پاسخ شیخ حسین انصاریان به شبهه وهابیت


در قرآن آمده با اجازه من شفاعت شفیع قبول است


+ 
17

- 
0

عرض x طول

دکمه اشتراک گذاري تلگرام ارسال ويدئو در تلگرام

ارسال نظر
نظرات
(برای مشاهده نظرات کلیک کنید)
  • سر انجام تحمیل یکسویه اطلاعات دینی و مذهبی گمراهی و کفر است
    ---
    اگر تعقل و تفکر و تدبر وتأمل و بردن مسائل حیاتی زندگی زیر محک پرسشگری عقلی برای شناخت و تشخیص سره از نا سره ی اندیشه ها و تفکرات و راه حلهای مسائل و مشاکل و تئوریهای زندگی عرضه شده به بشر اهمیتی نداشت خداوند در قرآن کریم بشر را به اندیشه وری و فکر ورزی و خردگرایی و برگزیدن بهترین سخنان عرضه شده به او در این کتاب آسمانی و در جایهای دیگر هرگز فرا نمی خواند.
    در قرآن هیچ نشانه ای از دعوت بشر به تحمیل یک سویه و پذیرفتن اجباری افکار و اندیشه های چگونگی زندگی وجود ندارد ؛ بلکه بشر همیشه به تفکر و تعقل و اندیشه وری و برگزیدن بهترینهای معقول در این زمینه فراخوانده شده است.
    تحمیل یکسویه اطلاعات یک نواخت و رم کردن از تقابل اندیشه ها و هشدار به مؤمنان به ضرورت چشم بستن به اندیشه های متعارض با هم ، هرگز شیوه های الهی قرآنی در رویا رویی با اندیشه های زندگی نیست.
    اصرار بر تزریق یک سویه اطلاعات به بشر بنام دین و مذهب و بستن راه به روی نگرش و تأمل در اندیشه های متعارض زندگی و منع پرسش گری و اندیشه وری در این زمینه ؛ پشت کردن به خواستهای قرآنی خداوند در این زمینه ی حیاتی است و بشر را بعلت این دگم گرایی نسبت به دین و مذهب به بد بینی و گمراهی و کفر دچار می سازد.
    خداوند اصرار ورزی تهی از تدبر و تأمل عقلی بر پذیرفتن هر اندیشه ای برای نیازهای زندگی بنام دین و مذهب ؛ سخت در قرآن تقبیح کرده و اصرار ورزان بر این روش را به گمراه تر از چهار پایان بی عقل توصیف کرده است.
    دین و مذهب برای سازمان دهی زندگی بشر نیاز حیاتی هستند ؛ بنا بر این باید متدینان بویژه جوانان متدین را در پذیرش هر آن چه بنام این ارزشها عرضه می شود و به پرسش گری برای برگزیدن بهترین یافته های عقلی در این زمینه عالمانه تشویق کرد و راه عقلانیت تهی از تعصب و افراط و تهی از بی تفاوتی و تفریط را در این نیاز حیاتی به روی آنان باز گذاشت.

  • سلام دوستان
    از نزول وحي تا افتادن سيب
    از نبوت تا مدرنيته
    از خطبه علي تا پختن وزغ
    از عقيده تا عقل
    -------------------------
    ميخواهم مبحثي را بصورت خلاصه و به دور از اطاله كلام مطرح كنم كه اميدوارم به طبع اهل علم ناخوش نيايد و يقينا جملاتي زياد از عقل و

    توان علمي ممكن است بنويسم كه اميدوارم به حساب روستايي بودنم بگزاريد نه غرض ورزي ام
    و اما بعد :
    بگذاريد كمي از غرب كافر و غربيان از خدا بي خير بگويم
    نه اينكه خداي ناكرده از آنها تعريف كنم بلكه غرض تفاوت درك و ديدگاه بيان ميكنم.
    خداوند كريم بندگانش را به بهترين و كاملترين روش ممكن كه لطف و كرم خداييش ايجاب مي نمود مورد عنايت قرار ميدهد و آنچه لازمه بندگي

    انسانها براي فهم علت و فلسفه خلقت و توانايي هاي خود بشر و ساير مخلوقاتش براي اين انسان تازه خلق شده بودبواسطه وحي سنگ تمام گذاشت و

    براي بندگانش توسط رسولان گرامي گنجينه هايي بنام وحي و كتب آسماني و در آخر با شاهكارخلقت بنام قرآن كامل كرد(اليوم اكملت لكم....)
    اما
    اما
    اما
    از اين گنجينه چه نصيب بندگان شد؟؟؟؟؟؟
    عده اي حراف و تنبل بيكار شروع كردن به جمله سازي و طرح آراء و نظرات و مباحثي كه منظور وحي اين بوده و يا آن بوده و تا جايي

    مايل نظري را كش دادند كه اصل هدف و منظور وحي از نظر ها و اذهان دور شد و اين كلاف سر در گم هنوز كه هنوز است به هيچ جايي

    نرسيده و هر روز بيشتر از پيش بر ابهام و سرگرداني معتقدانش افزوده شد مثل گلوله برفي كه در سرازي غلت بخورد...
    ولي
    ولي
    يك آدم نه چندان عاقل ونه چندان خود ساخته اي كه اهل هيچ كشف كرامت هم نبود با افتادن سيبي استنباطي كرد كه با نظريات و تئوري هاي

    بعدي اشت بنيانگذار علوم بسياري شد يعني اون آدم به نظر ما لاابالي از افتادن سيب چيزي فهم و درك كرد
    بزرگان ما از وحي نتوانستند بكنند..
    حالا
    اسلام در عصرجاهليتي ظهور كرد كه پيام آور تحولات اجتماعي شهري تجاري روابط خانوادگي و اجتماعي و تعليم و تعلم و.....
    بسياري براي مردم آن زمان شد اما متاسفانه به مرور زمان اختلافات قدرت و ثروت و با روي كار آمدن عده اي بي فكر كه فاقد درك لازم

    براي استفاده از اين تعاليم الهي بودند اسلام از يك مكتب (اصالتا) عمل گرا كه حرفهاي بسياري براي ساختن زندگي انسانها داشت به مجالس بحث

    بي نتيجه (يا منصفانه تر بگويم كم نتيجه فقط در حوزه علوم انساني )
    تبديل شد ودعواي زيد و عمر مباحث پاياني نداشت در حاليكه ميتوانست برترين اسلوب و روشهاي مدرنيته و تمدن سازي را براي يشريت داشته

    باشد..
    از سويي
    و از طرفي

    بعد از رسول اكرم نوبت رسيد به چهارده آفتاب درخشان معرف و علوم بيكران الهي كه نمونه بارز آن مولا علي است ..
    حالا شما ببينيد به غير از انسانهاي خيلي خيلي معدود كه در تاريخ گم شده اند اينهمه كشف رمز و سخنان پر مغز و نغز مولا كه در حقيقت بيان

    اسرار قرآني هست براي ما مسلمانان به دور از تعصب ( در تمام جوانب علمي و عملي )چه بهره اي داشته است؟؟؟ علي را ديدند و سخنانش

    را شنيدند و خانه نشينش كردن و در آخر اورا كشتند....اما پس از ساله يك آدم بي دين و كافر در جايي از ينگه دنيا با ديدن نه پيغمبر و

    نه علي و نه.......
    بلكه در يك رستوران با ديده يك وزغ كه در ديگ به آرامي پخته ميشود ولي از جايش نميتواند و نميخواهد حركت كند چيزي استنباط ميكند و

    ميفهمد كه الان تمام سياست نظامي و سياسي و فرهنگي و اقتصادي و تربيتي دنيا را با آن بقول خودشان استراتژي اداره و كنترل

    ميكنند؟؟؟؟.....
    بقول يك آدم فهميده اي : "" بايد ترسيد از كسي كه اعتقادش از عقلش بيشتر است ""
    الغرض
    الغرض
    الغرض
    متاسفانه هنوز كه هنوز است و انشالله به لطف اين جهل تا مغز استخوان نفوذ كرده ما اين زيبا حرف زدن و كلمات آبدار صد من يك غاز از

    تفكر و كلام و آرائ و افكار ما تا ابد دهر دور نخواهد شد...
    دلم ميسوزد براي امام زماني كه بايد بيشترين رنج و زحمت را براي اصلاح حماقت و بي فكري امتش صرف كند تا منكران امامتش....

