عرض x طول

دکمه اشتراک گذاري تلگرام ارسال ويدئو در تلگرام

ارسال نظر
نظرات
(برای مشاهده نظرات کلیک کنید)
  • خداوند حکومت مؤمنان را چگونه خواسته است؟
    ---
    اکثریت مردم بعلت آمیخته شدن غیر اصولی دین خدا با سیاست که از خصلتهای آن دوز و کلک و دغل و نیرنگ بازی و فریب کاری است هر خطایی را که در حکومت منتسب به دین از مسئولان سر می زند چون به حقایق دین آگاه نیستند به پای دین می گذارند و حیثیت دین را زیر سئوال می برند و از دین بیزار می شوند و به گمراهی و بی دینی و لامذهبی گرایش پیدا می کنند.
    مراجع دین شناسی باید با دلیل بی خدشه ی انکار ناپذیر ثابت کنند در کجای قرآن برپایی حکومت بنام دین الزامی گردیده است؟؟؟!!!
    خداوند در قرآن بر مؤمنان الزام کرده ضمن پایبندی به اندک احکام رفتاری و حی الهی (( اگر )) حکومت بر مردم را به دست گرفتند حکم رانی را بر اصول عدالت و امانت داری و وفای به عهد و فساد زدایی استوار سازند ؛ أما برای تصمیم گیری در ریز برنامه های مدیریت دولتی که همیشه تحول پذیر اند خداوند مدیریت را به مشورت میان عقلا واگذار کرده و هیچ اصل ثابتی را سوای اصول مذکور تعیین نکرده است.

  • جناب مهمان 99/7/14 ساعت 15:04

    یکم: سیاست میبایست عین دیانت باشد در غیر آن صورت، دوز و کلک و دغل و نیرنگ بازی و فریب کاری آن (سیاست) را هم مبتلا میکند.
    به بیان روشنتر باید گفت که اصالت با راستی و بطلان با ناراستی و کژی است... دیانت به ماهو دیانت تماماً راستی است و غیر از آن مستعد بطلان! پس سیاست به ماهو سیاست تنها بستری است برای جولان عقل و هوش معاش در مرتبه ی نظم دهی به امور مربوطه به حکومت و جامعه که میتواند منطبق با دیانت بر صراط حق باشد و یا در تضاد با آن..
    پس انتساب حکومت غیر وحیانی به وحیانی، خود ، یک فریب مزورانه است که اصالت حاکمیت دین را نمیتواند نشانه رود و اگر عقل و اندیشه در سلامت به این وقایع بنگرد هرگز چنین خلطی را در فهم ، مرتکب نخواهد شد...


    دوم: آنانکه دین را در قالب غیر حقانی اش بر قامت سیاست های حاکمیتی سکولار و لیبرال و چه و چه به نمایش آورده اند مقصدی دارند و مقصودی! مقصدشان رهزنی از دین است و مقصودشان نزاع با یگانه خداوندگار حاکم!

    مگر نه اینکه حاکم مطلق هر آنچه هست است و خواهد شد و بود اللّه است و بس؟ و مگر نه اینکه یکی از اهم راه و رسم خلیفه اللّهی آدمی در زمین تمسک به وحی الهی در جهت وحدت است؟ و مگر نه اینکه وحدت جامعه یک ملت در گرو امت شدن است؟ و مگر نه اینکه امت دست نمیدهد مگر تحت لوای حکومت دین؟ پس این نام دین نیست که هدف غایی حکومت باشد بلکه رسم دین است که بر همگان حکم براند چه در انفس و چه در آفاق! آفاق یعنی همین ساحات جامعه و کشور و ...

    فلذا اندکی اندیشه به وامداری عقل کافی است جهت ادراک این مطلب که خداوند تنها حاکم مطلق و شایسته و بایسته است و وحی او در قالب دین و به وساطت خلیفه اللّه یا همان ولی اللّه بر آدمیان شرط سعادت دنیوی و اخروی است. و نیازی نیست که همچون کوردلان جاهل قوم موسی ع برای هر تکانه ای محتاج نزول معجزه و اینجا از نوع کلام عینیه باشیم!

    سوم: حکم رانی بر اصول عدالت و امانت داری و وفای به عهد و فساد زدایی که فرموده اید در پی پایبندی به "اندک" احکام رفتاری ممکن شود هم استوار نیست! ازیرا که آنکس که در حقیقت دین استوار باشد در جهاد نفس استوار شود و در پی آن بر سیاق قسط و عدل، روان! پس هرچه در این عرصه آزموده تر پیروزتر...

    فلذا اندکی به آنسوی قشر و پوسته کلام و واژگانِ آمده و نیامده که عابر شویم، ایمان، خود رهنمون میشود حقیقت حَکَمیت قرآن را...

    والسلام