تنها راه


ألا فَاذْکُرُوا هادمَ اللَّذَّاتِ....

واسْتَعِینُوا بِاللهِ عَلَی ٱدَاءِ واجِبِ حَقِّه... «نهج البلاغة خطبه٩٩».

از خداوند کمک بخواهید برای انجام واجباتی که حق خداست.

ما را در آپارات دنبال کنید:
https://aparat.com/v/dympg


+ 
7

- 
0

عرض x طول

دکمه اشتراک گذاري تلگرام ارسال ويدئو در تلگرام

ارسال نظر
نظرات
(برای مشاهده نظرات کلیک کنید)
  • به خبر فوری در باره موضوع:/ متاورس ، وحدت علم و دین و یادآوری تجربه‌های تاریخی/ سه شنبه 30/09/1400
    ---
    وحدت علم و دین با یافته های دانش ناقص بشر محال است
    ---
    دینی را که بشر با تاویلها و تفسیرهای ناهماهنگ و غیر منسجم با شناختهای و حیانی اصیل تحریف نشده ی الهی از جمله اخرین و حی الهی قرآنی ، در نوشته های قرنهای متمادی به هم نوعان خود معرفی کرده است ، بعلت نا توانی ذهن محدود بشر از دست رسی به تمام جزئیات و کلیات حقایق هیچ موجودی در جهان هستی در مقایسه با علم فراگیر جهان شمول خداوند که تمام حقایق جهان هستی را در بر می گیرد ؛ دینی است بشری و کلا از وحدت با علم مطلق که منحصر به خداوند است ناتوان است.
    نامیدن یافته های ناقص دانش ناچیز ذهن محدود و ناتوان بشر بنام علم و بنام دین ومذهب وافزودن یافته های این ذهن به داده های دینی وحیانی اصیل خداوند ؛ هیچ زمینه ای را برای وحدت علم با دین وحیانی خداوندفراهم نمی سازد.
    در احکام و اعتقادات محکم و مفصل دین وحیانی ناب خداوند به دور از یافته های ناقص بشر که خارج از وحی اصیل الهی به این احکام و اعتقادات با عناوین مختلف افزوده شده اند هیچ تضاد و تعارضی ی با اصول منطق عقلی علم نیست .
    هر تضاد و تعارضی با اصول علمی که در دین دیده می شود و وحدت دین را با این اصول ناممکن و محال می سازد بی تردید فرایند افزوده های ناقص ذهن ناتوان بشر بنام دین و مذهب به دین ناب الهی است.
    خداوند خداوند در سر تا سر قرآن تاکید می کند با ابلاغ داده های احکام و اعتقادات ناب وحیانی خود توسط پیامبر به بشر ؛ در آیه 3 سوره ی مائده تاکید می کند که حجت را بر بشر به اتمام رسانده و دین خود را بی نیاز از یافته های ناقص بشر به کمال رسانده است.
    ابتکار احکام و اعتقادات جدید با ذهن محدود وناتوان بشر خارج از وحی الهی و افزودن این ابتکارها به دین خداوند بنام مذهب بجز بغرنجی و نامفهوم و غیر قابل اثبات شدن این دین و سرانجام به گمراهی کشاندن متدینان و دچار کردن آنان به سر در گمی و به بی دینی و لا مذهبی و بیزار شدن از دین و مذهب بازده دیگری نمی تواندداشته باشد.

  • بی جوابی مراجع و فقها صحه گذاشتن روی انتقادها و شبهات است
    ---
    خداوند در قرآن به مراجع وفقهای دین دستور می دهد: « وَمَا كَانَ الْمُؤْمِنُونَ لِيَنْفِرُوا كَافَّةً فَلَوْلَا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طَائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ وَلِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ » ﴿ آیه ۱۲۲ سوره توبه ﴾.
    آی کاش مراجع و فقهای دین و مذهب برداشت و تفسیر عالمانه و ضابطه مند خود از جملات قرآنی « وَلِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ » و « إِذَا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ » در آیه فوق را با صراحتی عالمانه ی مستدل و مستند برای صدها میلیون مردم متدین بیان و آشکار می کردند.
    خود داری مراجع دین شناسی و فقهای دین و مذهب از پاسخ به انتقادها و شبهاتی که در رسانه های همگانی علیه دین داری و مذهب داری آمیخته با من در آوردیها و خرافات و جعلیات ضد قرآن و عقل و خاموشی آنان در این زمینه برابر با صحه گذاشتن و تایید این شبهات و انتقادها است .
    مراجع و فقها دین ومذهب که بحکم قرآن به آشکار کردن حقایق قرآنی و عقلی دین و مذهب برای مصون نگه داشتن دین داری و مذهب داری مردم از انحراف و کج روی موظف اند؛ هیچ دلیلی از قرآن و عقل برای سکوت خود در مقابل چنین شبهات و انتقادها به مردم ارائه نمی کنند و دین داران را در سر در گمی گمراه کننده و دین زدا رها می کنند.
    آنان با سکوت و خاموشی سئوال بر انگیز خود در مقابل انبوه شبهات و انتقادهای روز افزون این برداشت را نزد عموم مردم تثبیت می نمایند که وجهه و حیثیت شخص خود را بر وجهه و حیثیت دین و مذهب که با من در آوردیها و خرافات و جعلیات ضد ارزشی بشری رایج لوث و نابود می شود ترجیح می دهند وابهت مصنوعی اشخاص خود را از حرمت و قدسیت الهی دین قرآنی خداوند و از حرمت مکتب توحیدی مذهب تشیع علوی برتر می شناسند.
    مهم ترین وظیفه پیامبر گونه ی مراجع دین شناسی و فقهای دین و مذهب آمدن همیشگی میان مردم و آگاه سازی و روشنگری پیوسته ی توده های چند صد میلیونی آنان به حقایق هشدارهای فراوان قرآن که نسبت به عوامل دین زدا مردم را هشدار می دهند و روشنگری می کنند است .
    متاسفانه هیچ اثر سازمان یافته و هیچ برنامه ریزی علمی ضابطه مند و موضوعی از این آگاه سازی و روشنگری از جانب این مراجع و فقها در هیچ رسانه دیده نمی شود.
    سکوت مراجع و فقها در مقابل انتقادها و شبهات روز افزون علیه چگونگی دین داری و مذهب داری مردم این برداشت غلط را تداعی می کند که مراجع و فقها هیچ انحراف و کج روی در چگونگی دین داری و مذهب داری مردم هرگز نمی بینند.
    این سکوت مرموز تداعی می کند که مردم هیچ رفتار و گفتار و پنداری را در تضاد با حقایق شناختهای محکم و مفصل قرآن و در تعارض با اصول استدلال عقلی انجام نمی دهند و همه به این حقایق قرآنی آگاه اند و هیچ نیازی به آگاه سازی و روشنگری ندارند.