    دوستان و عزيزان صاحب فكر و انديشه
    الهي من قربون همتون برم
    در اين دوران كه براي همجنس بازي و.....هزاران هزار اپليكيشن و برنامه تلويزيوني و بازي توسط عقلا و درس خوانده ها و متفكران ليبرال

    تهيه و پردازش و توليد ميشود ما و بزرگان كشف شهود و كرامت كه شهرت شان كرامت هايشان گوش جوانان روياپرورمان را نه نوازش كه كر

    ميكند چه چيزي انديشيده اند؟؟
    براي اقتصاد از اسلام چه چيزي فهميده اند؟؟
    براي فرهنگ چه چيزي فهميده اند؟؟
    براي بانك كه بخاطر ربا بودنش مث دختران گريه ميكنند !!! چه انديشيده اند؟؟
    براي نياز جنسي جوانان كه مثل گرسنگي و تشنگي حقيقي است چه انديشيده اند؟؟؟
    براي توليد و كار كه پيامبر بر دستان كارگر بوسه ميزند!! چه انديشيده اند؟؟؟
    براي فقر كه اگر از دري وارد شود ايمان از پنجره ميرود!!چه انديشيده اند؟؟؟
    براي ...
    براي...
    براي...
    هيچ هيچ هيچ
    ميدانيد چرا چون عده اي پير و ناتوانند كه نه توان جنسي دارند و نه توان كار و نه حوصله عمل !!!
    و پولشان و بقول خودشان روزيشان هم از طريق حواله امام زمان از غيب (جيب مردم بدبخت ) مي رسد!!!
    اگر مثل پيامبران و امامانشان در بين مردم و مثل مردم كار ميكردند آنوقت مي فهميدند چيزي كه تحت عنوان توكل و توسل و روزي تقسيم شده از

    ازل كه به مردم توصيه ميكنند توهم و خرافه اي بيش نيست...
    ختم كلام اينكه
    به اميد روزي كه قبل از ظهور صاحب الزمان كساني بر مسند علوم اسلامي باشند كه به دور از تظاهر و احترامات دروغين به همديگر (و در

    باطن پر اختلاف و كينه ورز )اسلام را آنچنانكه شايسته و وعده داده شده است به بشريت بشناسانند تا طبق وعده آيات و احاديث شايسته ترين

    انسانها از شايسته ترين امكانات زندگي برخوردار باشند و اسلام چهره حقيقي خود را براي دعوت به بهترين سبك زندگي ممكن كه نتيجه رنج ها و

    تلاشه هاي رسولان و امامان بزرگواراست بنماياند.....انشاالله
    ارادتمند قوچعي



  • چرا دین شناسان ما امام شناسی را بر خلاف خواست خداوند تبلیغ می گنند؟
    ---
    در حالی که خداوند در قرآن امام منصوب خود را این گونه توصیف می کند : « مَا كَانَ لِبَشَرٍ أَنْ يُؤْتِيَهُ اللَّهُ الْكِتَابَ وَالْحُكْمَ وَالنُّبُوَّةَ ثُمَّ يَقُولَ لِلنَّاسِ كُونُوا عِبَادًا لِي مِنْ دُونِ اللَّهِ وَلَكِنْ كُونُوا رَبَّانِيِّينَ بِمَا كُنْتُمْ تُعَلِّمُونَ الْكِتَابَ وَبِمَا كُنْتُمْ تَدْرُسُونَ » ﴿ آیه ۷۹ سوره آل عمران ﴾ ؛ چرا دین شناسان مذهب شناس ما بر خلاف توصیف و خواست خداوند از دین داران مذهبی ما می خواهند پیشوایان دین را خدا گونه و رقیب در ویژگیهای منحصر به خداوند این گونه که قرآن تقبیح کرده است بدانند :« وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَتَّخِذُ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَنْدَادًا يُحِبُّونَهُمْ كَحُبِّ اللَّهِ وَالَّذِينَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّهِ وَلَوْ يَرَى الَّذِينَ ظَلَمُوا إِذْ يَرَوْنَ الْعَذَابَ أَنَّ الْقُوَّةَ لِلَّهِ جَمِيعًا وَأَنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعَذَابِ . إِذْ تَبَرَّأَ الَّذِينَ اتُّبِعُوا مِنَ الَّذِينَ اتَّبَعُوا وَرَأَوُا الْعَذَابَ وَتَقَطَّعَتْ بِهِمُ الْأَسْبَابُ . وَقَالَ الَّذِينَ اتَّبَعُوا لَوْ أَنَّ لَنَا كَرَّةً فَنَتَبَرَّأَ مِنْهُمْ كَمَا تَبَرَّءُوا مِنَّا كَذَلِكَ يُرِيهِمُ اللَّهُ أَعْمَالَهُمْ حَسَرَاتٍ عَلَيْهِمْ وَمَا هُمْ بِخَارِجِينَ مِنَ النَّارِ » ﴿ آیات ۱۶۵ تا ۱۶۷ سوره بقره ﴾ وهمچنان : « وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا مَا أَنْزَلَ اللَّهُ قَالُوا بَلْ نَتَّبِعُ مَا أَلْفَيْنَا عَلَيْهِ آبَاءَنَا أَوَلَوْ كَانَ آبَاؤُهُمْ لَا يَعْقِلُونَ شَيْئًا وَلَا يَهْتَدُونَ ﴿ آیه۱۷۰ سوره بقره﴾؟؟؟!!!
    این تضاد در دین آموزی و تبلیغ دین بین روش خداوند در قرآن و روش وارونه ی دین شناسان چه علتی دارد و چگونه می توان این تضاد را با دلایل قرآنی و عقلی توجیه کرد؟؟؟!!!
    چرا و با چه دلیل استوار قاطع از قرآن و عقل هنگامی که انتقادها و اعتراضهایی بر این روش وارونه ی دین شناسان بر می خیزند آنان سراسیمه و با دستپاچگی با دروغ و بهتان آسمان را به رسیمان می بافند که منتقد و معترض را به عمری و خارجی و یزیدی بودن متهم سازند و به وهابیت منحرف نسبت دهند؟؟؟!!!
    چرا اینگونه دین شناسان متظاهر به مودت و ولایت مداری اهل بیت مظلوم پیامبر ؛ اکثریت مردم نا آگاه پیرو مذهب مظلوم تشیع را از شنیدن و به ذهن سپردن اینگونه انتقادها و اعتراضهای قرآنی و عقلی پرهیز می دهند؟؟؟!!!
    زنهار بی هیچ گونه تحقیق و تفحص قرآنی و عقلی این نوشته ی دفاع از قران و عقل و این انتقادها و اعتراضها را جاهلانه یا مغرضانه به پای دفاع از وهابیت منحرف بگذاریم وخود را ندانسته نزد خداوند در گناه کبیره ی نابخشودنی بهتانها و افتراهای باطل دشمنان قرآن و عقل سهیم سازیم!!!

