عرض x طول

دکمه اشتراک گذاري تلگرام ارسال ويدئو در تلگرام

ارسال نظر
نظرات
(برای مشاهده نظرات کلیک کنید)

  • لطفآ چشمهایتان را خوب باز کنید والا نور هدایت را نخواهید دید
    اگر اندکی به زبان هبری آشنایی داشتید هرگز اینچنین بیهوده لاف نمیزدید
    1پیدایش باب 12 شماره های 2 و 3
    و از تو امتی‌ عظیم‌ پیدا كنم‌ و تو را بركت‌ دهم‌، و نام‌ تو را بزرگ‌ سازم‌، و تو بركت‌ خواهی‌ بود.
    و بركت‌ دهم‌ به‌ آنانی‌ كه‌ تو را مبارك‌ خوانند، و لعنت‌ كنم‌ به‌ آنكه‌ تو را ملعون‌ خواند. و از تو جمیع‌ قبایل‌ جهان‌ بركت‌ خواهند یافت.‌

    آنطورکه تاریخ قوم یهود نشان میدهد تا بحال هیچ پیامبری از این قوم برای هدایت اقوام جهان مامور نشده است. حتی حضرت یونس (ع) که برای قومی غیر یهود فرستاده شدند، ماموریت شان فقط برای قوم و شهر خاصی بود وهدایت جهانی نداشتند. لذا آیۀ مذکور فقط با خاندان اسماعیل و در نهایت پیامبر اسلام به حقیقت پیوسته است. همچنانکه آیات بیشماری از قرآن ، تمام انسانها را اعم از عرب و غیر عرب مورد خطاب قرار داده است و پیامبر اسلام را رحمتی برای جهانیان خوانده است. (سوره 21. انبيا آيه 107 "وَمَآ أَرْسَلْنَكَ إِلَّا رَحْمَةً لِّلْعَلَمِينَ" و ما تو را جز رحمتى براى جهانيان نفرستاديم

    پیدایش باب 17 ش 2:
    "و عهد خویش را در میان خود و تو خواهم بست و تو را بمدمد کثیر خواهم گردانید"
    پیدایش باب 17 ش 6:
    "تورا بمدمد (بتوسط مدمد) بسیار بارور نمایم و برای امت ها پادشاهان از تو بوجود آیند"
    پیدایش باب 17 ش 20:
    "و اما در خصوص اسماعیل، تورا اجابت فرمودم. اینک او را برکت داده، بارور گردانم و او را ازطریق مدمد کثیر گردانم. دوازده امیر از وی مولود گردد، و امتی‌ عظیم‌ از وی‌ بوجود آورم‌"

    درعهد عتیق اسامی اشخاص غیر یهود بصورت متفاوتی از آنچه در میان آن قوم رایج بود آمده است. مثلآ به اسمعیل میگفتند ییشمایل و به کورش میگفتند خورش(غزرا باب یک آیۀ یک و دو: " و در سال‌ اوّل‌ كورش {در متن صلی: כֹ֙ורֶשׁ֙ خورش}‌، پادشاه‌ فارس‌ تا كلام خداوند به‌ زبان‌ ارمیا كامل‌ شود، خداوند روح‌ كورش‌ پادشاه‌ فارس‌ را برانگیخت‌ تا در تمامی‌ ممالك‌ خود فرمانی‌ نافذ كرد و آن‌ را نیز مرقوم‌ داشت‌ و گفت: كورش‌ پادشاه‌ فارس‌ چنین‌ می‌فرماید: یهوه‌ خدای‌ آسمانها جمیع‌ ممالك‌ زمین‌ را به‌ من‌ داده‌ و مرا امر فرموده‌ است‌ كه‌ خانه‌ای‌ برای‌ وی‌ در اورشلیم‌ كه‌ در یهودا است‌ بنا نمایم‌."). در زبان انگلیسی به کورش میگویند: سایروس.

    و البته قوم عرب نیز اسامی یهودیان را آنطور که خودشان تلفظ میکنند نمیخوانند مثلآ ایضحک را اسحاق و آوراهام را ابراهیم میگویند. در بارۀ اسم محمد نیز این قایده صدق میکند. حتی امروزه اسم محمد در نقاط مختلف دنیا تلفظ متفاوتی دارد. مثلآ درآذربایجان اسم محمد را بصورت "مَمَّد" تلفظ میکنند، در کشورهای انگلیسی زبان بصورت "موهاماد" و ژاپنی ها میگویند "مُهاماددو". و این بخاطرتفاوتهای خاص صوتی در زبانهاست. لازم به ذکر لاست که بیشتر کلمات عبری و عربی ریشۀ مانوسی دارند ولی طرز ادای کلمه در ادبیات آندو متفاوت میباشد. جدول پایین فقط چند نمونه از این تشابه در ریشه و اختلاف در تلفظ میباشد:

    معنی عربی تلفظ عبری
    سال سنه شانا שָׁנָ֖ה
    میان، بین بین بیی نی בֵּינִ֣י
    امتها اقوام قوییم גֹּויִֽם׃
    و نه ولا ولو וְלֹא־
    اسم تو اسمک اشیمخ שִׁמְךָ֖⁠
    پدر اَبّ اَب (او) אַב־
    پادشاه مَلک ملخ מְלָכִ֖י

    1پیدایش ب 21 ش 17 تا 21
    "و خدا آواز پسر را بشنید و فرشتۀ خدا از آسمان‌، هاجر را ندا كرده‌، وی‌ را گفت‌: ای‌ هاجر، تو را چه‌ شد؟ ترسان‌ مباش‌، زیرا خدا آواز پسر را در آنجایی‌ كه‌ اوست‌، شنیده‌ است. برخیز و پسر را برداشته‌، او را به‌ دست‌ خود بگیر، زیرا كه‌ از او اُمّتی‌ عظیم‌ بوجود خواهم‌ آورد. و خدا چشمان‌ او را باز كرد تا چاه‌ آبی‌ دید. پس‌ رفته‌، مشك‌ را از آب‌ پر كرد و پسر را نوشانید. و خدا با آن‌ پسر می‌بود. و او نمو كرده‌، ساكن‌ صحرا شد، و در تیراندازی‌ بزرگ‌ گردید. و در صحرای‌ فاران‌، ساكن‌ شد. و مادرش‌ زنی‌ از زمین‌ مصر برایش‌ گرفت‌

    ‌فاران کجاست؟

    Jacut’s Geographishes Worterbuch ( F.Westenfielt, Leipzig,) 5در صفحۀ 834 جلد سوم 1862
    میخوانیم که فاران اسم شهر مکه میباشد

    فاران که فرم عربی کلمۀ پاران است به معنی پناه یا هجرت بوده و بنظر میرسد که ریشۀ آن به پناه بردن هاجر و اسماعیل به این منطقه برمیگردد. جای بسیار شگفت است که خداوند چگونه همۀ این وقایع را از قبل طرح ریزی کرده است. حتی اسم هاجر که در زبان عربی به معنی هجرت کننده و در زبان عبری نیزکه به صورت "هگر" گفته میشد و باز به معنی کوچ است، همه با وقایع کوچ این مادر و فرزند مطابقت میکند. آواره گی هاجر و اسماعیل در بیابانهای فاران شباهت بی نظیری به چهل روز ریاضت عیسی مسیح (ع) و عبادت موسی (ع) دارد. بدور از هر گونه سکنه و تمدن و فقط در پناه خدا و بیاد خدا

    1پیدایش ب 25 ش 12 تا 15
    "این‌ است‌ پیدایش‌ اسماعیل‌ بن‌ ابراهیم‌ كه‌ هاجر مصری‌، كنیز ساره‌، برای‌ ابراهیم‌ زایید. این است پسران‌ اسماعیل‌، موافق‌ اسمهای‌ ایشان‌ به‌ حسب‌ پیدایش‌ ایشان‌. نخست‌زادۀ اسماعیل‌، نَبایوت‌، و قیدار و اَدَبیل‌ و مِبسام و مشماع‌ و دومه‌ ومسا و حدار و تیما و یطُور و نافِیش‌ و قِدْمَه"‌
    قیدار (کدار) فزند دوم اسماعیل در منطقه ای بنام حجاز سکونت میگزیند. طبق کتاب "جغرافیای تاریخی عربیا" نوشتۀ کشیش س.فارستر صفحۀ 244 تا 265 کدار واقع در حجاز بوده و قبیلۀ قریش در آن سکونت داشتند. و نیز در فرم اینترنتی آن (سایت زیر) همانگونه که در ایندکس آن نوشته شده است، محل سکونت قبایل اسماعیل است.
    https://books.google.ca/books?id=Lb42AAAAMAAJ&printsec=frontcover&source=gbs_ge_summary_r&cad=0#v=snippet&q=faran&f=false
    ایشان است و در عربستان نیز ساکن بودند، همگی آشکارا دال بر پیشگویی ظهور پیامبر موعود است.
    قسمت بعدی را بخوانید


  • بخش دوم

    مهاجرت و جنگی بزرگ با قریشیان

    در اشعیا فصل 21 داستانی شگفت انگیز و یک پیشگویی تکان دهنده دیده میشود. در شماره های 13 تا 17 این کتاب میخوانیم:
    1اشعیا ب 21 ش 13 تا 17
    "وحی‌ دربارۀ عرب‌: ای‌ قافله‌های‌ ددانیان‌ در جنگل‌ عرب‌ منزل‌ كنید. ای‌ ساكنان‌ زمین‌ تیما تشنگان‌ را به‌ آب‌ استقبال‌ كنید و فراریان‌ را به‌ خوراك‌ ایشان‌ پذیره‌ شوید
    زیرا كه‌ ایشان‌ از شمشیرها فرار می‌كنند، از شمشیر برهنه‌ و كمان‌ زه‌ شده‌ و از سختی‌ جنگ‌. زانرو كه‌ خداوند به‌ من‌ گفته‌ است‌ بعد از یكسال‌ موافق‌ سالهای‌ مزدوران‌، تمامی شوكت‌ قیدار تلف‌ خواهد شد و بقیه‌ شماره‌ تیراندازان‌ و جبّاران‌ بنی‌ قیدار قلیل‌ خواهد شد چونكه‌ یهوه‌ خدای‌ اسرائیل‌ این‌ را گفته‌ است‌."


