رائفی پور | فتوحات غیر اسلامی (قسمت سوم)


بابا لامذهب منو وسط نماز دستگیر کردی، مرتد چی هستم؟


+ 
7

- 
1
ارسال در 1399/6/28 ساعت 10:39 2020-9-18 10:39:49
mohsen
توسط mohsen


عرض x طول

دکمه اشتراک گذاري تلگرام ارسال ويدئو در تلگرام

ارسال نظر
نظرات
(برای مشاهده نظرات کلیک کنید)

  • در مورد فتوحات اسلامی هم رسما رائفی پور در حال تحریف تاریخ است. اصل
    نابود کردن حکومتهای طاغوت و غیر اسلامی مورد تایید اهل بیت علیهم السلام
    بوده و هست و اصلا از زمان خود رسول الله با تصرف دومه الجندل از روم
    تصرف بد یمن و بحرین از ایران - هر چند بدون خونریزی این دو ایالت تسلیم
    شدند- شروع شد.

    شیعیان خاص و خالص حضرت علی علی السلام مانند سلمان فارسی و عمار یاسر و
    حذیفه بن یمان و... در آن جنکها مشارکت فعال داشتند و حکومت شهرها را هم
    پذیرفتند. اصلا مالک اشتر در جنگ با رومیان بود که پلک چشمش پاره شد و
    لقب اشتر گرفت ( کسی که پلک چشمش پاره شو را عرب اشتر می نامد یعنی پلک
    پاره) . البته روایاتی در خصوص حضور خود امام حسین و امام حسین علیهما
    السلام هم هست که حالا فرض کنید جعلی است. اما دلیل عدم حضور شخص حضرت
    امیر علیه السلام در جنگها اطلاع ایشان از برنامه ترور بود. سعد بن عباده
    رقیب ابوبکر در سقیفه بعد از خروج از مدینه در حوران به دست خالد بن ولید
    ترور شد و گفتند اجنه او را کشتند!
    اما خود ایشان بارها در امر جنگ با عمر رایزنی و او را راهنمایی فرمود.
    علاوه بر همه اینها امام سجاد علیه السلام حتی برای مرزداران بنی امیه و
    پیروزی آنها بر اقوام کافر مانند ترک و روم و دیلم - که تا آن زمان کافر
    بودند- دعا می کند. دعایی که الان صحیفه سجادیه موجود است. اهمیت اصل
    لزوم حفظ حکومتی که پرچم اسلام دارد تا به حدی است که امام رضا علیه
    السلام به مامون مشورت می داد علیه فضل بن سهل صدراعظم خطرناک مامون که
    قصد براندازی خلافت اسلامی را داشت.

    البته که ما می خواهیم که حکومت در دست اهل بیت علیهم السلام باشد و
    حکومت خلفا را غصبی می
    دانیم. اما اگر در زمان 1918 بودیم از سلطان محمد ششم عثمانی در مقابل
    آتاتورک باید دفاع می کردیم. یا حتی از محمد رضا پهلوی در مقابل
    کمونیستها. کاری که آیت الله بروجردی انجام داد.

    اما متاسفانه رائفی پور رسما دارد تلاش می کند کاری بکند که مثلا شیعه
    گری را رنگ ناسیونالیستی بزند. گویی که ما شیعه ایم و چون عمر به ایران
    حمله کرد شیعه شدیم. حال آنکه از روز اول اتفاقا ما سنی شدیم و شیعه شدن
    ایرانیها قرنها طول کشید!