  • اهمیت بی همتای شناختهای قرآن در ین آموزی و تبلیغ دین و وحدت امت اسلامی
    ---
    « إِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ يَهْدِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ وَيُبَشِّرُ الْمُؤْمِنِينَ الَّذِينَ يَعْمَلُونَ الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ أَجْرًا كَبِيرًا » ﴿آیه ۹ سوره اسراء﴾.
    خداوند در آیات فراوانی از قرآن کریم در زمینه ی دین پذیری و اعتقاد گزینی بنام دین و مذهب توجه بشر را به اهمیت شناختهای فرهنگ دین داری و مذهب داری قرآنی بعنوان درست ترین راهنمای غفلت ناپذیر الهی علمی در زمینه مذکور جلب می نماید.
    این کتاب هدایت آسمانی که خداوند در آن بر مصون بودن داده های الهی – علمی احکام و اعتقادات آن از هرگونه تحریف تاکید کرده است توجه دین شناسان را بر نیاز مبرم آنان در زمینه ی تبلیغ و آموزش دین و مذهب به آگاهی و دانستن این شناختهای الهی و تدبر در این شناختها متمرگز ساخته و نسبت به غفلت دین شناسان از حقایق الهی – علمی این شناختها در زمینه مذکور به آنان هشدارهای فراوان داده است.
    تجربه ی 1400 سال از دین آموزی و تبلیغ دین به مسلمانان ثابت کرده است که غفلت از شناختهای قرآنی در این زمینه تا چه اندازه در دخالت دشمنان و طاغوتان و دین فروشان تحریف گر برای کنترل اذهان مسلمانان با ترفندها و نیرنگهای گوناگون بنفع اهداف تفرقه افکنی و فتنه بر انگیزی دینی و مذهبی در میان پیروان این کیش الهی سهیم بوده است.
    یک محاسبه علمی جامع متکی به قرآن و عقل ثابت می کند که دوری مسلمانان از این شناختهای قرآنی یا عدم آگاهی آنان به این شناختهای حیات بخش سرنوشت ساز تنها عامل و سبب همه ی گرفتاریها و فجایع بزرگ خانمان بر افکن در میان مذاهب مختلف منتسب به این کیش در طول مدت این 1400 سال بوده است و نیز ثابت می کند دشمان بیگانه ی دین و طاغوتان و دین فروشان در ایجاد این فجایع تا چه اندازه سهیم بوده اند.
    آگاهی و پایبندی و عمل به شناختهای علمی اصیل وحیانی فرهنگ دین داری قرآنی تنها راه رهایی امت اسلامی از همه ی فجایع دامن گیر این امت است و تنها راه حفظ وحدت میان مذاهب اصیل منتسب به اسلام و تنها راه خنثی سازی همه ی ترفنندها و نیرنگهای تفرقه افکن و فتنه بر انگیز دشمنان دین و طاغوتان و دین فروشان تحریف گر و تزویر گر است.
    این کوته سخن ؛ بی همتا بودن نقش شناختهای قرآن در تحقق بخشیدن به وحدت حیات بخش امت اسلامی را روشن می کند و عمق توطئه ها و دسیسه های پلید دشمنان و طاغوتان در تلاش برای دور نگه داشتن امت اسلامی از آگاهی به این شناختها را فاش می سازد و نقش پلید دین فروشان از خدا بی خبر تحریف گر و تزویر گر را در کمک به دشمنان و طاغوتان در تعمیق جهل به این شناختها در میان پیروان مذاهب امت اسلامی برای جلوگیری از وحدت امت رو می کند.

  • ارزش روشن گریهاث قرآنی و عقلی به چیست
    ---
    روشن گریهای قرآنی و عقلی انتقادهایی ضروری خدا پسندانه ای هستند که از حقیقت پوچی من در آوردیها و خرافات پرده بر می دارند و ترفندهای قرآن ستیز و خرد گریز من در آوردی سازان و خرافه گستران را با دلایل قرآنی و عقلی رسوا می سازند.
    پایبندی به گسترش این روشن گریها ادای یک واجب الهی و دفاع خدا پسندانه از دین خدا و مذهب اهل بیت مظلوم پیامبر و بهترین امر به معروف و نهی از منکر است که خداوند دین شناسان قرآن شناس را به انجام و ادامه آن موظف ساخته است.

  • سلام عزيزان
    ابتدا لازم ميدانم بعرض دوستان برسانم كه با وجود اينهمه آيات و احاديث و روايات (البته صحيح السند )و سنت و سيره عملي رسول اكرم و

    چهارده معصوم عليهم السلام كه به حق گنجينه اي پر ارزش و غني كه داريم و از طرفي در زمينه علوم اسلامي دانشمندان و علماي طراز اول و

    برجسته اي هم كم نداريم....
    متاسفانه
    موضوعي كه شايد در گذر تاريخ و حوادث تلخ سياسي و و جود انحرافات و انشقاق (از نوع صوفي گري و به اصطلاح عرفان هاي دروغين )

    در عقايد و فرق مختلف كه در سايه شوم جهل و كم اطلاعي اكثر عوام و بعضي از خواص تاثير گذار كه جذب اينگونه گمراهي ها شدند مغفول

    و تا حدود زيادي مطرود ماند جايگاه عقل و خرد بود ...
    بقول طلبه ها اولويت و ارجحيت "درايت بر روايت " يا " روايت بر درايت "
    كه دانش پژوهان و طلاب بايد براي درك حقايق و كشف علايم و اشارات علمي و عملي از منابع فقهي بايد بين اين دو يكي را انتخاب ميكردند و

    اين خود مركز يكي از چند ده مورد اختلاف استنباط و در نتيجه صددور دستورات علمي و عملي در فتاوي و تدريس هاي آن بزرگواران شد...
    از طرفي چون قرآن براي درك و فهم حقايق به تنهايي به اندازه كافي گويا وكافي و قابل درك نبود (مستند به خود قرآن كه وقتي آيه اي نازل

    ميشد مردم با تعجب از پيامبر در مورد آن سئوال ميكردند)براي تفسير و درك معاني و شان نزول حقيقي آيات بايد دست به دامن منابع و سخنان

    امامان كه آگاه ترين افراد به اسرار و كشف بطن هاي قرآن بودند مي شدند كه مي رسيد به احاديث و روايات موجود در منابع تاريخي و كتب

    مرجع و معتبر
    لذا مي بينيم در استخراج احكام چهار گزينه " كتاب سنت اجماع عقل" سه اصل اوليه كتاب و سنت و اجماع به نوعي هرسه يك مسير را مي

    پيمايند يعني قوت و قدرت و حقانيت را از نوشته هايي ميگيرند كه بالاخره ريشه در نوشته هاي چند صد ساله دارد و به نسبت قابليت امكانات و دانش و

