولا بی حجابی امروز علنی ترین جلوه حرمت شکنی و مبارزه
    با اجرای قانون خدا است و ثانیا اثر آن آنی و فوری است. اگر اثر مال حرام
    چند سال و ماه طول می کشد که خود را نشان دهد اما اثر بی حجابی فورا خود
    را به صورت به لجن کشیدن نسل جوان و افزایش طلاقها و فرزندان طلاق و سقط
    جنین و... خود را نشان می دهد.
    تنها کسانی که صحنه دردناک جسد یک جنین بی گناه سقط شده را ندیده اند و
    یا کسانی که هرگز ضجه ها و گریه های فرزندان طلاق در دادگاههای خانواده
    را نشنیده اند می توانند بگویند بیرون بودن چند تار مو خطری ندارد!
    مقایسه بی حجابی با گناهی همچون اختلاس چیزی شبیه مقایسه دندان درد با
    سرطان است. البته سرطان بسیار مهمتر و جدی تر از بیماری پیش پا افتاده ای
    مثل دندان درد است اما سرطان نیاز به درمان طولانی دارد اما دندان درد را
    یک ساعت هم نمی توان معطل کرد و فورا باید با اقدام انقلابی با آن برخورد
    نمود. اثر بی حجابی آنی است و برخورد آنی و ضربتی را می طلبد. این نکته
    مهمی است که برخی از درک آن عاجزند.

    اشتباه چهارم همان مسوولان اینکه می گویند برخورد شدید و ضربتی اثر
    ندارد. حال آنکه این سخن خطای محض است.
    هیچ چیزی به اندازه زور و اجبار در فرهنگسازی موثر نیست. کما اینکه همه
    کارهای تبلیغی در خصوص بستن کمربند
    ایمنی بی تاثیر بود اما با اقدام قاطع و اجباری و برخوردهای پلیس در طی
    یک دهه به صورت فرهنگ درآمد.. ایرانیان
    حسرت رانندگی منظم و مرتب اروپا را می خورند اما نمی دانند اروپاییان هم
    شلخته رانندگی می کردند و این نظم و ترتیب
    نتیجه چند دهه سخت گیری و جریمه های نجومی برای نخلفات رانندگی است که در
    طی چند نسل فرهنگ رانندگی صحیح
    را نهادینه کرده است. اگر در ایران هم روند قاطع دهه شصت برای چند دهه
    ادامه می یافت و چند نسل حجاب برایشان ملکه ذهنی می شد خود به خود این
    مساله به صورت فرهنگ در می آمد. اما برخوردهای شل کن سفت کن اثری جز جری
    تر شدن بی حجابان نداشته و ندارد.

    در پایان اینکه هنوز عده ای مردم ساده لوح هستند که می پرسند اگر بی
    حجابی فساد می آورد چرا در غرب فساد نیست و یک پسر جوان غربی با دیدن
    دختران نیمه عریان تحریک نمی شود؟ در حالی که این یک خطای بزرگ است. در
    واقع آمار وحشتناک تجاوز به زنان و دختران دیگر از حد متعارف گذشته و
    کار به تجاوز به محارم و حیوانات کشیده است و همین کشور سوئد طبق آمارهای
    خودش بالاترین میزان گزارش تجاوز در اروپا را به خود اختصاص داده است.
    در واقع اگر آن جوان غربی از دیدن چند زن لخت زیاد تحریک نمی شود به دلیل
    آن است که چند ساعت قبلتر با چند زن دیگر بوده است و فعلا چند ساعتی
    برای اوج گرفتن فرصت دارد! همچنین آنها این مسائل را به صورت یک مساله
    طبیعی پذیرفته اند و آن را به آسانی در فیلمها و سریالها و کارتونهایشان
    نشان می دهند. اما متاسفانه وقتی دو نسل ایرانیان برنامه های غربی را به
    صورت سانسور شده مشاهده کرده اند باورشان آمده که می شود زن و مرد مختلط
    و نیمه برهنه بگویند و بخندند و هیچ اتفاقی هم نیفتد! در واقع این یکی
    مصایبی است که انقلاب از دست صدا و سیمای غیر انقلابی دارد می کشد.

  • بشین تابرگردن به آن تا خیس مذهب هایی کثیفی مثل تو هستند برگشت غیر ممکن است

  • سلام،
    لطفا علمی و مستدل جواب بدهید،
    با توهین فقط خودتان بی ارزش می شوید.
    تمام حرف های دوستمان با سند و برهان است...