    آقای رائفی پور جواب بده که مگر پیامبر خودش جزیه نگرفت؟ مگر برده نگرفت؟
    چرا. شما باید نگاهت را عوض کنی. اینکارها هیچ اشکالی ندارد. قادسیه هم
    جنپی بود مثل همه جنگها. ایرانیان عادت داشتند زنان زیادی را برای تفریح
    و یا خدمات درمانی و آشپزی و نظایر آن همراه خود می بردند. فقط یزرگرد
    حال فرار هزار زن همراه خود برد! خوب اینها در جنگ اسیر شدند و حکم شرعی
    اسیر کافر حربی به بردگی گرفته شدن است. والا عربها هیچ کاری با زنان
    عادی مردم در شهرها نداشتند. البته تا قبل از زمان بنی امیه که کم کم به
    دلیل کاهش درآمد شروع کردند از خانواده هایی که جزیه نمی گیریند
    دخترانشان را بگیرند!


    چه کسی به زور عرب مسلمان شده؟ ایرانیها تدریجا مسلمان بودند و حتی تا
    زمان حمله مغول یعنی 600 سال بعد از حمله اعراب هنوز بخش عمده آنها
    زرتشتی بودند. اساسا دین به زور باقی نمی ماند. چرا مردم ایران به زور به
    دین یونانیها یا مغولها در نیامدند؟ اتفاقا چون اکثر عربهایی که ایران و
    سایر کشورها را تصرف کردند دنبال کسب ثروت و دریافت جزیه بودند. در حالی
    که اگر مردم کافر اهل کتاب- مانند زرتشتی ها و مسیحی ها و یهودیها- کشته
    می شدند یا مسلمان می شدند دیگر کسی نبود که جزیه بدهد! لهذا عربها نه
    تنها کسی را به زور مسلمان نکردند که اتفاقا تلاش کردند به زور جلوی
    مسلمان شدن ایرانیها و مصریها و شامیها را بگیرند. در زمان بنی امیه
    فرمان دادند غیرعربها حتی اگر مسلمان هم بشوند باز هم باید جزیه بدهند!
    به این ترتیب تا سالها مانع از مسلمان شدن مردم شدند. تا اینکه عمر بن
    عبدالعزیز این قانون ظالمانه خلاف اسلام را لغو کرد. خزانه دارها به او
    گفتند با اینکار درآمد ما کم می شود اما او که نسبتا مرد متدینی بود گفت
    ترجیح می دهد در صحرا شتربانی کند اما اجازه دهد مردم مسلمان شوند. این
    رویه آنچنان ایرانیها را جذب اسلام کرد که اتفاقا بیشتر عالمان و فقهای
    مسلمان در سده های اول و دوم هجری ایرانی بودند!

    مسلمانها ترجیح می دادند تعداد کشته ها هر چه کمتر باشد تا جزیه بیشتری
    دریافت کنند. قانون جزیه مانند ترمزی بود که سبب می شد خونریزی صورت
    نگیرد. تمام تلفات جنگهای مسلمانها و ایبرانیان مربوط به صحنه نبرد بود
    اما برخلاف رومیان و یونایان و مغولها هیچ آسیبی به شهرها نرساندند و
    مردم غیر نظامی را نکشند. اتفاقا بیشتر شهرهای ایران هم به صورت صلح آمیز
    و با بستن قرارداد صلح بین مردم آن شهرها و عربها تصرف شد. البته چند
    روایت دروغ و بی سند از برخی مورخان نقل شده که مثلا در گرگان سعد ابی
    وقاص شهر را خراب و مردم را قتل عام کرد! حال آنکه اصلا مسلمانان تا
    دویست سال نتوانسته بودند ازجنگلها و کوههای البرز عبور کنند چه رسد که
    شهرهایش را تصرف کنند. در واقع این روایتهای بدون سند مربوط به زمانی است
    که چند صد سال بعد از اسلام عربها دوباره به خوی جاهلی و تفاخر عربی روی
    آورده و خیال می کردند هر چه بیشتر آمار کشته ها را بالاببرند قدرت عربی
    خود را به رخ دیگران کشیده اند!
    مخصوصا در زمانی ترکها بر زمینهای اسلامی مسلط شده بودند عربها در مقابل
    آنها احساس حقارت می کردند.
    در واقع این مسیحیان بودند که با قتل عام مردم در روسیه و فنلاند و آلمان
    و انگلیس و بعدها با کشتار سرخپوستان آمریکا دین خود را در دنیا گسترش
    داده و هرکس مخالف آنها بود را زنده زنده می سوزاندند یا در دادگاههای
    تفتیش عقاید به وحشیانه ترین شکل می کشند.