    فهم آن زمان بيان و توسط علماي بزرگوار تحليل و استنباط و ثبت شده است پس عقل و عقلانيت مي ماند براي آخرين راه كه چاره ديگري نبود و آيه يا حديث و روايت متقن و دقيقي وجود نداشت
    به عبارت دقيق تر عقل كه تمام هويت انسان و وسيله درك رسول و جانشين او و سخنان آنان بود در پايين ترين رتبه استنباط و كشف مفاهيم قرار گرفت آنهم از روي ناچاري .....
    يعني اگر در احاديث و وروايات و سنت اگر منبع مورد وثوقي بود بايد بيان و تبعيت گردد هرچند به نظر ما غير عقلاني باشد...اين شد كه رسيديم به جمله " سمعا و طاعا "به عبارت امروزي نظام چرا ندارد....
    و اين شد سرچشمه بسياري از مشكلات و اختلافات تاريخ فقهي و زندگي اجتماعي مبتني بر اين استنباط ها در گذشته...
    ولي
    ولي
    ولي
    تارسيد به دوران خودمان و انقلاب اسلامي كه كساني مثل امام خميني با عنوان كردن "فقه پويا "خواستند تحولي در سير اصول اصول استنباط ايجاد كنند و تاحدودي هم موفق شدند كه متاسفانه با مخالفت و اعتراض شديد بسياري از علماي سنتي مواجه شدند كه هنوز هم همان مخالفت ها ادامه دارد از مسئله شطرنج گرفته.....تا تدريس فلسفه و ....كه يقينا خودتان بهتر از حقيد مستحضريد
    و علماي نوانديش و خردگرايي مثل استاد مطهري و دربعضي موارد شريعتي (البته خالي از نقد نيست ) قلم هايي زدند و بياناتي گفتند كه به مزاق خيلي ها خوش نيامد و كار فقه پويا ابتر و به نوعي ميتوان گفت كان لم يكن ماند....
    الغرض ::::
    خدا با تمام قدرت و اقتدار خدايي كه دار هرگز بشر را به پيروي از چيزي كه عقل قبول نميكند وادار نميكند و حتي در فرايض و دستوراتي كه براي بشر صادر كرده خودش اذعان ميدارد كه " لا يكلف الله نفسا الا وسعها "
    و چقدر آيه داريم كه با سرزنش مي فرمايد " اكثرهم لا يعلمون ...لايفقهون....لايشعرون ..)
    پس اين وظيفه علما و فقهايي بود كه كارشان و وقتشان و عمرشان در مطالعه دقيق متون ديني بود تا عقلاني ترين و قابل قبول ترين استنباط از منابع را نجام داده و در زندگي اجتماعي مردم آنرا بصورت كاربردي و عملياتي به منصه ظهور برسانند ام متاسفانه فقط و فقط خلاصه شد در سخنراني هاي زيبا وكلمات نغز و توصيه هاي عارف مسلكانه كه براي ساعتي روح و گوش شنونده را نوازش ميداد اما در حقيقت چيزي فهميده نمي شد و الان هم نمي شود...
    شما ببينيد اتفاقات خوب مثل روز پد...روز زن...روز دختر...روز پرستار...والنتاين و هزاران هزار اينگونه نامگزاري ها كه ريشه ذر يك جمله"صله رحم" دارد مسلمانان پايه ريزي كرده اند يا غربي ها؟؟؟؟؟؟
    شما ببينيد اولين كلمه اي كه براي پيامبر وحي شد " اقراء" كه اهميت و مقام " والقلم و مايسطرون "
    را موكدا تاكيد ميكند آثار اين علم و معلومات را در غرب كافر مي بينيد يا در بين مسلمانان؟؟؟؟؟
    آنها علم و معلومات را گرفتند و بزرگان ما دل خوش كردند به خواب و رويايي و بافته هايي كه كتاب هاي بيشماري در فضايل عده اي به رشته تحرير در آمده... و اكثرا چنان غلو و بزرگنمايي شده كه حتي براي معصومين يا اوليايي بزرگ خدا مثل حضرت ابوالفضل (ع) يا سلمان يا عمار ياسر يا بوذر هم گفته نشده است!!!!
    در پايان"""
    يك مثال خيلي كوچك از درياي بيكران چهارده معصوم "
    كه فرمود : صدقه هفتاد نوع بلا را دفع ميكند
    حالا ببينييد فهم و باور ما مردم و حتي بزرگان مان چطور بوده و هست!!!!!
    ما خلاصه كرده ايم در دفع بلا مثل تصادف بيماري دزدي سلامت مسافر زايمان راحت حامله خوب شدن مريض و........
    اما به راستي فقر بيكاري تجرد قاچاق دزدي اعتياد كم سوادي و........
    همان هفتاد بلايي نيست كه اگر همه صدقه را رعايت كنند و به جاي خود صرف شود دفع خواهد شد...
    بقول بچه هاي صبح جمعه " من چي ميگم اون چي ميگه "
    و بقول چيني ها " وقتي عاقل به ماه اشاره ميكند احمق به انگشت او نگاه ميكند "
    ساده تر بگم ....ما احمقاانه ترين برداشت را از عميق ترين جملات معصومين داشته ايم
    والسلام ارادتمند......قوچعلي

  • آقای قوچعلی می فرمایند:
    « فهم و بيان آن زمان توسط علماي بزرگوار تحليل و استنباط و ثبت شده است پس عقل و عقلانيت مي ماند براي آخرين راه كه چاره ديگري نبود و آيه يا حديث و روايت متقن و دقيقي وجود نداشت »
    ---
    جواب :
    فهم و بیان زمان توسط علما اگر با شناختهای سرشت نشین آشکار دین داری و مذهب داری قرآنی و اصول متین استدلال عقلی تطابق و هماهنگی و انسجام نداشته باشد ؛ این فهم مبتنی بر ظن و گمان است و هرگز نمی توان برای اعتقاد سازی بنام دین و مذهب ؛ اعتبار و اصالت این فهم را با دلایل خارج از قرآن و عقل ارزیابی کرد و شناخت ؛ همچنان که نمی توان روی پایه ی سست آن اعتقادی را بنام دین و مذهب بنا نمود.
    در ضمن سنت معصوم را نیز که در معرض دستبرد و تحریف و جعل بشر قرار داشته هرگز نمی توان بدون احراز تطابق و هماهنگی و انسجام آن با مسلمات محکم و مفصل قرآن معتبر دانست .
    خدشه هایی که بعلت عدم هماهنگی و عدم انسجام باقرآن در سنتی که ارزیابی نشده دیده می شوند منزلت چنین سنتی را از اعتبار و از همتایی با قرآن ساقط و ابطال می کند.
    دانش ناچیز علما که با هیچ دلیل با علم بی کران خداون جهان هستی قابل مقایسه نیست بتنهایی ، بدون استواری تکیه به وحی اصیل و تحریف نشده ی الهی که قرآن کریم آخرین آن است ، هرگز صلاحیت اعتقاد سازی بنام دین و مذهب برای بشر را ندارد.
    سخن از عقلانیت باید روی استفاده متین و درست از اصول علمی بی خدشه ی استدلال عقلی و منطقی استوار باشد.
    همه ی دلایل قرآنی و عقلی ثابت می کنند که تعیین حکم و اعتقاد بنام دین و مذهب منحصر به خداوند یکتا دانای مطلق است و بشر و حتی مقربان درگاه خداوند بحکم قرآن صلاحیت یا اختیار ابتکار چنین حکم و اعتقادی را جدای از وحی نداشته اند.
    « وَإِذَا تُتْلَى عَلَيْهِمْ آيَاتُنَا بَيِّنَاتٍ قَالَ الَّذِينَ لَا يَرْجُونَ لِقَاءَنَا ائْتِ بِقُرْآنٍ غَيْرِ هَذَا أَوْ بَدِّلْهُ قُلْ مَا يَكُونُ لِي أَنْ أُبَدِّلَهُ مِنْ تِلْقَاءِ نَفْسِي إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا مَا يُوحَى إِلَيَّ إِنِّي أَخَافُ إِنْ عَصَيْتُ رَبِّي عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ » ﴿ آیه ۱۵ سوره یونس﴾
    ینا بر این ؛ ملاک تایید و تاکید درستی هر منقوله ای که در زمینه احکام و اعتقادات دین و مذهب به معصوم نسبت داده می شود تطابق یا هماهنگی و انسجام محتوای این منقوله با داده های مسلم و محکم حد و مرزها و بایدها و نبایدهای شناختهای فرهنگ اصیل و بی خدشه ی دین داری و مذهب داری قرآنی است.
    زنهار این نوشته ی دفاع از قران و عقل را جاهلانه یا مغرضانه به پای دفاع از وهابیت منحرف بگذاریم!!!