    نکاتی که از این پیشگویی میشود فهمید اینهاست:

    1. این پیشگویی دربارۀ وقایعی در عربستان است. شکی نیست که کلمۀ עְרָ֑ב با تلفظ "ارَو" همان عرب بوده. کمااینکه تقریبآ همۀ مترجمین کتاب مقدس آنرا به همان معنی ترجمه کرده اند.
    2. صحبت از یک مهاجرت و پناه بردن به ساکنان سرزمین تیما است.
    3. پناهنده ها از جنگ و کشتار فرار میکنند.
    4. مردمان تیما ملزم به پناه دادن به آنها هستند.
    4. پس از یکسال قبیلۀ قریش (قبیلۀ قیدار6 فرزند دیگر اسماعیل) شکست خواهد خورد.

    حال ببینید داستان هجرت پیامبر اسلام چقدر با این پیشگویی مطابقت دارد:
    1. ایشان در عربستان بودند.
    2. قریشیان مکه در پی کشتن او بودند و یارانش را بیرحمانه به قتل میرساندند تا اینکه ایشان مجبور به مهاحرت میشوند.
    3. پادشاه حبشه که مسیحی بود از مسلمانان استقبال کرده و آنها را پناه میدهد.
    4. درست یک سال پس از هجرت، پیامبر برای اجرای فرمان الهی بسوی میدان جنگ حرکت میکند و در جنگ بدر، لشکر قریش را شکست میدهد. تلفات سنگینی به قریشیان وارد میشود.

    نیاز به گفتن نیست که اهالی قریش هرگز به توسط عیسی (ع) ایمان نیاوردند چون اصلآ قریشیان در عربستان بودند نه در لبنان و فلسطین و بت پرستی تا زمان ظهور اسلام جزو آیین آنها بود. و نیز عیسی (ع) بر خلاف پیامبر اسلام با دشمنانش هرگز نجنگید ولی پیامبر اسلام در جنگهای متعددی با کفار و بت پرستان شرکت داشت و در نهایت هم بت پرستان را مایوس نمود.



    تابش از کوه فاران و قانون آتشین

    در تثنیه یک پیشگویی سری داده میشود:

    1تثنیه ب 33 ش 2
    "گفت‌: «یهُوَه‌ از سینا آمد، و از سعیر بر ایشان‌ طلوع‌ نمود و از جَبَل‌ فاران‌ درخشان‌ گردید و با كرورهای‌ مقدسین‌ آمد، و از دست‌ راست‌ او برای ایشان‌ شریعت‌ آتشین‌ پدید آمد."

    کوه سینا به پیامبری موسی(ع) اشاره دارد، و عیسی (ع) از سعیر بود وظهور از کوه فاران (مکه) جز پیامبر اسلام(ص) نمیتواند باشد که قانونی بر او نازل گشته بنام قرآن. لازم به یاداوری است که اسماعیل و هاجر در فاران سکنی داشتند (پیدایش ب 21 ش 21). بعضی میگویند که جبل فاران در فلسطین است. ولی پاسخی به این سوال نمیدهند که کدام قانون آتشین تا کنون از فلسطین نازل گریده است؟ آیۀ فوق ازسه واقعه در سه نقطۀ متفاوت صحبت میکند. کوه سینا و سعیر مشخصآ به پیامبری موسی(ع) و عیسی(ع) دلالت دارد و کوه فاران نمیتواند تکرار آنها باشد بلکه قانونی دیگر است که مشخصآ به قانون آتشین تعبیر شده است. کما اینکه مسیح به پیروانش و قوم یهود چنین گفته بود:
    1متی ب 21 ش 43
    "از این جهت شما را می‌گویم که ملکوت خدا از شما گرفته شده، به امّتی که میوهاش را بیاورند، عطا خواهد شد."
    خود این تایید میکند که پس از عیسی(ع) درخشش نور و نزول شریعت آتشین از میان قومی غیر از پیروان مسیح و قوم یهود میباشد.
    در آیات دیگر کتاب مقدس نیز این موضوع تصدیق شده است که بعدآ مورد بحث قرار خواهد گرفت.


  • بخش سوم
    پیامبری مثل موسی و از میان برادران قوم اسراییل

    مکالمه ای بین موسی (ع) و باریتعالی صورت میگیرد: حضرت موسی (ع) میترسد که دوباره نور خدا را در کوه حوریب ببیند و صدایش را بشنود و بمیرد، لذا میخواهد دیگر این اتفاق نیافتد. این یعنی درخواست اتمام شریعت موسی در میان قوم بنی اسراییل! چرا نور وحی و صوت روحانی، پیام شریعت، کتاب و قانون را به موسی و قوم اسراییل میاورد. درخواست اتمام آن را خدا تایید کرده و خبرآمدن پیامبری مثل موسی از میان برادران بنی اسراییل را میدهد.

    1تثنیه ب 18 ش 16 تا 18
    "موافق‌ هر آنچه‌ در حوریب‌ در روز اجتماع‌ از یهُوَه‌ خدای‌ خود مسألت‌ نموده‌، گفتی‌: آواز یهُوَه‌ خدای‌ خود را دیگر نشنوم‌، و این‌ آتش‌ عظیم‌ را دیگر نبینم‌، مبادا بمیرم. و خداوند به‌ من‌ گفت‌: آنچه‌ گفتند نیكو گفتند. نبی ای‌ را برای‌ ایشان‌ از میان‌ برادران‌ ایشان‌ مثل‌ تو مبعوث‌ خواهم‌ كرد، و كلام‌ خود را به‌ دهانش‌ خواهم‌ گذاشت‌ و هر آنچه‌ به‌ او امر فرمایم‌ به‌ ایشان‌ خواهد گفت‌." ‌

    چند مطلب میشود از این آیات گرفت:
    1. یک نبی در آینده خواهد آمد
    2. او از قوم اسراییل نیست بلکه از قومی که برادر آنها شناخته میشود است
    3. او شبیه موسی خواهد بود
    4. خداوند سخنانش را از طریق او به مردم خواهد رساند
    5. او همۀ آنچه را که خداوند دستور داده به مردم خواهد گفت
    6. دیگر خداوند از بالای کوه حوریب (واقع در سینا) وحی نخواهد کرد
    آیا برادران قوم اسراییل نمیتوانند قوم اسراییل نباشند؟

    آیا آیات فوق به عیسی مسیح (ع) دلالت دارد؟
    آیا عیسی از براداران قوم اسراییل بود یا از قوم اسراییل؟
    آیا عیسی شبیه موسی بود؟
    آیا عیسی همۀ آنچه را که به او گفته شده بود (همۀ آنچه را که از طرف خدا بر او نازل شده بود) را به قوم خود گفت؟
    در کتاب مقدس میخوانیم که اسماعیل که برادر اسحاق بود پدر قوم بزرگی میشود که به اعراب معروفند . قوم اسراییل از اسحاق است. اسماعیل برادر اسحاق است بنا براین قوم عرب برادر قوم اسراییل محسوب میشود.

    چرا برادران قوم اسراییل را نمیتوان قوم اسراییل در نظر گرفت؟
    اگر منظور از برادران قوم اسراییل همان قوم اسراییل است، در اینصورت چرا خدا نگفته که از قوم اسراییل پیامبری را خواهد فرستاد. معلوم است که اگر از قوم اسراییل میخواست این شخص بیایید ، معلوم نمیشد که از اینهمه پیامبر قوم اسراییل ( که شمارش آن از صد هزار نیز بیشتر است) منظور خدا کدامیک بود. این همه پیامبر از قوم اسراییل که پیشگویی نمیخواهد.

    قوم یهود پیامبران بسیاری داشت که هیچکدام مثل موسی نبودند. بعنوان نمونه موسی قانون جدیدی آورد ولی آنها همگی فقط بر قوانین موسی اضافه یا آنها را ادامه دادند. از آن گذشته همگی از قوم اسراییل بودند نه از برادران این قوم.

    دوستان مسیحی میگویند که این پیشگویی در مورد مسیح(ع) است چون او از قوم یهود بود و موسی نیز از قوم یهود بود. اگر یهودی بودن عیسی (ع) میتواند دلیل بر این باشد که این پیشگویی به مسیح دلالت میکند، در اینصورت همۀ پیامبران قوم یهود میتوانستند مورد این پیشگویی باشند، چرا که آنها نیز از قوم یهود بودند و حتی نقاط اشتراک سایر پیامبران یهود با موسی به مراتب بیشتر از نقاط اشتراک عیسی با موسی است. مثل تولد طبیعی، مرگ طبیعی و غیره.

    مضافآ این پیشگویی یک شرط دیگر نیز دارد و آن اینست که خداوند سخنانش را از طریق او به مردم خواهد گفت. یعنی او هر چه از طرف خدا بر او وحی و فرمان داده شده است را عینآ بیان خواهد کرد. نه کم و نه بیش.

    اگر به سخنان عیسی (ع) توجه کنید، در کتاب مقدس یوحنا ب 16 شمارۀ 12 به وضوح بیان میکند که مسیح خیلی چیزها برای گفتن داشت ولی چون مردم را یارای فهم نبود لذا آنها را بزبان نیاورد. و نیز در همین کتاب باب 17 ش 9 میگوید که دعا و مخاطب او مردم دنیا نیست بلکه شاگردانش (یا مردم خودش) هست. خدا چگونه میتواند آخرین و کاملترین پیام خود را فقط برای عدۀ کمی از انسانها ارسال کند و با بقیه کاری نداشته باشد. لذا عیسی (ع) نمیتواند آخرین پیامبر و راهبر خدا برای انسانها باشد.