    کل ادعای اینکه تیراندازان عرب چشم سربازان ایرانی را هدف گرفتند و همه
    را کور کردند از بیخ دروغ
    و صرفا نوعی رستم سازی اعراب قرن بعد از خالد بن ولید است.


    آیا مسلمانها دانش و کتابهای ایران را سوزاندند! خیر. این هم دروغ است.
    چرا که هیچ دینی به اندازه اسلام سفارش به مطالعه و حرمت کتاب نکرده است.
    ضمنا گنجیه اصلی کتابهای ایرانیان در شهر و
    دانشگاه جندیشاپور بود. این شهر اساسا بدون خونریزی فتح شد! و دانشگاه
    جندی شاپور تا دویست سال بعد یعنی زمان حکومت مامون عباسی فعالیت می کرد
    و خلفای عرب به اساتید آن حقوق می دادند. تا اینکه مامون دانشگاه بزرگ
    بیت الحکمه بغداد را ایجاد کرد و همه کتابها و استاید دانشگاه جندیشاپور
    را به بغداد متقل نمود. و نه تنها کتابهای علمی که حتی داستانهای کلیه و
    دمنه و هزار و یک شب همه ترجمه و عربی شده داستهای ایرانی بود!

    و کیست که باور کند عربها کتابهای ایران را سوزاندند اما در عوض با
    موسیقی آنها مخالفت نکردند و تا الان همه ابزارهای موسیقی و حتی الحان
    باربدی آواز ایرانی باقی مانده است!
    باید مردم بدانند که مردم عامه ایران حق سواد آموزی هم ندادند و در نتیجه
    اکثر دانشجویان جندی شاپور و دانشمندانش خارجی بودند! هندی و رومی و
    یونانی و ارمنی و سریانی و حتی عرب! اما پیرکفشگر ایرانی حق ندارد حتی
    اجازطه سواد آموزی فرزندش را از انوشیروان بگیرد.
    اسلام این قید و بندها را برداشت و انفجار علمی رخ داد که اینهمه دانشمند
    بعد از اسلام داریم که قبل از آن یک صدم آن را هم نداشتیم. بگذریم که
    وقیحانه ادعا می کنند عربها اسامی دانشمندان ایرانی را از تاریه محو کرده
    اند اما نمی گویند پس چطور اسامی کتابهای دانشمندان مصری قبل از اسلام
    همه هست و هنوز موجود است؟

    پس می بینید که رائفی پور چقدر در حال تکرار دروغ های روشنفکران علیه
    فتوحات اسلامی است. البته رائفی پور اینکار را قربه الی الله انجام می
    دهد تا مثلا عمر را بکوبد و برای شیعه طرفدار جمع کند! اما عقلش نمی رسد
    که اگر اصل اسلام و فتوحاتش را زیر سوال بردید و ناسیونالیسم را جایگزین
    مبارزه با طاغوتها و حاکمیت توحیدی در جهان کردید، دیگر چرا باید سراغ
    تشیع بیایند؟ می روند همان قبر کوروش را سجده می کنند!



    جوانان عزیز! من مدتها است تک تک سخنرانی های رائفی پور را دنبال می کنم.
    حرفهای او مانند یک قندان پر از قند است. نکات جالب و مفیدی هم دارد.
    اما یکی از این حبه قند ها قتد نیست. بلکه حبه سیانور است. پس مواظب
    باشید. التقاط و انحرافات فکری عمیقی در سخنان رائفی پور هست که اگر دقت
    نکنید شما را به قعر جهنم خواهد برد.