  • رفتار و ویژگی امامت دینی الهی را قرآن چگونه توصیف می کند
    ---
    امامت دینی مسلمانان اگر با سند قطعی الصدور و قطعی الدلالة ثابت و خدشه ناپذیر و غیر قابل انکار الهی از قرآن و سنت قطعی موثق و متواتر پیامبر باشد ؛ بازیچه نیست که بشر با دانش ناچیز و ناقص خود برای آن پیوسته فلسفه بافی کند.
    اگر شرایط فوق در بنده ای مقرب محرز گردد و او از جانب خداوند بعنوان امام مسلمانان برگزیده شود ؛ امام موظف است با اطمینان کامل به کمک مدد یقینی خداوند ؛ امامت خود را بمانند پیامبر بی تردید و بی هرگونه هراس از آسیب به همه ی مسلمانان و جهانیان ابلاغ کند و همه جهانیان با دستور خداوند موظف اند رهنمودها و فرمانهای امام را که همگی باید مطابق با احکام و اعتقادات وحیانی – قرآنی باشند بی فزونی و کاستی اجرا کنند.
    امامت دینی مستند به حکم قطعی خداوند که با سند الهی بی خدشه از جانب پیامبر به همه ی مسلمانان باید ابلاغ شده باشد بی تردید یک مقام و منصب اجرایی دینی است.
    مقام امامت الهی بنا به علم و حکمت الهی به بندگان برگزیده برای هدایت بشر با احکام و اعتقادات وحیانی ابلاغ می شود و امام را مکلف می سازد بمانند پیامبر در هر شرایطی دشوار و آسان احکام و اعتقادات الهی را بی فزونی و کاستی به بشر ابلاغ کند.
    امام منصوب با حکم الهی ، با مقام و منصب اجرایی خود ، که از جانب خداوند با حکم قطعی قرآن یا از سنت متواتر قطعی الصدور بی خدشه پیامبر به او رسیده ، باید کوشا باشد امامت خود را بمانند پیامبربه همه ی بشر اعلام کند و در رفتار و گفتا و پندار برای همه ی مسلمانان اسوه و مقتدا باشد.
    امامت دینی الهی ضمن تعیین شدن چهار چوب چگونگی حفظ حرمت شخص امام بمانند پیامبر در قرآن ؛ هرگز ویژگیهای تشریفات شخصی مقام پادشاهی معروف ابتکار شده ی بشر را ندارد که بندگان وادار شوند خدا گونه با او برخورد کنند و او را با پندارهای تخیلی قرآن ستیز و خرد گریز پوچ و بی پایه با خداوند در ویژیگیهای منحصر به یگانه ذات اقدس او سهیم سازند.
    خداوند یکتا دانا و حکیم مطلق در قرآن کریم در زمینه چگونگی برخورد متقابل منصوبان برگزیده ی خود با بشر می فرماید: « مَا كَانَ لِبَشَرٍ أَنْ يُؤْتِيَهُ اللَّهُ الْكِتَابَ وَالْحُكْمَ وَالنُّبُوَّةَ ثُمَّ يَقُولَ لِلنَّاسِ كُونُوا عِبَادًا لِي مِنْ دُونِ اللَّهِ وَلَكِنْ كُونُوا رَبَّانِيِّينَ بِمَا كُنْتُمْ تُعَلِّمُونَ الْكِتَابَ وَبِمَا كُنْتُمْ تَدْرُسُونَ »﴿ آیه ۷۹ سوره آل عمران ﴾.
    خداوند برخوردهای تخیلی خدا گونه با بندگان مقرب را با هشدارها و تهدیدهای شدید بارها در آیات محکم و مفصل قرآن منع کرده و بر پیامدهای شومی از عذاب ابدی در قیامت برای صاحبان چنین برخوردهایی تاکید نموده است.

  • سلام دوستان
    اولا يقينا همه دوستان با توجه به مطالب ارسالي شان از بنده عالم تر و صد البته عامل تر و اهل دقت و مطالعه در متون ديني و كلامي هستند
    لذا اميدوارم اگر جملات بنده بوي جهل و كم سوادي ميدهد به ديده اغماض نگريسته و به شكرانه فهم زياد خودشان با مهر محمدي (ص) و لطف علوي(ع) راهنماييم كنند...
    تذكر :::::
    وقتي وارد بحثي ميشويم مخصوصا مباحث كلامي و فلسفي بايد بدانيد كه در اقيانوس تفكر و انديشه و استنباط قدم گذاشته ايم لذا توقع اينكه همه را مويد و هم راي خود بيابيم دور از حقيقت جويي و حق طلبي است !!!!!!
    پس با تهمت و انگ و يا اصطلاحاتي مانند وهابي و كافر و لندني و.......سعي در تخطئه و تخريب تهديد و انحراف بحث قدم برنداريم ....خداوند به همه خدايي اش و پيامبران و ائمه معصومين (عليهم السلام) با همه توانمندي هاي علمي و ايماني شان تمام عمر شريفشلن را در راه تعليم و راهنمايي همه انواع طبقات اجتماعي و علمي مردم گذاشته اند و حتي در اين راه خود و خانواده عزيزشان به دست كساني كه از جهل مردم براي خود بلنديهاي مقام و ثروت ساخته بودند كشته شده اند...و حتي لحظه اي در امر فهماندن و آموزش حتي بدترين مردم زمان خود پاي پس نكشيده اند( ارجاع به خطبه سيد الشدا ع در روز كربلا براي سپاه دشمن و حتي لحظه شهادت به قاتل خود .....يا خطبه حضرت زينب و......هزاران هزار مورد ثبت شده در تاريخ)
    و اما بعد ::::::
    به نظر حقير جناب "مهمان" نه تنها انحراف فكري ندارد بلكه بعنوان يك شيعه دغدغه دار و دلسوز سعي دارد با تذكر ( فذكر ان نفعت الذكري ) غبار توهم و خرافات را بزدايد و به خواننده بيان كند كه انتصاب مقامات و قدرت هاي ماورايي (غير عقلاني و شرعي ) بقول خود ائمه " غالي گري " ( غلو كنندگان) نه تنها با مفاهيمي مانند حقيقت شفاعت و توسل در تعارض است بلكه حقايق اعتقادي مسلم در اسلام و شيعه را نيز زير سئوال مي برد و به مرور زمان شك و ترديد به اين دين مبين حقه را در اذها جايگزين ميكند ....
    اجازه بدهيد چند مثال ساده بزنم :
    1- تمام چهرده معصوم و حتي خود رسول اكرم (ص) به اعتراف تاريخ و به قول علماي بزرگ وار وقتي بيمار يا زخمي مي شدند به پزشك مراجعه ميكردند و حتي الان هم تمام علماي ديني ما حتي رهبر معظم هنگام بيماري به بيمارستان ( حتي خارج از كشور ) مي روند ولي ما توقع داريم بيماران مان بايد در حرم و ضريح فولاد شفا يابند !!!!!
    توج توجه توجه ::::
    شفا موضوعي حقيقي است حتي در اديان ديگر هم مثل مسيحيت هزاران بار اتفاق افتاده
    اما غرض اين است كه نبايد شفا كه يك اعجاز براي هدايت و تذكر به بشر است جايگزين حقايق عقلاني كه خدا ما را به آن توصيه كرده بشود......دقت كنيد جدا دانستن درمان و خاصيت دارو از قدرت خدا شرك محسوب ميشود..
    خدا خالق علم خالق عالم خالق آدم وخالق همه خواص و توانايي هاست كه در اين مخلوقات ديده ميشود ....و عقل قاضي و پيغمبر درون و شاهد اين قدرت لايزال الهي .....هيچ ديوانه اي را خدا مكلف به چيزي نكرده است ....
    بقول قرآن بدون اذن خدا يكبرگ هم از درخت نمي افتد... نه اينكه خدا خودش هر برگ را مي كند و به زمين مي اندازد منظور اين است كه هيچ فعلي خارج از اراده خدا نيست.
    مثال دوم ""
    2- هر چند در قرآن نمنه عيني روزي بي حساب براي حضرت مريم (س)آمد ولي كدام پيغمبر يا امام و يا آدم علم عاقل و... مي شناسيد كه بخواهد روزي اش با اين روش كسب كند...تمام پيامبران و امامان زحمتكش و كشاورز يا .... بوده اند .....
    فراموش نكنيد علي چندين بار براي خريد خوراك خانه اش از ديگران ( حتي يهودي )قرض گرفته و يا چند روز پياپي بدون غذا روزه گرفته اند ولي خدا برايش از غيب مثل حضرت مريم و يا حضرت موسي مائده آسماني نفرستاد!!!!
    منم ميدانم اگر ميخواست مي شد ول باور كنيد و باور كنيم همه و همه و همه مكلف به رعايت زندگي عادي مثل مردم بوده اند...
    اما اين انحراف و خرافات ماست كه فكر ميكنيم چه كار كنيم چه نكنيم روزي ما خواهد آمد چون تقسيم شده است!!!! و اين يعني انحراف توكل و توسل از موضع حقيقي خود ( بقول قرآن " يحرفون الكلم عن مواضعه " )
    به عبارت دقيق تر توكل يعني :::
    پيروي و عمل به توصيه هاي يك وكيل بي بديل ( بنام خدا)براي رفع حاجت و مشكل
    توسل يعني ::::
    استفاده عملي و علمي و عقلي از وسيله ( احاديث روايات و فرامين پيامبران و امامان )
    الغرض ::::
    حتي خود خدا براي رفع نياز و حوائج ما خارج از قائده " اتقوا اليهم الوسيله " عمل نميكند
    نه اينكه نمي تواند يا نعوذ بالله خالق مغلوب مخلوق خود است خير و اصلا اينطور نيست بلكه به معناي اين است كه خدايي كه عالم است در ضمن حكيم هم هست و هيچگاه كار عبث و بي حكمت نميكند چرا كه اگر به غير اسباب و وسايل ما را بخواند خود خلقت وجود و دست و پاي و عقل و....از طرفي اينهمه مخلوقات طبيعت را عبث و بيهوده معرفي كرده است ...
    مثل هر پدر و مادري كه با نوزاد خود به زبان او و با حيوانات به صداي آنها و با ابزار با روش كاربردي آنها برخورد ميكند و اين به معناي ناداني يا ناتواني پدر نيست بلكه عقل و درايت و فهم او را مي رساند كه با هر چيز به اندازه قابليت آن برخورد كند نه توانايي خودش
    چون كه با كودك سر و كارت فتاد.......پس زبان كودكي بايد گشاد
    از اطاله كلام و زياده گويي پوزش ميطلبم
    به ديده لطف و اغماض بنگريد
    ارادتمند..........قوچعلي