    تفاوتهای موسی(ع) با عیسی (ع):

    1. موسی پدر و مادر داشت اما عیسی فقط مادر داشت
    2. موسی قانون جدید آورد ولی عیسی ادامه دهنده قانون بود
    3. موسی حکومت و قلمرو زمینی داشت ولی عیسی پادشاهی زمینی نداشت
    4. موسی ازدواج کرد و بچه دار شد ولی عیسی هرگز ازدواج نکرد
    5. مردم زمان موسی (قوم یهود) تقریبآ همگی او را پذیرفتند ولی مردم زمان عیسی (باز قوم یهود) همگی او را رد کردند
    6. موسی با دشمنانش جنگید و آنها را شکست داد ولی عیسی بدست دشمنانش به صلیب کشیده شد (طبق گفته های مسیحیون)
    7. موسی به مرگ طبیعی مرد ولی عیسی به آسمان عروج کرد
    8. پیروان موسی هرگز او را خدا نخواندند ولی بعضی عیسی را خدا میخوانند و وی را می پرستند

    اما اگراین پیشگویی به محمد(ص) دلالت داشته باشد، اولا باید او مثل موسی باشد و ثانیآ باید از میان برادران قوم اسراییل باشد. اینکه او از میان برادران قوم اسراییل است بحثی در آن نیست. چرا که او از شجرۀ اسماعیل میباشد. و اسماعیل برادر اسحاق است.


    اما شباهتهای موسی (ع) و محمد(ص):

    1. هر دو ازپدر و مادر طبیعی متولد شدند
    2. هر دو مهاجرت کردند
    3. هر دو کتاب (قانون) جدید آوردند
    4. هر دو با دشمنانشان جنگیدند و پیروز شدند
    5. هر دو حکومت و پادشاهی زمینی داشتند
    6. هر دو ازدواج کرده و بچه دار شدند
    7. هر دو توسط مردم زمان خود پذیرفته شدند
    8. هر دو به مرگ طبیعی مردند
    9. پیروان هر دو، آنها را نبی میخوانند
    10. هیچ یک از پیروان آنها ، مجاز به عبادت و سجده به آنها نیستند

    حال چند نکتۀ دیگر:
    هرگز اسم عیسی (ع) در کتب پیامبران قبل ازاو نیامده است. ولی اسم محمّد (ص) در میان آنها دیده میشود. در کتب پیامبران یهود، لقب و محل زندگی و شجرۀ پیامبر اسلام نیز پیشگویی شده است . و نیز اینکه او خواهد جنگید و بت پرستان و کفار را مجازات خواهد کرد و سر انجام حکومت تشکیل خواهد دادو ...
    بخاطر دارید که درتثنیه ب 33 ش 1 و 2 موسی (ع) خبر داده بود که پیامبر موعود از فاران (در عربستان) ظهور خواهد کرد.



  • بخش چهارم
    همۀ این پیشگوییها یک طرف و کتاب اشعیای نبی یک طرف

    درکتاب اشعیا باب 42 بطور خلاصه میخوانیم که محبوب و پیامبر موعود چگونه خواهد آمد و چه خواهد کرد.
    اگر پیشگوییهای اشعیای نبی را بررسی کنیم خواهیم دید که این پیامبر انگار فقط آمده بود که خبر از آمدن پیامبر موعود دهد. او میگوید که پیامبر موعود اهالی کدار (قریش) را به پرستش خدا خواهد خواند و با دشمنان خدا جنگیده و آنها را شکست خواهد داد. قوم جاهلی که هرگز هدایت و نور را ندیده بودند به برکت او هدایت خواهند یافت و بت پرستان مایوس و رسوا خواهند شد. او انسانی متواضع و ساکت و آرام است و به ضعفا یاری خواهد رسانید. عدالت را خواهد گسترانید و قانون خواهد آورد و از همه مهمتر اینکه هدایتگر قومی غیر از قوم یهود خواهد بود. صدای مردم بیابان بلند خواهد شد و مردم کدار و بادیه نشینان همه با آواز جدید او بانگ بر خواهند داشت.
    خداوند این پیشگوییها را از زبان اشعیا بیان میکند و در ادامه دلیل آن را نیز میگوید: چون قوم اسراییل همانند کران و کوران سخن حق را نمیشنوند و نور را نمی بینند و قوم اسراییل از عهدۀ اجرای قوانین الهی بر نمیایند.

    دوستان فقط یک سخن از این فصل برای رد این نظریه که این پیشگویی از آمدن عیسی (ع) است، کافی است. و آن اینست

  • بخش پنجم
    در کتاب یوحنا 1 روایتی را نقل کرده است که بنی اسرائیل منتظر پیغمبر موعود که موسی وعده داده بود بودند که نه مسیح است و نه ایلیا
    و درباره او پرس و جو میکردند

    19 این است شهادت یحیی آنگاه که یهودیان، کاهنان و لاویان را از اورشلیم نزدش فرستادند تا از او بپرسند که «تو کیستی؟»

    20 او معترف شده، انکار نکرد، بلکه اذعان داشت که «من مسیح نیستم.»

    21 پرسیدند: «پس چه؟ آیا ایلیایی؟» پاسخ داد: «نیستم.» پرسیدند: «آیا آن پیامبری؟» پاسخ داد: «نه!»

    22 آنگاه او را گفتند: «پس کیستی؟ بگو چه پاسخی برای فرستندگان خود ببریم؟ دربارۀ خود چه می‌گویی؟»

    23 یحیی طبق آنچه اِشعیای پیامبر بیان کرده بود، گفت:«من صدای آن نداکننده در بیابانم که می‌گوید،”راه خداوند را هموار سازید.“‌»

    24 شماری از آن فرستادگان که از فَریسیان بودند،

    25 از او پرسیدند: «اگر تو نه مسیحی، نه ایلیا، و نه آن پیامبر، پس چرا تعمید می‌دهی؟»
    و این پیغمبر موعود که همچون موسی است تنها بر محمّد صدق میکند نه کسی دیگر

  • !

  • /

  • ذ

  • نم نم باران

  • <؟و.

  • مهمان 98/12/10 ساعت 00:05


    این فقط ادعای ادمین است ولی در کتب مذهبی یهود موسوم به عهد عتیق و عهد جدید چیز دیگری آمده: .پیامبران خدا در عهد عتیق مامور میشدن تا با گروههای مخالف که ظالم بودن و شمشیر کشیده بودن جنگ کنند؛ پس عیبی بر قرآن نیست.. حتی در کتب خودتان است که عیسی به پیروانش گفته شمشیر بخرید.در لوقا باب 22 شماره36 تا 38 : پس به آنها گفت: «امّا اکنون هر که کیسه یا توشه‌دان دارد، آن را برگیرد و اگر شمشیر ندارد، جامۀ خود را فروخته، شمشیری بخرد. زیرا این نوشته باید دربارۀ من تحقق یابد که: ”او از خطاکاران محسوب شد.“ آری، آنچه دربارۀ من نوشته شده، در شرف تحقق است.» شاگردان گفتند: «ای سرور، بنگر، دو شمشیر داریم.» به ایشان گفت: «کافی است» و در متی باب 10 نوشتن که عیسی گفته: 34 «گمان مبرید که آمدم تا صلح به زمین بیاورم. نیامده‌ام تا صلح بیاورم، بلکه تا شمشیر بیاورم

    35 زیرا آمدم تا:«”پسر را بر پدر،دختر را بر مادر وعروس را بر مادرشوهرش برانگیزانم.

    36 دشمنان شخص، اهل خانۀ خودش خواهند بود.“
    در کتب موسوم به عهد عتیق یهود در ارمیا باب 48 شماره 10 آمده که یهوه گفت:«ملعون باد آن که کار یهوه را با اِهمال انجام دهد!ملعون باد آن که شمشیر خویش از خون بازدارد!..و در اعداد باب 31 شماره 7 تا 18 آمده:7 آنان مطابق فرمان یهوه به موسی، با مِدیان جنگیدند و همۀ ذکوران را کشتند...و (موسی پس از آنکه اسیران را آوردند از طرف یهوه گفت): 17 پس حال هر ذکوری(اطفال و نوزادان پسر)را از میان کودکان بکشید و نیز همۀ زنانی را که مردی را شناخته و با وی همبستر شده‌اند.

    18 ولی تمام دختران جوانی را که مردی را نشناخته و با کسی همبستر نشده‌اند، برای خود زنده نگاه دارید.. اگر با انصاف باشی خدا که در قرآن نگفته کودکان و نوزادان و زنان را بکشید و نگفته دختران باکره را برای خود بردارید؛ .. این همان است که قرآن میگوید: یهود بر خدا و پیغمبرانش دروغها بستند.. در ضمن این همان عهد عتیق است که طبق متی باب 5 شماره 17 آمده بود همه آن را قبول دارد و آمده بود تا احکام آن را تحقق بخشد یعنی طبق آن فرامینش عمل کند که البته فرصت نیافت و گویا با بازگشت مسیح او کشتار وحشتناکی خواهد کرد.. اگر بر این باور نرسیم که یهود بر خدا و پیمبرانش دروغ بستند

  • مهمان 98/12/10 ساعت 00:06

    اگر منصف باشیم قرآن بسیار به زنان بها داده ؛پیشنهاد به این آدرسها بروید:گذری بر جایگاه زن در قرآن کریمintjz.net › maqalat
    ---- جواب به شبهه:
    آیه «نِسَآؤُكُمْ حَرْثٌ لَّكُمْ فَأْتُواْ حَرْثَكُمْ أَنَّى شِئْتُمْ ... – زنان شما ... - ...www.aviny.com › shobhe › qorani › 46-quran
    -- پاسخ به جواز ازدواج با زنان شوهر دار اسیر در: حکم ازدواج با زنان اسیر شده | گروه اینترنتی رهروان ولایتwww.welayatnet.com › news ---
    و اما زن و دختر و کودک و نوزاد در کتب یهود: فروختن دختر
    یهوه اجازه میده پدر دخترش را به دیگری بفروشد

    « اگر شخصی دختر خود را به کنیزی بفروشد مثل غلامان بیرون نرود »

    سفر خروج ۲۱ : ۷

    --- زنان ناپاک

    « و اگر زنی جریان دارد! ... هر که او را لمس کند تا شب نجس باشد! و بر هر چیزی که در حیض خود بخوابد نجس باشد و بر هر چیزی بر آن بنشیند نجس باشد و هر که بستر او را لمس کند رخت خود را بشوید و با آب غسل کند و تا شب نجس باشد. و هر که چیزی را که او بر آن نشسته بود لمس کند رخت خود را بشوید و با آب غسل کند و تا شب نجس باشد. و اگر آن بر بستر باشد یا بر هر چیزی که او بر آن نشسته بود چون آن چیز را لمس کند تا شب نجس باشد .(لاویان 15:19 تا آخر)-- و در اعداد باب 31 (موسی درباره اسیران از طرف یهوه گفت): 17 پس حال هر ذکوری(اطفال و نوزادان پسر)را از میان کودکان بکشید و نیز همۀ زنانی را که مردی را شناخته و با وی همبستر شده‌اند.