  • انتخاب مسیر متضاد با قرآن و عقل سلیم ؛ آخرت بشر را به شقاوت ابدی مبدل می سازد
    ---
    خداوند یگانه ذات اقدس حکمت و خرد مطلق دین را با هدف والای سازماندهی نیازهای زندگی انسانهای برخور دار از نعمتهای الهی عقل واراده و برای بهینه سازی این زندگی در دنیا با وحی خود که آخرین آن قرآن کریم است به پیامببران با فراهم سازی زمینه های آگاهی سرشتی به نشانه های همه ی خوبیها و بدیهای و اعلام سر انجام و نتیجه ی پیروی از خوبیها و بدیها به بشر ابلاغ نموده است .
    خداوند حکیم و دانای مطلق برای این که بشر در راستای تلاش خود برای تحقق بخشیدن به هدفهای سعادت آفرین الهی والا ، بعلت دانش و توان ناچیز خود به سر در گمی و گمراهی و مشکلات و پیامدهای این نقصهای طبیعی همیشگی دچار نشود ، در شناختها و هشدارهای وحی خود به بشر ملاکها و معیارهای و حد و مرزها و بایدها و نبایدهای آشکار محکم و مفصلی را به او معرفی نموده که پایه ها و نهادهای استوار زندگی سالم را بگونه ای سرشت نشین و قابل درک و اثبات برای بشر تعیین کرده است.
    خداوند بشر عاقل را ، که با سرشت خود و با رهنمودهای وحی الهی به نیکیها و بدیهای زندگی آگاه گردیده است ؛ ازاد گذاشته تا مسیر زندگی خود را از میان این نیکیها و بدیهای آشکار با عقل خود انتخاب کند و به او در وحی الهی گوشزد نموده که پیامدهای تعیین شده برای هر نوع انتخاب آزادانه را چه در دنیای فانی و چه در در قیامت پایان ناپذیر خود تحمل خواهد کرد.
    بشر اگر شناختهای سرشت نشین فرهنگ دین داری وحی الهی را با هر بهانه و بنام هر آفریده ای نادیده بگیرد یا منکر شود مسیر دهان کجی به وحی الهی و کفر محض به این وحی را انتخاب کرده است وبی تردید نتیجه ی شوم ابدی این انتخاب را بحکم همین وحی و بحکم عقل خود ناگزیر باید تحمل کند.
    اصول شناختهای محکم و مفصل دین وحیانی کامل خداوند که با ملاکها و معیارها و حد ومرزها و هشدارهای آشکار و سرشت نشین و انکار ناپذیر خود شکل و مسیر زندگی بشر را آشکار مشخص می سازند و سازماندهی می کنند بازیچه نیستند که بشر با دانش ناچیز خود بتواند این شناختها را با بهانه های گوناگون با انبوه من در آوردیها و خرافات و جعلیات متضاد با این شناختها آلوده کند و با این آلودگی فرایند سعادت آفرین این دین را واژگون سازد.
    بشر و بحکم محکم و مفصل وحی الهی که آخرین آن قرآن کریم است ؛ با دچار ساختن دین داری و زندگی خود به چنین واژگونی ؛ زندگی دنیوی موقت خود را با گمراهی و کج روی تباه می کند و زندگی اخروی دائمی خویش را به شقاوت و نگون بختی ابدی مبدل می سازد وهیچ شفاعتی نمی تواند در قیامت او را از این شقاوت و نگون بختی نجات دهد.