  • « إِنَّمَا أَشْكُو بَثِّي وَحُزْنِي إِلَى اللَّهِ »
    ---
    جناب استاد ؛ با سلام و آرزوی همه ی الطاف خداوند برای جناب عالی ، عرض می کنم :
    تنها دغدغه این حقیر یاد آوری و گوشزد نقش بی مانند حد و مرزها و بایدها و نبایدهای و نویدها و هشدارهای شناختهای قرآن است که باید بر هرگونه دین داری و مذهب داری حاکم و ناظر باشند و نادیده گرفتن این شناختهای الهی می بینیم که بحکم قرآن بشر را در دین داری و مذهب داری به کدام ناکجا آباد می فرستد؟؟؟!!!
    این حقیر نه تنها از عموم مردم بلکه حتی از دین شناسان بحمد الله بجز سکوت یا گاها بجز نثار فحش و نا سزا و بهتان و افترا چیز دیگری دریافت نمی کنم.
    غرض از اصرار بر ارسال نوشته های معروف این حقیر تنها وادار کردن مردم دین دار به پیروی از قرآن و احکام اصول عقلی به تفکر و تعقل و تدبر و مشورت با قرآن و عقل در آن چه از احکام و اعتقاد بنام دین و مذهب بر می گزینند می باشد.
    نزد بسیاری از مردم ، پیروی از قرآن و عقل آن قدر بد نام و منفور گردیده که خواهان این پیروی را با تهمت و افترا به پیروی از معاویه و یزید و خوارج و متوکل عباسی و وهابیت معرفی می کنند.
    المشتکی الی الله فهو الحکم العادل فیما نحن نختلف فیه مما ینسب الی الدین و المذهب من اعتقادات و مراسم و مناسک و شعائر ما انزل الله بها من سلطان.

  • فلسفه گرایان مسلمان از شناختهای قرآن چه می دانند؟
    ---
    آیا برای دانش فلسفه گرایان مسلمان بالا ترین اولویت نیست که پیش از رفتن به سراغ آگاهی به فلسفه های مادی غرب و شرق نخست خود را با شناختهای فرهنگ الهی اصیل دین داری و مذهب داری قرآنی سرشت نشین غیر قابل انکار نیک مسلح سازند و توان پاسخ گویی خدا پسندانه را به آن فلسفه ها با کسب دانش قرآنی به دست آورند و هرگز در بحثهای کلامی و فلسفی بغرنج با نبود این دانش ناکام نمانند؟؟؟!!!
    بزرگترین ظلم مسلمانان و بویژه مفسران قرآن به شناختهای سرشت نشین دین داری و مذهب داری قرآنی ؛ گرد آوری نکردن موضوعی این شناختها و سازمان ندادن طبقی بندی شده موضوعی به آیات قرآنی این شناختها است که امروزه هرگاه این شناختها به متدینان یاد آوری و گوشزد می شوند به نشانه ی بیگانه و نا آگاه بودن بودن با این شناختها با شگفتی و سر در گمی سر می جنبانند.
    بیگانه ماندن مسلمانان با حد و مرزها و بایدها و نبایدها و نویدها و هشدارهای شناختهای دین داری و مذهب داری قرآنی و سکوت یا بی تفاوتی دین شناسان در مقابل این خطر دین زدا ؛ راه را برای جولان دادن من در آوردی پروران و خرافه گستران دین فروش و مذهب فروش سود جوی شیاد با جعل و تزویر بنام بندگان مقرب خدا و با هدف تسلط بر اذهان متدینان نا آگاه ، در راستای چیره ساختن طاغوتان و دشمنان دین و مذهب با تفرقه افکنی میان پیروان دین الهی و به چپاول بردن همه ی داراییهای ارزشمند و ارزشی مسلمانان و همه ی دین داران منتسب به ادیان الهی در طول قرنهای مدید فراخ باز گذاشته است.

  • پنهان نگه داشتن شناختهای اصیل وحیانی راه کجروی دینی و مذهبی را هموار می سازد
    ---
    قرآن کریم تاکید می کند پس از رحلت هر یک از پیامبران الهی طاغوتان و درباریان طاغوتان و دین فروشان دنیا پرست ، با جلوگیری از آگاه شدن مردم به اصول شناختهای وحیانی دین داری و مذهب داری که چهار چوبهای روشنی را برای مصون نگه داشتن احکام و اعتقادات وحیانی اصیل الهی از دست برد تحریف گران سود جو عرضه می کنند ، تلاش کرده اند با ترویج جعلیات تحریف کننده بنام دین و مذهب از گرد آوری موضوعی آیات وحیانی این شناختها بصورت طبقه بندی شده ی سازمان یافته با اصرار و لجاجت جنون آمیز جلوگیری به عمل آورند.
    این جلوگیری خائنانه پیوسته زمینه ساز رواج کاسبی حرام دین فروشان و مذهب فروشان و جولان دادن این از خدا بی خبران دنیا پرست شده و با من در آوردی پروری و خرافه گستری و قبضه کردن اذهان میلیاردها مسلمان ؛ مؤمنان را از آگاهی به این شناختهای الهی سرشت نشین نجات بخش تا کنون محروم ساخته است.
    محرومیت از آگاهی به شناختهای اصیل دین داری و مذهب داری وحیانی خدا پسندانه میلیردها دین دار مؤمن و انسانهای خرد ورز دین دوست را در راستای اهداف شوم من در آوردی پروران و خرافه گستران در قبضه ی این خائنان دین فروش و مذهب فروش اسیر کرده و به سوی گمراهی کشانده است.
    این خائنان برای تامین و تضمین منافع دنیا پرستی خود با ترویج کاسبی حرام دین فروشی و مذهب فروشی پیوسته و مذبوحانه تلاش کرده با پیروی از سوگند شیطان مبنی بر گمراه کردن مؤمنان به دین خدا ؛ دین و مذهب توحیدی وحیانی – قرآنی خدا را با انبوهی از من در آوردیها و خرافات پوچ به ملغمه ای بغرنج و غیر قابل درک و اثبات ناپذیر تبدیل کنند و بدنام و منفور سازند و فراهم ساز گمراهی و سر در گمی میلیاردها مردم متدین و دین دوست خرد ورز شوند و این میلیاردها از بشر را از دین و مذهب بیزار سازند.