    18 ولی تمام دختران جوانی را که مردی را نشناخته و با کسی همبستر نشده‌اند، برای خود زنده نگاه دارید.. اگر با انصاف باشی خدا که در قرآن نگفته کودکان و نوزادان و زنان را بکشید و نگفته دختران باکره را برای خود بردارید؛ .. این همان است که قرآن میگوید: یهود بر خدا و پیغمبرانش دروغ بستند.. در ضمن طبق کتب یهود متی باب 5 شماره 17 و 18 عیسی مسیح همه تورات و کتب انبیاء را قبول دارد و برای تحقق احکام آن آمده بود؛ اگر نپذیرید که یهود بر خدا و پیغمبرانش دروغ بستند عیسی هم در نظرتان خدشه دار خواهد بود

  • وات؟

  • <.<.>

  • !

  • زنان و دختران مسیحیت پولسی تثلیثی عامل انجام زناء و فحشا در جامعه هستند
    چون با کنار گذاشتن حجاب و نشان دادن سر و گوش و گردن و پوشیدن لباسهای تنگ و لختی و نازک و کوتاه در مقابل نامحرمان باعث میشوند آنها نگاه شهوتی به آنها بکنند و در ذهنشان با آنها زناء بکنند و کار به همین هم ختم نمیشود بلکه به سبب تحریک ذهنی در واقعیت نیز زناء و تجاوز صورت خواهد گرفت؛..
    در کتاب متی باب 5 به عیسی مسیح نسبت دادند که گفته:
    27 «شنیده‌اید که گفته شده، ”زنا مکن.“

    28 امّا من به شما می‌گویم، هر که با شهوت به زنی بنگرد، همان دَم در دل خود با او زنا کرده است..
    همه اذعان دارند که مردان و پسران از راه چشم لذت جنسی می برند و تحریک میشوند و حجاب مانعی است تا به زنان نگاه انسانی بشود نه جنسی


  • مسیحیت پولسی تثلیثی هرگز به ملکوت آسمانها وارد نخواهند شد زیرا خود عیسی مسیح خبرش را داده طبق باب 5کتاب متّی شماره 17 «گمان مبرید که آمده‌ام تا تورات و کتب پیامبران را نسخ کنم؛ نیامده‌ام تا آنها را نسخ کنم، بلکه آمده‌ام تا تحققشان بخشم.

    18 زیرا آمین، به شما می‌گویم، تا آسمان و زمین زایل نشود، نقطه یا همزه‌ای از تورات هرگز زایل نخواهد شد، تا اینکه همه به انجام رسد.

    19 پس هر که یکی از کوچکترینِ این احکام را کم‌اهمیت شمارد و به دیگران نیز چنین بیاموزد، در پادشاهیِ آسمان، کوچکترین به شمار خواهد آمد. امّا هر که این احکام را اجرا کند و آنها را به دیگران بیاموزد، او در پادشاهیِ آسمان بزرگ خوانده خواهد شد.

    20 زیرا به شما می‌گویم، تا پارسایی شما برتر از پارسایی علمای دین و فَریسیان نباشد، هرگز به پادشاهی آسمان راه نخواهید یافت.
    --- می بینید که عیسی مسیح برای تحقق فرامین و احکام تورات آمده بود تا خود و پیروانش به آنها عمل کنند... ولی متاسفانه مسیحیت پولسی تثلیثی این فرمان عیسی مسیح را زیر پا گذاشته و پیروی دشمن مسیح یعنی پولس شدند که ادعا کرد جانشین عیسی است و عمل به شریعت الهی را بیهوده شمرد و که پولس طبق فرموده عیسی مسیح کمترین شمرده شده است--- این احکام مهم که الآن می بینیم مدعیان مسیحیت همه را زیر پا گذاشتند یعنی گوشت خوک و مشروب میخورند و بعضی شان همجنسبازی و زناء را مجاز می شمرند و زنان و دخترانشان حجاب ندارند و حیا و غیرت را کنار گذاشتند و نامحرمان را لمس میکنند و برای خداوند به مانند پیامبران عهد عتیق نماز نمیخوانند و روزه نمیگیرند ووو دیگر احکام إلهی که زیر پا
    گذاشتند .. که البته همین الآن هم یهودیان متدیّن به بعضی از این احکام مثل حجاب و نخوردن گوشت خوک و لمس نکردن نامحرمان عمل میکنند



  • یسی خداوند است یعنی چی؟ یعنی عیسی همان خداوند نامحدود ازلی ابدی بی نیاز است که همه چیز را خلق کرده و خودش مخلوق نیست؟ .. عیسی که محدود است پس حادث(نوپدید) است پس مخلوق است پس نیازمند محض به خالق است که او ایجاد کرده و محدود ساخته و نیازهایش را برطرف می سازد.. برادر گرامی عقل موهبت خداوند جهان آفرین است؛ عقل و وجدانت را زیر پا نگذار

  • مهمان 98/12/10 ساعت 21:43

    و


  • دوست من؛ شما اگر دنبال تحقیق باشی بایست منصفانه هم جوابهای مسلمانان را هم ببینی تا یک طرفه به قاضی نروی، این آیه ای که شما از قرآن نقل کردی، ترجمه اش درست نیست؛ در آیه گفته شده: و وَ لَقَدْ زَيَّنَّا السَّماءَ الدُّنْيا بِمَصابِيحَ وَ جَعَلْناها رُجُوماً لِلشَّياطِينِ؛ و ما آسمان پائين را به وسيله چراغ‏هايى(ستارگان) تزيين كرديم و آنها را براى طرد شياطين قرار داديم» شاید منظور از طرد شیطانها بوسیله ستارگان؛ آن حرارت و گذازه هایی است که شیاطین را از نزدیک شدن به اقطار آسمانها دور میکند؛ شما مثلا خورشید را که یک ستاره است در نظر بگیرید؛ آیا موجود زنده ای میتواند نزدیک آن شود و از اطراف آن بگذرد؟ یقیناً خیر؛ .. جالب است بدانید که چندی قبل مستندی را دیدم به اسم ما و فرازمینیها(فضانوردان باستانی) که در آن صحرایی هول انگیز در مکزیک را نشان میداد که به اعتقاد گذشتگان آنجا مکانی بوده برای رفتن به فضا در باستان و جالب اینکه میگفت: بیشترین تعداد برخورد شهاب سنگ در آن صحرا بوده.. که یادم به این آیه قرآن افتاد که مصداق این است: إِنَّا زَيَّنَّا السَّمَاءَ الدُّنْيَا بِزِينَةٍ الْكَوَاكِبِ ﴿٦﴾ وَحِفْظًا مِّن كُلِّ شَيْطَانٍ مَّارِدٍ ﴿٧﴾ لَّا يَسَّمَّعُونَ إِلَى الْمَلَإِ الْأَعْلَىٰ وَيُقْذَفُونَ مِن كُلِّ جَانِبٍ ﴿٨﴾ دُحُورًا ۖ وَلَهُمْ عَذَابٌ وَاصِبٌ ﴿٩﴾ إِلَّا مَنْ خَطِفَ الْخَطْفَةَ فَأَتْبَعَهُ شِهَابٌ ثَاقِبٌ ﴿١٠﴾ همانا ما آسمان دنیا را به زیور ستارگان آراستیم، (۶) و آن را از هر شیطان سرکشی حفظ کردیم، (۷) آنان نمی توانند به سخنان فرشتگان بسیار مکرم و شریف گوش فرا دهند، و [هرگاه به گوش دادن برخیزند] از هر سو [شهاب] به سویشان پرتاب می شود، (۸) تا با خفت وخواری رانده شوند، وبرای آنان عذابی همیشگی است، (۹) مگر آنکه شیطانی خبری را [دزدانه و] با سرعت برباید [و فرار کند] که در این صورت گلوله ای آتشین و شکافنده او را دنبال می کند. (۱۰)