  • چرا شناختهای قرآن در آموزش و تبلیغ دین و مذهب نزد دین شناسان کار بردی ندارند؟
    ---
    مهم ترین شناختهای قرآنی که بنام معارف قرآنی نیز نامیده شده اند و در دین مبین اسلام نقش سرنوشت ساز و حیاتی را در تعیین چگونگی دین داری و مذهب داری خدا پسندانه برای مسلمانان ایفا می نمایند عبارت اند از : خدا شناسی ، پیامبر شناسی ، امام شناسی ، دین شناسی ، وحی و قرآن شناسی ، انسان شناسی ، شیطان شناسی ، دنیا شناسی ؛ آخرت شناسی ، بهشت شناسی ، دوزخ شناسی و رفتار شناسی...
    ضروری است برای جلوگیری از هرگونه انحراف و کج روی در آموزش و تبلیغ دین و مذهب آیات محکم و مفصل این شناختها را که در سر تا سر سوره های این کتاب هدایت آسمانی پراکنده اند و حد و مرزها و بایدها و نبایدها و نویدها و هشدارهای چگونگی دین داری و مذهب داری درست خدا پسندانه را تعیین می کنند هر شناخت را جدا گانه بصورت موضوعی روشمند و طبقه بندی شده علمی گرد آوری کنیم و همه ی شناختهای جمع آوری و طبقه بندی شده را در یک کتابچه راهنما در اختیار همه ی دین شناسان و افراد و گروه ها و مؤسسه هایی که به آموزش و تبلیغ دین اشتغال دارند قرار دهیم و همه ملزم شوند دانش دینی خود و آموزش و تبلیغ موضوع هر شناخت دینی و مذهبی را برای مصون ماندن از تحریف و کج روی با روشنگریهای این شناختهای قرآنی تطبیق و هماهنگ و منسجم سازند و چیز بی ربطی را بر خلاف این روشنگریها از دانش ناچیز ذهن قاصر بشر به دین و مذهب نیافزایند.

  • حاج آقا !!! شما قبول مطلق شفاعت در آیة الکرسی را از عبارت « باذنه » با چه دلیل علمی از قرآن و عقل برداشت و استنباط کرده ای؟؟؟!!!

  • حسین انصاريان در پایگاه روشنگری : « در قرآن آمده با اجازه من شفاعت شفیع قبول است »
    حاج آقا !!! شما قبول مطلق شفاعت را با چه دلیل علمی از قرآن و عقل برداشت و استنباط کرده ای؟؟؟!!!

  • مساله دقیقا سر معنی عقل است.

    عقلی که وهابیونی مانند این کاربر مهمان مرتب از آن یاد می کنند یک عقل مادی است که جایی برای برای اسباب غیر مادی اساسا قائل نیست.
    عقل مزبور صرفا بر اساس عادت تعریف شده. چیزهایی که عادی باشد را معقول می نامند و آنچه غیر عادی باشد را ناممکن و نامعقول.

    حتی خدا و وحی هم از نظر آنها یک مفهوم مادی و جدا گانه از جهان است. به این ترتیب اساسا می گویند که اگر مثلا بگوییم فلان انسان معجزه می کند و یا کرامتی دارد دخالت در کار خدا است! و ممکن نیست!

    به این ترتیب حتی وقتی برای این افراد دهها آیه از خود قرآن در مورد توسل و کرامت و تبرک و نظایر آن نقل می کنیم * همه را از دم انکار می کنند و می گویند ما شیاد و دین فروش هستیم و خدا قبلا یک زمانی آمده و به دلیلی که ما نباید بدانیم دستور توسل به مرده و یا زنده را داده اما دیگر باید اینکار ها تعطیل شود! و البته ابدا هم نمی گویند از کجا فهمیده اند حدا آن برنامه ها را تعطیل کرده است؟ اما چرا؟ چون جدا کردن اراده خدا از اراده انسان یک مفهوم بنیادی در تفکر وهابیت اسنت.

    وهابیونی مانند کاربر مهمان **از اساس به چیزی به نام لاموثر فی الوجود الا الله اعتقاد ندارند. آنها خیال می کنند آن چیزی که من می نویسم اراده خودم است و اصلا معجزه نیست ! در حالی که در تفکر اسلامی همه امور عالم به اذن الله انجام می شود و همین نگاه من به صفحه کامپیوتر و نوشتن و تایپ کردن هم معجزه است. منتهی ما به برخی معجزات عادت داریم و به برخی نه.

    برایمان عادی است که از پزشک کمک بخواهیم و اینکار را دخالت در قدرت خدا نمی دانیم - در حالی که خدا است که شفا می دهد- اما اگر همین شفا را کسی از امام رضا بخواهد می گویند شرک است! چرا؟ چون آنچه به نظرشان عادی است را غیر الهی و مادی می دانند و آنچه به نظرشان غیر عادی است را کار خدا و دخالت در کار خدا!

    ناگفته نماند اینکه برخی در خود اروپا اختراعات جدید را هم شرک و دخالت در کار خدا می دانستند و حرام می دانستند ریشه در همین تفکر باطل داشت. مثلا خدا می گوید او از آنچه در رحمها آفریده آگاه است (سوره لقمان آیه 34). ولی ناگهان سونوگرافی می آید و می گوید من هم از جنین آگاهی می دهم! کاری که قبلا انبیا می کردند. یا اختراعاتی مثل پرواز در هوا وحرکت سریع روی زمین و نظایر آن که ظاهرا قبلا معجزه نامیده می شد و غیر عادی بود. اما الان همه این چیزها عادی شده. لهذا دیگر آنها را معجزه نمی دانیم.

    یعنی قبول می کنیم که بشر مستقل از خدا و صرفا با ماده می تواند این کارها را انجام دهد و به عبارت دیگر یک خاکریز دیگر از قلمرو خدا را فتح کند! اسم اینکار را هم می گذاریم عقل!
    . در حالی که در تفکر اسلام واقعی این اعمال هم هم به اذن و اراده خدا است

    منتهی باید ازوهابی پرسید پس چگونه است که اگر بشر با یک روند پیچیده و با وسایط مادی کاری را انجام دهد معحزه نمی داند اما اگر همان بشر بدون آن وسایط بخواهد اینکار را بکند آن را حرافه و گمراهی و دخالت در مدیریت خدا می داند! واقعا چرا؟
    جرا وهابیت برای وسایط مادی اعتبار قایل است و آن را اذن خدا نمی داند؟ اگر خدا اذن بدهد که با وسایط مادی کاری انجام دهد آیا بدون وسایط مادی نمی تواند این اذن را بدهد؟یا ایشان اطلاع دارند که خدا تصمیم گرفته چنین اذنی را به احدی ندهد؟

    اما این تفکر از کجا آمد؟ ریشه این تفکر تورات تحریف شده است که خدا را رسما یک موجود دارای جسم شبیه انسان و البته جدای از انسان تعریف می کند.
    همین تفکر از سوی کسانی مانند کعب الاحبارها و عبدالله بن سلام ها و نظایر آنها که یهودیان مخفی بودند وارد اسلام شد و جزو تفکر مسلمانان و مخصوصا اهل سنت و جماعت قرار گرفت.

    پس منتظر نباشید که این مهمان وهابی دست از کامنتهای بی منطق و پر از عناد و توهینش به شیعه بردارد. خدایی که او مجسم کرده از انسان جدا است و با پایان نبوت هم کارش با آدمها فعلا تمام شده و دنیای ماده را رها کرده به حال خودش و دیگر نه توسلی را معنی دار می داند و نه معجزه ای را!
    ----------------------------

    *
    بارها به همین وهابی نوشتم خدا هم از نظر شما خودش مشرک است. خدایی که حتی دستور به
    سجده به بشر
    داد. خدایی که گفت پشت جای پای ابراهیم سجده کنید. اتخذوا من مقام
    ابراهیم مصلی.

    آنجا که به عیسی علیه السلام می گوید :"«و اذ تخلق من الطین کهیئه الطیر
    باذنی فــــتنفخ فیها فتکون طیرا باذنی و تبری الأکمه و الأ برص باذنی و
    اذ تخرج الموتی باذنی...» (سوره مائده/ آیه 110)، «و هنگامی که به اذن
    من، از گل چیزی همانند پرنده می ساختی و در آن می دمیدی و به اذن من
    پرنده ای می شد، و کور مادرزاد و مبتلای به پیسی را به اذن من شفا می
    دادی، و مردگان را به اذن من زنده می کردی..»