  • شما ما نمیتوانی اعتماد و اعتقادی داشته باشی مگر آنکه اوّل با برهان عقلی بر حق بودن آن واقف شوی؛ وگرنه میشه جهل مرکب که در خیال خود چیزی را حقیقت پنداشتی و به آن دل دادی؛..بله خداوند جهان آفرین همه کاره عالَم است و اصلاً ذرّه ای بی اراده او و مستقل از او جابجا نمیشه؛ ولی از کجا معلوم این خداوند آن خدایی باشد که شما میگویی؟ از کجا معلوم آن خدایی که زرتشتیان یا مسلمانان میگویند نباشد؟ از کجا خدایی که دیگر فرقه ها و نگرشها میگویند نباشد؟.. اینجاست که عقل همان گوهر ارزشمند که خداوند جهان آفرین در ما قرار داده بکار می آید تا سره را از ناسره و راست را از دروغ تشخیص بدهیم تا بدانیم کدام خدا در کدام نگرش و دین و آئین؛ حقیقی است یا اینکه همان خدای حقیقی در کدامیک به درستی توصیف شده؛ تا پیروی آن نگرش و آئین و دین گردیم.. مسئله پیچیده ای نیست؛ کتب مذهبی را مورد تحقیق و تعقّل قرار میدهیم؛و سپس می بینیم که مثلاً این یهوه ای که یهودیان ادعا کردند آفریدگار عالَم است توصیفاتش همچون اهریمن و شیطان است و فرامینش ظالمانه است که با عقل و وجدان ما ناسازگارست پس بدون تعصّب آن را کنار میگذاریم؛ زیرا حقیقت مهّم است؛ نه دین و نگرش آبا و اجدادی یا تجربه ها و حسهای درونی که ممکنه توهم و القائاتی باشد خالی از حقیقت.. وجداناً اگر چنین موجودی که از سوراخهای بینی اش دود و از دهانش آتش میجهد و دستور قتل نوزادان و کودکان را به پیام آورش و پیروانش داده و به یکی از پیام آورانش گفته 3 سال لخت و برهنه باسَن بین مردم راه برو! در اوستای زرتشتیان یا قرآن مسلمانان وصف شده بود؛ آیا خود شما نمیگفتید که الله یا اهورامزدا شیطان است که چنین اوصافی دارد و چنین دستوراتی به زرتشت یا محمّد داده است؟.. در ضمن اگر خدا قانون و خواسته هایی از ما داشته باشد و به عنوان شریعت برای ما مقرّر کرده باشد؛ حتماً به صلاح و خیر ما و برای رشد و نظم زندگی شخصی و خانوادگی و اجتماعی ما است و طاقت و توانمان را در نظر گرفته؛ که اگر بیش از اندازه از ما بخواهد بر ما ظلم کرده و اگر برنامه و قانونی هم برای ما قرار نداده بر ما ظلم کرده زیرا ما با علم ناقص خود نمیتوانیم قوانینی وضع کنیم و سبک زندگیمان را طوری تنظیم کنیم که همه جوانب شخصی و خانوادگی و اجتماعیمان را پوشش بدهد و خیر و صلاح و رشد و نظم و تعالی روح و جسم و خانواده و جامعه مان را به همراه داشته باشد؛..پس نیازمند برنامه ی خدا و قانونگذاری او هستیم؛ همانطور که قوانین خدا که در کائنات اجرایش میکند اگر نبود کائنات دچار بینظمی میشد و از چیزی کائنات باقی نمیماند..و اگر خدا چنین نکند راهنما بودن و پروردگاری اش خدشه دار میشه و ظالم خواهد بود؛ ولی صفت ظالم را نمیتوان بر خداوند روا دانست؛

  • درود بر انسانهای منصف، همانطور که میدانیم اعتقاد و باوری درست است که باورمندان به آن بتوانند بدون آنچه در کتب مذهبی شان ادعا شده با برهان عقلی آن را برای غیرهمکیشانشان اثبات کنند تا اگر مخالف عقل و حس و شعور و وجدان نبود بدون تعصب بپذیرند،.. من مسیحی نیستم پس به آموزه فدا و تثلیث اعتقادی ندارم، از شما پرسشی دارم آیا میتوانید با برهان عقلی برایم ثابت کنید که چرا خدا نمیتواند بدون اینکه کسی را بجای دیگران مجازات کند یا اینکه بخشی از خودش مجسم بشود و به شکل عیسی درآید تا شکنجه و کشته بشود، گناهان را با لطف و یا توبه و ترک گناه و آمرزش خواهی مردم بردارد و ببخشد؟... و پرسش دیگرم: چرا خدا حتماً باید تثلیثی باشد و اگر خدا غیرتثلیثی باشد دیگر خدا نیست؟.. آیا میتوانید برای من که کتب مذهبی تان را قبول ندارم، مستقل از آنها با ارائه دلیل و برهان عقلی این دو پرسشم را پاسخ دهید


  • درود بر انسانهای منصف؛ من از بهائیان سئوالی دارم شما چطور چنین اشخاصی را قبول دارید و آنها را الگوی خود کردید.. طاهره قرة العین که طبق کتب خودتان مردان را به دیوثی و زنان را به زناء تشویق کرده که گفته: «ای اصحاب! این روزگار از ایام فترت شمرده می‌شود. امروز تکالیف شرعیه یک‌باره ساقط است و این صوم صلاة کاری بیهوده است... پس زحمت بیهوده بر خویش روا ندارید و زنان خود را در مضاجعت (همبستری) به طریق مشارکت بسپارید (زن‌های خود را برای کام‌جویی، در اختیار یکدیگر قرار دهید) و در اموال یکدیگر شریک و سهیم باشید که در این امور شما را عقابی و عذابی نخواهد بود»
    <<به نقل از: ظهورالحق، ص 182 و افراسیابی،بهرام؛تاریخ جامع بهاییت؛ص114>>
    چگونه چنین خانم فاحشه ای که الگوی زنان در بهائیت شمرده میشود و برایتان مقدس است!؟... همین خانم فاسد که همچون رئیس بهائیت ادعای خدایی کرد چنانچه از کتب بهائی از قولش نقل کردند : «و جناب طاهره إنّی أنا الله (فریاد: من خدا هستم) را در بدشت تا عنان آسمان به أعلی نداء (صدای بلند) بلند نمود (اظهار داشت)».<<عباس افندی، مکاتیب، نسخه‌ی الکترونیکی، ج 2، ص 255.>>
    حسینعلینوری بت انسانی بهائیت که خدایش گرفتند نیز ادعای خدایی کرد چنانچه در کتب اصلی خودش و بهائیان نوشته است:
    میرزا حسینعلی در حالیکه در زندان عکا به سر می برد گفته و نوشته است:
    "انّه لا اله الّا أنا المسجون الفرید"(مبین- ص229)

    ترجمه: به درستیکه نیست خدایی ، جز من زندانی تنها.!!!

    از بهاء الله پرسیدند ، شما که خود را خدا می دانی ، چرا بعضی از مواقع می گوئی ای خدا و در بعضی از نوشته هایت از او استمداد می طلبی؟ بهاء الله جواب داد:

    " يدعو ظاهرى باطنى و باطنى ظاهرى ليس فى الملک سوآئى و لکنّ النّاس فى غفلةٍ مبين."

    یعنی باطن من ظاهر من را می خواند و ظاهرم باطنم را ، در جهان معبودی غیر از من نیست لکن مردم در غفلت آشکارند!( مبین- ص405)..
    این در حالی است که آندو فقط مخلوق بودند و هستند و یقیناً خداوند متعال زناکاران و کسانی را که ادّعای خدایی کنند و خالق و مخلوق را یک چیز قلمداد کنند بخاطر این گناه و کفر و شرک بزرگ به جهنّم خواهد برد
    اگر بی توبه بمیرند

  • !

  • مهمان 98/12/12 ساعت 23:04


    ببینیم یَهُوَه خدای یهودیت و مسیحیت تثلیثی، خدای حقیقی است یا نه؟
    یَهُوَه یهود شیطان و دیو تنوره کش و اهرمن و اژدهاست است، چرا؟
    در کتاب عهد عتیق یهود میخوانیم که یَهُوَه خدای مورد ادّعایی شان چنین معرفی شده موجودی که از دهانش آتش خارج میشود و از سوراخهای بینی اش دود در می آید
    کتاب سموئیل 22 :
    شماره :
    7 «در تنگی خویش یَهُوَه را خواندم،و نزد خدای خود فریاد برآوردم.او از معبد خود صدایم را شنید،و فریادم به گوشش رسید.

    8 «آنگاه زمین متزلزل شد و به جنبش درآمد؛بنیان آسمانها بلرزید و مرتعش گشت،زیرا او(یَهُوَه) به خشم آمده بود.

    9 از بینی‌اش دود برآمد،از دهانش آتش سوزنده برجهید،و اخگرهای سوزان از او شعله برکشید.

    10 آسمان را خم کرد و فرود آمد؛تاریکی غلیظ زیر پاهایش بود.

    11 سوار بر کروبی پرواز کرد،و بر بالهای باد نمایان گردید.
    ((چنین موجودی فقط اژدها و دیو تنوره کش و شیطان و اهرمن است
    حال ببینید که این اژدها و دیو تنوره کش چه فرمانهای وحشیانه ای به پیمبرانش و پیروان آنها داده: دستور به قتل عام مردم و کشتن گسترده نوزادان و اطفال!!
    در کتاب اعداد باب 31
    شماره:
    17(موسی پیغمبر یهوه شان از طرف یَهُوَه گفت): پس حال هر ذکوری(نوزادان و اطفال پسر) را از میان کودکان بکُشید و نیز همۀ زنانی را که مردی را شناخته و با وی همبستر شده‌اند.

    18 ولی تمام دختران جوانی را که مردی را نشناخته و با کسی همبستر نشده‌اند، برای خود زنده نگاه دارید.(و چنین کردند)
    --
    و در عهد عتیق میخوانیم که یَهُوَه خدای مورد ادعایی یهود به یکی از پیغمبرانش فرمان داده تا سه سال لخت مادر زاد و برهنه باسَن بین مردم راه برود،..
    اشعیا20:
    2 در آن زمان یَهُوَه با اِشعیا فرزند آموص سخن گفت و بدو فرمود: «برو، پَلاس از کمر و پای‌افزار از پاهایت بیرون کن!» پس اِشعیا چنین کرد و عریان و پابرهنه راه می‌رفت.

    3 آنگاه یَهُوَه فرمود: «چنانکه خادم من اِشعیا سه سال عریان و پابرهنه راه رفته است تا نشانه و علامتی بر ضدّ مصر و کوش باشد،

    4 به همین‌گونه پادشاه آشور اسیران مصر و تبعیدیان کوش را، از پیر و جوان، پابرهنه و عریان و برهنه‌باسَن خواهد برد تا مایۀ شرمساری برای مصر باشد
    از کلمه به همین گونه در شماره 4 متوجه میشویم که اشعیا هم برهنه باسَن و لخت مادر زاد سه سال بین مردم راه رفته
    ----
    اگر از ایرانیانی که پیش از اسلام هم خدای جهان آفرین را به یگانگی می پرستیدند می پرسیدیم چنین موجودی که از دهانش آتش بیرون می آید و از سوراخهای بینی اش دود خارج میشود و دستور کُشتن گسترده نوزادان و اطفال را به پیام آورش و پیروان آن داده است، و به یکی دیگر از پیام آورانش گفته 3 سال لخت مادر زاد بین مردم راه برو
    چه موجودی است؟ یقیناً می گفتند: این فقط یک اهرمن بدسگال و دیو تنوره کش وحشی و خونخوار است،..
    پس برای ما ایرانیان عاقل و حق باور و یکتا پرست چه اهمیّتی دارد که بعدها تعدادی از همان یهودیان اهریمن پرست ادعا کردند که یَهُوَه خونخوارشان به جنون و بیماری روانی گرفتار گشته و سه شخصیتی شده و به شکل عیسی در آمده
    و به عیسی میگه پسرم !و عیسی که خودشه به اون شکل به اون شکل دیگش میگه پدرم!
    و طرحم ریخته تا عیسی رو شکنجه کنه و بکشه تا گناهان بشر رو برداره و ببخشه چون روزی روزگاری آدم و حوا بدون اجازه از میوه درخت معرفت خوردن! پس یهوه عصبانی شده و اونها رو از باغ عدن رونده و همه بچه هاشون رو بخاطر با معرفت شدن آدم و حوا تا قیامت ذاتاً گنهکار بدنیا روانه کرده
    مگر اینکه با علم و تحقیق به این برسیم که یهودیان به خداوند حقیقی و پیمبرانش دروغها بستند و نسبتهای ناروا دادند ..
    یعنی همان که قرآن و اسلام آن را بیان کرده

  • مهمان 98/12/10 ساعت 10:06

    درود بر منصفان؛ متاسفانه جناب ادمین؛ از بی اطلاعی مخاطبانش سوء استفاده کرده یا اینکه خود ایشان هم از قرآن، بی اطلاع است.. قرآن ره اعتدال دارد و عیسی مسیح را فقط پیغمبری برای هدایت فرزندان اسرائیل میداند؛ و آنگاه که از انجیل نام برده؛ آن کتاب الهی را میگوید که خداوند به عیسی مسیح نازل کرده بود؛ و محتوای آن را قابل پیروی برای پیروان مسیح برشمرده؛ پس همه آنچه ادمین نگاشته ناشی از جهل مرکب است و قابل اعتنا نیست و اعتباری ندارد --- همانطور که میدانید در مسیحیت کتب ممنوعه زیادی است و فقط چهار کتاب که اسم آن را انجیل گذاشتند؛ یعنی متی و مرقس و لوقا و یوحنا به میل اربابان کلیسا در دسترس همگانی قرار گرفته--
    این تعدادی از کتب ممنوعه تان که به میل اربابان کلیسا ممنوعه و غیرمرسوم اعلام شده:
    کتب انجیل نام مربوط به دهه ها و قرون نخستین مسیحیت:
    نوشتار اصلی: اسفار مشکوک
    (۱) انجیل مصریان ق ۲ میلادی (۲) انجیل عبریان قرون اولای مسیحی (۳) انجیل پطرس ق ۲ م (۴) انجیل دوازده ق ۲ م (۵) انجیل اندریو (۶) انجیل برنابا (۷) انجیل برتولوماس (۸) انجیل جیمس (۹) = تدیوس (۱۰) = اپلس (۱۱) = باسیلیدس (۱۲) - کرینتوس (۱۳) = ابیونتس (۱۴) = حوا (۱۵) = یهودای اسخریوطی (۱۶) = انجیل حیوة (۱۷) = مریم (۱۸) = متیاس (۱۹) انجیل کمال (۲۰) انجیل فیلیپ (۲۱) = توماس (۲۲) انجیل راستی که در میان و النتیان متداول بوده (۲۳) = مارکیون (۲۴) انجیل نیقودیس (۲۵) انجیل حضرت مسیح
    (جاش مَک‌داوِل. «کانن کتاب‌مقدس/قسمت اول». مجلهٔ کلمه. ۶۸. ترجمهٔ آرمان رُشدی. دریافت‌شده در ۲۰۱۹-۰۹-۱۷)

  • الحق

  • مهمان 98/12/10 ساعت 10:39



    درود بر انسانهای منصف؛ جناب ادمین از قرآن بی اطلاع است یا اینکه عمداً قصد دارد تهمت بزند به قرآن و پیامبر.. متاسفانه ترجمه درستی از آیات قرآن ارائه نکرده؛.. زیرا کلمه ذنب به معنی کاری است که دنباله و پیامد دارد؛ حتی کار خوب هم ممکن است پیامد خوش آیندی نداشته باشد؛ مثلا شما ایثار میکنید و به کسی که نیاز دارد پولی قرض می دهید اما خودتان بی پول میشوید؛ این ذنب دنباله و پیامد کار شماست؛ بنابراین پیامبر گنهکار نبود و و استغفار هم یعنی درخواست پوششی از خداوند برای در امان ماندن از ذنب(کار پیامد دار) ترجمه درست آیه این است: فَاعْلَمْ أَنَّهُ لَا إِلَـٰهَ إِلَّا اللَّـهُ وَاسْتَغْفِرْ لِذَنبِكَ وَلِلْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ ۗ وَاللَّـهُ يَعْلَمُ مُتَقَلَّبَكُمْ وَمَثْوَاكُمْ ﴿١٩﴾پس بدان که هیچ معبودی جز خدا نیست‌؛ و برای کار دنباله‌دار رسالتت (از شرّ کافران از خدا) پوششی بجوی و برای مردان و زنان باایمان (نیز) پوشش بخواه و خداست که جابه‌جایی و پناهگاه و جایگاه شما را می‌داند. (۱۹)..و ترجمه درست این آیه: فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللَّـهِ حَقٌّ وَاسْتَغْفِرْ لِذَنبِكَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ بِالْعَشِيِّ وَالْإِبْكَارِ ﴿٥٥﴾پس صبر کن که به‌راستی وعده‌ی خدا حق (و) پای برجا است و برای کار دنباله‌دارت پوشش بخواه و به سپاس پروردگارت، شامگاهان و بامدادان ستایشگر باش-- پیامبر هم به دلیل اینکه رسالتش را ابلاغ کرد و برعلیه بت پرستی و ادیان منحرف شده سخن گفت؛ اینها برایش پیامد داشت؛.. بنابراین عیسی مسیح هم دارای ذنب(کار دنباله دار و پیامد دار)بود زیرا بر علیه یهودیان فریسی موضع گرفت و سخن گفت که شما معبد را تبدیل به غار دزدان و شیاطین کردید و بساطشان را به هم زد؛ که پیامد این کارش با اینکه نزد خدا بجا و خوب بود؛ در نزد یهودیان فریسی و کاهنان فریبکار پیامد داشت؛ که دنبال قتلش افتادند؛ که طبق قرآن و کتابهای مکاشفه پطرس و رساله شیث از کتب ممنوعه کلیسا موفق به کشتن عیسی مسیح نشدند

  • من از شما برهان عقلی خواستم نه اینکه برگردید به آنچه در کتب مذهبیتان ادعا کردند..گمان نکنید که فقط شما دَم از خدا میزنید؛ خیلی از مردمان دنیا به آفریدگار جهان معتقدند - اما اینکه گفتید خدا خودش جسم شد، با کدام دلیل عقلی میگویید که خدا جسم شد!؟ مگر نمیدانید لازمه جسم شدن خدا تغییر ذات اوست؟ تغییر یعنی چیزی که نبود و بشود؛ آنچه نبود و بشود(نباشد و بوجود آید)مخلوق است..کسانی که به خالق جهان معتقدند اتفاق نظر دارند که خالق ذات غیرمحدودی است که بودن عین ذات اوست؛ یعنی ازلی و ابدی..در واقع این حرف شما تناقض است زیرا خالق و مخلوق و قدیم(ازلی)و حادث(نوپدید)،بی نیاز و نیازمند، غیرمحدود و محدود را یک چیز میدانید؛
    همین تناقض دلیل بر بطلان ادعایتان است؛ زیرا محال است که یک چیز در آن واحد هم نیازمند باشد و هم بی نیاز؛ هم خالق(ایجاد کننده)باشد و هم مخلوق(ایجاد شده)،هم غیرمحدود باشد و هم محدود شده؛و هم ثابت باشد و هم متغییر و دیگر تناقضات روشن که برهانی است برای باطل بودن عقیده تان

  • فرمایید که آن پیغمبر موعودی که از میان برادران بنی اسرائیل(بنی اسماعیل)است و مانند موسی است و خداوند کلام خودش را در دهان او میگذارد و با نام خدا(بسم الله الرحمن الرحیم)سخن میگوید که در عهد عتیق آمده کیست؟.. و بفرمایید آن پیغمبر موعود که یهودیان درباره او پرس و جو میکردند که از یحیی پرسیدند آیا تو ایلیایی یا مسیح یا آن پیغمبر موعود کیست؟.. و بفرمایید این چه خدایی است که به آن معتقدید: ببینیم یَهُوَه خدای یهودیت و مسیحیت تثلیثی، خدای حقیقی است یا نه؟
    یَهُوَه یهود شیطان و دیو تنوره کش و اهرمن و اژدهاست است، چرا؟
    در کتاب عهد عتیق یهود میخوانیم که یَهُوَه خدای مورد ادّعایی شان چنین معرفی شده موجودی که از دهانش آتش خارج میشود و از سوراخهای بینی اش دود در می آید
    کتاب سموئیل 22 :
    شماره :
    7 «در تنگی خویش یَهُوَه را خواندم،و نزد خدای خود فریاد برآوردم.او از معبد خود صدایم را شنید،و فریادم به گوشش رسید.

    8 «آنگاه زمین متزلزل شد و به جنبش درآمد؛بنیان آسمانها بلرزید و مرتعش گشت،زیرا او(یَهُوَه) به خشم آمده بود.

    9 از بینی‌اش دود برآمد،از دهانش آتش سوزنده برجهید،و اخگرهای سوزان از او شعله برکشید.

    10 آسمان را خم کرد و فرود آمد؛تاریکی غلیظ زیر پاهایش بود.

    11 سوار بر کروبی پرواز کرد،و بر بالهای باد نمایان گردید.
    ((چنین موجودی فقط اژدها و دیو تنوره کش و شیطان و اهرمن است
    حال ببینید که این اژدها و دیو تنوره کش چه فرمانهای وحشیانه ای به پیمبرانش و پیروان آنها داده: دستور به قتل عام مردم و کشتن گسترده نوزادان و اطفال!!
    در کتاب اعداد باب 31
    شماره:
    17(موسی پیغمبر یهوه شان از طرف یَهُوَه گفت): پس حال هر ذکوری(نوزادان و اطفال پسر) را از میان کودکان بکُشید و نیز همۀ زنانی را که مردی را شناخته و با وی همبستر شده‌اند.

    18 ولی تمام دختران جوانی را که مردی را نشناخته و با کسی همبستر نشده‌اند، برای خود زنده نگاه دارید.(و چنین کردند)
    ----
    اگر از ایرانیانی که پیش از اسلام هم خدای جهان آفرین را به یگانگی می پرستیدند می پرسیدیم چنین موجودی که از دهانش آتش بیرون می آید و از سوراخهای بینی اش دود خارج میشود و دستور کُشتن گسترده نوزادان و اطفال را به پیام آورش و پیروان آن داده است، چه موجودی است؟ یقیناً می گفتند: این فقط یک اهرمن و دیو تنوره کش وحشی و خونخوار است،..
    پس برای ما ایرانیان عاقل و حق باور و یکتا پرست چه اهمیّتی دارد که بعدها تعدادی از همان یهودیان اهریمن پرست ادعا کردند که یَهُوَه خونخوارشان به جنون و بیماری روانی گرفتار گشته و سه شخصیتی شده و به شکل عیسی در آمده..
    مگر اینکه با علم و تحقیق به این برسیم که یهودیان به خداوند حقیقی و پیمبرانش دروغها بستند و نسبتهای ناروا دادند ..
    یعنی همان که قرآن و اسلام آن را بیان کرده

  • یَهُوَه ابلیس است یا خدای حقیقی؟ یَهُوَه خدای مورد ادعایی یهود که بعدها تعدادی از همان یهودیان ادعا کردند سه شخصیتی شده و به شکل عیسی در آمده، طبق کتاب عهد عتیق یهود فقط و فقط ابلیس است اگر با علم و تحقیق بر این معتقد نگردید که یهود به خدا و پیغمبرانش دروغها بسته اند، در عهد عتیق میخوانیم که یَهُوَه به یکی از پیغمبرانش فرمان داده تا سه سال لخت مادر زاد و برهنه باسن بین مردم راه برود،..
    اشعیا20:
    2 در آن زمان یَهُوَه با اِشعیا فرزند آموص سخن گفت و بدو فرمود: «برو، پَلاس از کمر و پای‌افزار از پاهایت بیرون کن!» پس اِشعیا چنین کرد و عریان و پابرهنه راه می‌رفت.

    3 آنگاه یَهُوَه فرمود: «چنانکه خادم من اِشعیا سه سال عریان و پابرهنه راه رفته است تا نشانه و علامتی بر ضدّ مصر و کوش باشد،

    4 به همین‌گونه پادشاه آشور اسیران مصر و تبعیدیان کوش را، از پیر و جوان، پابرهنه و عریان و برهنه‌باسَن خواهد برد تا مایۀ شرمساری برای مصر باشد
    از کلمه به همین گونه در شماره 4 متوجه میشویم که اشعیا هم برهنه باسن و لخت مادر زاد سه سال بین مردم راه رفته،..چنین شده که بیحیایی و بی غیرتی و زناء و همجنسبازی جزو آئین شان شده اضافه بر اینکه پولس یهودی نفوذی ادعا کرد که عمل به شریعت إلهی بیهوده است که الآن هم تثلیثی ها به شریعت إلهی عمل نمیکنند..و چنین شده مردان و زنان که اروپا و آمریکا برای اعتراض همچون حیوانات لخت و عور در خیابان می آیند، چون ابلیس که آنها خدایش گرفتند چنین خط به آنان داده
    و لابد فیلمهای پورن که در اروپا و آمریکای تثلیثی می سازند همه نشانه اعتراض به دولتهایشان است

  • ترامپ ادعا کرده در مقابل ایران خدا با او و آمریکاست
    خب ببینیم یَهُوَه خدای یهودیت و مسیحیت تثلیثی، خدای حقیقی است یا نه؟
    یَهُوَه یهود شیطان و دیو تنوره کش و اهرمن و اژدهاست است، چرا؟
    در کتاب عهد عتیق یهود میخوانیم که یَهُوَه خدای مورد ادّعایی شان چنین معرفی شده موجودی که از دهانش آتش خارج میشود و از سوراخهای بینی اش دود در می آید
    کتاب سموئیل 22 :
    شماره :
    7 «در تنگی خویش یَهُوَه را خواندم،و نزد خدای خود فریاد برآوردم.او از معبد خود صدایم را شنید،و فریادم به گوشش رسید.

    8 «آنگاه زمین متزلزل شد و به جنبش درآمد؛بنیان آسمانها بلرزید و مرتعش گشت،زیرا او(یَهُوَه) به خشم آمده بود.

    9 از بینی‌اش دود برآمد،از دهانش آتش سوزنده برجهید،و اخگرهای سوزان از او شعله برکشید.

    10 آسمان را خم کرد و فرود آمد؛تاریکی غلیظ زیر پاهایش بود.

    11 سوار بر کروبی پرواز کرد،و بر بالهای باد نمایان گردید.
    ((چنین موجودی فقط اژدها و دیو تنوره کش و شیطان و اهرمن است
    حال ببینید که این اژدها و دیو تنوره کش چه فرمانهای وحشیانه ای به پیمبرانش و پیروان آنها داده: دستور به قتل عام مردم و کشتن گسترده نوزادان و اطفال!!
    در کتاب اعداد باب 31
    شماره:
    17(موسی پیغمبر یهوه شان از طرف یَهُوَه گفت): پس حال هر ذکوری(نوزادان و اطفال پسر) را از میان کودکان بکُشید و نیز همۀ زنانی را که مردی را شناخته و با وی همبستر شده‌اند.

    18 ولی تمام دختران جوانی را که مردی را نشناخته و با کسی همبستر نشده‌اند، برای خود زنده نگاه دارید.(و چنین کردند)
    ----
    اگر از ایرانیانی که پیش از اسلام هم خدای جهان آفرین را به یگانگی می پرستیدند می پرسیدیم چنین موجودی که از دهانش آتش بیرون می آید و از سوراخهای بینی اش دود خارج میشود و دستور کُشتن گسترده نوزادان و اطفال را به پیام آورش و پیروان آن داده است، چه موجودی است؟ یقیناً می گفتند: این فقط یک اهرمن و دیو تنوره کش وحشی و خونخوار است،..
    پس برای ما ایرانیان عاقل و حق باور و یکتا پرست چه اهمیّتی دارد که بعدها تعدادی از همان یهودیان اهریمن پرست ادعا کردند که یَهُوَه خونخوارشان به جنون و بیماری روانی گرفتار گشته و سه شخصیتی شده و به شکل عیسی در آمده..
    مگر اینکه با علم و تحقیق به این برسیم که یهودیان به خداوند حقیقی و پیمبرانش دروغها بستند و نسبتهای ناروا دادند ..
    یعنی همان که قرآن و اسلام آن را بیان کرده


  • چرا عیسی مسیح مصلوب نشد؟.. زیرا خداوند عادل است و کسی را بجای دیگری مجازات نمیکند.. و خداوند عادل است و خسیس نیست تا آدم و حوا را از معرفت داشتن منع کند و بخاطر خوردن سیبی همه فرزندان آنان را تا قیام قیامت ذاتاً گنهکار به دنیا روانه کند.. مسیحیت تثلیثی پولسی با این بدیهی مخالفند و خداوند را ظالم میدانند و پا را از گلیمشان درازتر کرده و مدعی اند که خود خدا به شکل عیسی شد و بین ما آمد تا مصلوب شود و گناه ذاتی بشر را بردارد و دیگر گناهان را ببخشد!.. در حالیکه لازمه تجسد و در آمدن بخشی از خدا به شکل عیسی مسیح تغییر است.. تغییر یعنی چیزی نبود و شد.. آنچه نبوده و شده(بوجود آمده)مخلوق است.. در واقع آنها خالق و مخلوق را یک چیز می شمرند که این هم عین تناقض است.. زیرا ادعا دارند خدای نامحدود بی نیاز همان مخلوق محدود نیازمند است.. این مصلوب نشدن عیسی مسیح حتی در کتب غیرمرسوم آنها نیز ذکر شده مثل:کتاب مکاشفات پطرس یکی از کتبشان که بنا بر باور عده ای حدود سالهای 94 و 95 نگارش یافته است.. در آن چنین نوشته: وقتی او (مسیح) این چیزها را گفت، من (پطرس) او را دیدم که ظاهراً توسط آن‌ها بازداشت شده بود؛ و گفتم: "چه می‌بینم، مولای من؟ آن شمایید که آن‌ها گرفته‌اند و همانا شما هستید که مرا چسبیده‌اید؟ یا آن کیست که شاد و خندان بر روی درخت است؟ و آیا او شخص دیگری است که دست و پای او را می‌کوبند؟" مسیح به من گفت: "آنکه او را بر روی درخت ، شاد و خندان می‌بینی، عیسای زنده است؛ ولی این یکی که بر دستان و پاهایش میخ می‌زنند، پوست و گوشت او است، که بدلی است تا باعث شرمندگی آن‌ها شود، کسی که شبیه او شده‌است؛ ولی به او و به من نگاه کن

  • با تحقیق دانستم که شما کتب ممنوعه زیادی دارید، یعنی اربابان کلیسا بعضی از کتب را به میل خودشان از دسترس همگانی دور کردند، در آن کتب ممنوعه تان بوضوح یافتم که مصلوب شدن عیسی مسیح انکار شده...
    برای همین به نتیجه منطقی و عقلانی رسیدم که خداوند جهان آفرین ظالم نیست تا طرحی بریزد تا کسی را بجای دیگران مجازات کند که گناه ذاتی و اکتسابی مردم را بردارد و بیامرزد و چنین نیست که خطا یا گناه اکتسابی آدم و حوا را به ذات فرزندانشان تا قیامت تسرّی نمی دهد؛ آن هم چه گناهی، چرا از درخت معرفت خوردید!! .. برای همین این استدلال از عقل و مکتوبات پیروان مسیح در قرون اول مسیحیت را برایتان می نویسم.. چرا عیسی مسیح مصلوب نشد؟.. زیرا خداوند عادل است و کسی را بجای دیگری مجازات نمیکند.. و خداوند عادل است و خسیس نیست تا آدم و حوا را از معرفت داشتن منع کند و بخاطر خوردن سیبی همه فرزندان آنان را تا قیام قیامت ذاتاً گنهکار به دنیا روانه کند.. مسیحیت تثلیثی پولسی با این بدیهی مخالفند و خداوند را ظالم میدانند و پا را از گلیمشان درازتر کرده و مدعی اند که خود خدا به شکل عیسی شد و بین ما آمد تا مصلوب شود و گناه ذاتی بشر را بردارد و دیگر گناهان را ببخشد!.. در حالیکه لازمه تجسد و در آمدن بخشی از خدا به شکل عیسی مسیح تغییر است.. تغییر یعنی چیزی نبود و شد.. آنچه نبوده و شده(بوجود آمده)مخلوق است.. در واقع آنها خالق و مخلوق را یک چیز می شمرند که این هم عین تناقض است.. زیرا ادعا دارند خدای نامحدود بی نیاز همان مخلوق محدود نیازمند است.. این مصلوب نشدن عیسی مسیح حتی در کتب غیرمرسوم آنها نیز ذکر شده مثل:کتاب مکاشفات پطرس یکی از کتبشان که بنا بر باور عده ای حدود سالهای 94 و 95 نگارش یافته است.. در آن چنین نوشته: وقتی او (مسیح) این چیزها را گفت، من (پطرس) او را دیدم که ظاهراً توسط آن‌ها بازداشت شده بود؛ و گفتم: "چه می‌بینم، مولای من؟ آن شمایید که آن‌ها گرفته‌اند و همانا شما هستید که مرا چسبیده‌اید؟ یا آن کیست که شاد و خندان بر روی درخت است؟ و آیا او شخص دیگری است که دست و پای او را می‌کوبند؟" مسیح به من گفت: "آنکه او را بر روی درخت ، شاد و خندان می‌بینی، عیسای زنده است؛ ولی این یکی که بر دستان و پاهایش میخ می‌زنند، پوست و گوشت او است، که بدلی است تا باعث شرمندگی آن‌ها شود، کسی که شبیه او شده‌است؛ ولی به او و به من نگاه کن.. و همینطور رساله دوم شیث: از قول عیسی مسیح چنین نوشته است: آن کس که به وی مَرّ نوشاندند، من نبودم، آنان (به خیال خود)، مرا به صلیب کشیدند، اما در واقع من نبودم بلکه شمعون بود که مصلوب گردید، من جز آنکسی بودم که تاج خار بر سرش نهادند...
    ---
    این تعدادی از کتب ممنوعه تان که به میل اربابان کلیسا ممنوعه و غیرمرسوم اعلام شده:
    کتب انجیل نام مربوط به دهه ها و قرون نخستین مسیحیت:
    نوشتار اصلی: اسفار مشکوک
    (۱) انجیل مصریان ق ۲ میلادی (۲) انجیل عبریان قرون اولای مسیحی (۳) انجیل پطرس ق ۲ م (۴) انجیل دوازده ق ۲ م (۵) انجیل اندریو (۶) انجیل برنابا (۷) انجیل برتولوماس (۸) انجیل جیمس (۹) = تدیوس (۱۰) = اپلس (۱۱) = باسیلیدس (۱۲) - کرینتوس (۱۳) = ابیونتس (۱۴) = حوا (۱۵) = یهودای اسخریوطی (۱۶) = انجیل حیوة (۱۷) = مریم (۱۸) = متیاس (۱۹) انجیل کمال (۲۰) انجیل فیلیپ (۲۱) = توماس (۲۲) انجیل راستی که در میان و النتیان متداول بوده (۲۳) = مارکیون (۲۴) انجیل نیقودیس (۲۵) انجیل حضرت مسیح
    (جاش مَک‌داوِل. «کانن کتاب‌مقدس/قسمت اول». مجلهٔ کلمه. ۶۸. ترجمهٔ آرمان رُشدی. دریافت‌شده در ۲۰۱۹-۰۹-۱۷)

  • با تحقیق دانستم کتب ممنوعه زیادی دارید و اربابان کلیسا بعضی از کتب را به میلشان از دسترس همگانی دور کردند،در آن کتب ممنوعه بوضوح یافتم که مصلوب شدن عیسی مسیح انکار شده...
    بنابراین هم به نتیجه منطقی عقلانی رسیدم که خداوند جهان آفرین ظالم نیست که طرحی بریزد تا کسی را بجای دیگران مجازات کند که گناه ذاتی و اکتسابی مردم را بردارد و بیامرزد و چنین نیست که خطا یا گناه اکتسابی آدم و حوا را به ذات فرزندانشان تا قیامت تسرّی دهد؛ آن هم چه گناهی، چرا از درخت معرفت خوردید!! .. برای همین این استدلال از عقل و مکتوبات پیروان مسیح را برایتان مینویسم.. چرا عیسی مصلوب نشد؟.. زیرا خدا عادل است و کسی را بجای دیگری مجازات نمیکند.. و او عادل است و خسیس نیست تا آدم و حوا را از معرفت داشتن منع کند و بخاطر خوردن سیبی فرزندان آنان را تا قیام قیامت ذاتاً گنهکار به دنیا روانه کند.. مسیحیت تثلیثی پولسی با این بدیهی مخالفند و خدای را ظالم میدانند و بدتر مدعی اند که خود خدا به شکل عیسی شد و بین ما آمد تا مصلوب شود و گناه ذاتی بشر را بردارد و دیگر گناهان را ببخشد!..در حالیکه لازمه تجسد و در آمدن بخشی از خدا به شکل مسیح تغییر است.. تغییر یعنی چیزی نبود و شد.. آنچه نبوده و شده(بوجود آمده)مخلوق است.. در واقع آنها خالق و مخلوق را یک چیز میشمرند که این هم عین تناقض است.. زیرا ادعا دارند خدای نامحدود بی نیاز همان مخلوق محدود نیازمند است.. این مصلوب نشدن عیسی مسیح حتی در کتب غیرمرسوم آنها نیز ذکر شده مثل:کتاب مکاشفات پطرس یکی از کتبشان که بنا بر باور عده ای حدود سالهای 94 و 95میلادی نگارش یافته.. در آن چنین نوشته: وقتی او(مسیح)این چیزها را گفت، من(پطرس)او را دیدم که ظاهراً توسط آن‌ها بازداشت شده بود؛و گفتم: "چه می‌بینم، مولای من؟ آن شمایید که آنها گرفته‌اند و همانا شما هستید که مرا چسبیده‌اید؟ یا آن کیست که شاد و خندان بر روی درخت است؟ و آیا او شخص دیگری است که دست و پای او را می‌کوبند؟" مسیح به من گفت: "آنکه او را بر روی درخت، شاد و خندان می‌بینی، عیسای زنده است؛ ولی این یکی که بر دستان و پاهایش میخ می‌زنند، پوست و گوشت او است، که بدلی است تا باعث شرمندگی آنها شود، کسی که شبیه او شده‌است؛ ولی به او و به من نگاه کن.. و در رساله دوم شیث: از قول عیسی مسیح چنین نوشته است: آن کس که به وی مَرّ نوشاندند، من نبودم، آنان(به خیال خود)،مرا به صلیب کشیدند، اما در واقع من نبودم بلکه شمعون بود که مصلوب گردید، من جز آنکسی بودم که تاج خار بر سرش نهادند

  • مهمان 98/12/10 ساعت 23:14

    علم عیسی مانند دیگر پیغمبران و محمّد بود که از امور مخفی خبر دادند مثلاً سوره تحریم: و هنگامی که پیامبر، رازی را به یکی از همسرانش گفت و او آن راز را فاش کرد، و خدا پیامبر را از افشای آن آگاه نمود، پیامبر بخشی از آن به آن زن گوشزد کرد و از گفتن بخشی دیگر خودداری نمود. آن زن گفت: چه کسی فاش کردن راز را به تو خبر داده است؟ پیامبر گفت: دانای آگاه، به من خبر داد(۳) پس اینکه عیسی از بعضی از اسرار مردم خبر داد دلیل برتری علم عیسی بر محمّد و همتایی دانش عیسی با دانش خدا نیست؛.. در کتب موسوم به عهدجدید به عیسی نسبت دادند که به دفعات خودش را پسر انسان نامیده (یعنی یکی از ابناء بشر یا فرزندان آدم)و در اعمال باب 3 شماره 13 به عیسی بنده خدا گفته شده :
    13 خدای ابراهیم و اسحاق و یعقوب، خدای پدران ما، بنده اش عیسی را جلال داد.. که در ترجمه جدید بجای بنده نوشتند خادم, که فرقی ندارد؛ بنده خدا همان معنی خادم خدا را میدهد یعنی کسی که مطیع امر خدا باشد و او را بپرستند و برای شریعت او خدمت کند ..همان شریعت که طبق متی باب 5 شماره 17و18؛ عیسی همه آن را که در تورات و کتب انبیاء مندرج است قبول داشت و برای تحقق احکام آن آمده بود نه اینکه آن را نسخ کند..در مرقس باب 6 آمده که عیسی خودش را نبی(پیغمبر)معرفی کرده: 1 سپس عیسی آنجا را ترک گفت و با شاگردان خود به شهر خویش رفت.

    2 چون روز شَبّات فرا رسید، به تعلیم دادن در کنیسه پرداخت. بسیاری با شنیدن سخنان او در شگفت شدند. آنها می‌گفتند: «این مرد همۀ اینها را از کجا کسب کرده است؟ این چه حکمتی است که به او عطا شده؟ و این چه معجزاتی است که به دست او انجام می‌شود؟

    3 مگر او آن نجّار نیست؟ مگر پسر مریم و برادرِ یعقوب، یوشا، یهودا و شَمعون نیست؟ مگر خواهران او اینجا، در میان ما زندگی نمی‌کنند؟» پس در نظرشان ناپسند آمد.

    4 عیسی بدیشان گفت: «نبی بی‌حرمت نباشد جز در شهر خود و در میان خویشان و در خانۀ خویش!»