    همه چیز به اذن خدا است حتی نفس کشیدن من و شما و تایپ کردن این کلمات.
    منتهی کفاری مثل وهابیت خدا را چیزی جدای از انسان و مخلوقات فرض کرده
    اند و خیال می کنند اراده انسان مساوی نفی اراده خدا است!
    آری. خدا است که شفا می دهد و ابرهاهیم علیه السلام می فرماید وإذا مرضت
    فهو يشفين (الشعراء ٨٠)
    اما همین خدا می گوید "عسل شفا می دهد. و به زنبور عسل وحی می کند که ثمّ
    کلی من کلّ الثّمرات فاسلکی سبل ربّک ذللا یخرج من بطونها شراب مختلف
    الوانه فیه شفاء للنّاس (سوره نحل آیه 69)
    آیا شفا دادن عسل غیر از شفا دادن خدا است؟

    خدا است که آرامش و سکینه نازل می کند هُوَ الَّذى اَنزَلَ السَّکینَةَ
    فى قُلوبِ المُؤمِنینَ (سوره فتح آیه 4)
    اما همین خدا است که به بنی اسراییل می گوید تابوت سکینه که حاوی ماترک
    موسی و هارون - که قرنها قبل مرده اند- است مایه آرامش شما است!
    وَ قالَ لَهُمْ نَبِيُّهُمْ إِنَّ آيَةَ مُلْکِهِ أَنْ يَأْتِيَکُمُ
    التَّابُوتُ فيهِ سَکينَةٌ مِنْ رَبِّکُمْ وَ بَقِيَّةٌ مِمَّا تَرَکَ
    آلُ مُوسي‏ وَ آلُ هارُونَ تَحْمِلُهُ الْمَلائِکَةُ إِنَّ في‏ ذلِکَ
    لَآيَةً لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنينَ248
    (سوره بقره آیه 248)

    خلاصه اینکه درد شما چیز دیگری است. اینکه خدا را یک جسمی فرض کرده اید
    که اگر به او اراده ای منسوب شود از مخلوقاتش سلب اراده شده و برعکس!

    بیهوده نیست که برخی از حضرات مدعی تسنن ، مثل احمد غزالي شيطان را
    پ سيد الموحدين مي دانسته و مي گفته من لم يتعلم التوحيد من ابليس فهوزنديق))
    يعني كسي كه توحيد را از شيطان نياموزد كافر است. چرا که ابلیس به غیر
    خدا سجده نکرد!

    این است نتیجه کسی که مولی الموحدین علی امیرالمومنیتن را رها کند. شیطان می شود
    برایش سید الموحدین.
    --------------------

    **
    این کاربر مهمان وهابی بشدت اصرار دارد بگوید وهابی نیست! مثل آبی که اصرار دارد بگوید خیس نیست!
    تمام نوشته های او دقیقا کپی عقاید وهابیت است و او هرگز حاضر نشد حتی ابن تیمیه و محمد عبدالوهاب اعلام برائت کند چه رسد به اصحاب سقیفه.
    بی شک او یکی از مبلغان وهابی مزدور است.

  • تو ای پلید !!! قرآن را برای عوام فریبی با تحریف معانی ظاهر و آشکار آن بنام دین و مذهب بازیچه ی ترویج ترهات و قیاسها و تشبیه های باطل و دروغ ساخته و پرداخته ی ذهن کثیف خود قرار داده ای.
    تو با دلایل قاطع علمی بگو پاسخهایت را با چه اصول استدلال منطقی متین که مورد قبول منطق شناسان آگاه به مناظره های علمی باشند تنظیم می کنی؟؟؟!!!

  • بوی گند نیرنگهای شیادان دین فروش مشام همه ی خلایق را آزار و رنج می دهد
    ---
    تو ای نیرنگ باز مزدور صهیونیسم اگر این سرگین های متعفن را نداشته بودی که با بستن دروغ و جعل برای بدنام کردن دین و مذهب اهل بیت مظلوم پیامبر بنفع اربابان صهیونیست و سعودی خویش و برای فریب پیروان نا آگاه مذهب نشخار و تکرار بکنی و مزد دین فروشی حرام خود را برای چند روز عیش و نوش دنیا پرستی پر از ننگ خود از دستان پلید دشمنان دین و مذهب بگیری ؛ به کدوم طویله خونه روی می آوردی که هوی و هوسهای شهوانی چند روزه ی دنیای کوتاه پر از ننگ خود را اشباع کنی و چه خاک آکنده از پهن به سر وری هیولا مانند سیاه پر از ننگ و گند و نحس خویش می ریختی؟؟؟!!!
    تو ای پلید !!! قرآن را با تحریف معانی ظاهر و آشکار آن بنام دین و مذهب بازیچه ی ترویج ترهات باطل و دروغ ساخته و پرداخته ی ذهن کثیف خود قرار داده ای.

  • ترفندهای تشیع لندنی را ملاحظه کنید
    ---
    بی تردید مذهب وهابیت مالا مال از انحراف در برداشتهای بشری از قرآن است ؛ ولی دروغهای ساخته و پرداخته ی ترفندهای عوام فریب سخن پراکنان مزدور تشیع لندنی را ؛ قرآن شناسان در پارگراف زیر از سخنان آکنده از تضاد و تناقض و از قیاسها و تشبیه های باطل مکارانه ی یکی از آنان که در پایگاه روشنگری زیر سخنان شیخ حسین انصاریان در موضوع« پاسخ شیخ حسین انصاریان به شبهه وهابیت » آورده است ملاحظه کنند:
    ---
    « به این ترتیب حتی وقتی برای این افراد دهها آیه از خود قرآن در مورد توسل و کرامت و تبرک و نظایر آن نقل می کنیم * همه را از دم انکار می کنند و می گویند ما شیاد و دین فروش هستیم و خدا قبلا یک زمانی آمده و به دلیلی که ما نباید بدانیم دستور توسل به مرده و یا زنده را داده اما دیگر باید اینکار ها تعطیل شود! و البته ابدا هم نمی گویند از کجا فهمیده اند حدا آن برنامه ها را تعطیل کرده است؟ اما چرا؟ چون جدا کردن اراده خدا از اراده انسان یک مفهوم بنیادی در تفکر وهابیت اسنت.»

  • ببین جناب شيطان یار مانند تشیع لندنی!!! به هم پیوستن یک مشت اباطیل و چرندیات خرد گریز غیر قابل اثبات و تزریق آنها به اذهان مردم نا آگاه کار دشواری نیست برای من در آوردی پروران خرافه گستر که از این راه کاسبی حرام دین فروشی را برای امرار معاش و چپاول خلق الله ترویج می کنند.

  • چرا روشنگری صفحات خود را جولانگاه خرافه گستران دشمن تشیع قرار داده است؟؟؟!!!
    ---
    ببینید سرکردگان مزدور تشیع لندنی را چه جور دستپاچه و سراسیمه و مذبوحانه از هول از دست دادن کاسبی حرام دین فروشی خود به تکاپو افتاده اند؟؟؟!!!
    ببینید این از خدا بی خبران مزدور چگونه مذبوحانه تلاش می کنند با فریب میلیونها از مردم نا آگاه شیعه با انبوهی از من در آوردیها و خرافات ضد قرآن و عقل و غیر قابل اثبات مذهب تشیع توحیدی اهل بیت مظلوم پیامبر را با افزودن اباطیل و ترهات سر تا پا شرک به این مذهب به دستور اربابان لندنی و صهیونیستی خود نزد مسلمانان جهان بد نام و منفور سازند تا شاید بتوانند خدای نکرده با کمک دشمنان مذهب ضربه سنگین اول را به نظام اسلامی پیرو مذهب تشیع در ایران که دشمن سرسخت صهیونیسم و استکبار است وارد آورند؟؟؟!!!
    عوام فریبی این گروهک دین فروش مزدور از خدا بی خبر که در بهتانها و افتراهایی که به مجاهدان شیعه ی مدافع ضرورت حاکمیت قرآن و عقل بر دین داری و مذهب داری ، با هول از دست رفتن کاسبی دین فروشی خود می زنند رسوا است و برای همه ی خرد گرایان متدین و دین دوست جهان از روز روشن آشکار تر است.
    این مزدوران افترا و بهتان به شیعیان قرآن گرای مخالف خود را با کینه ای که علیه قرآن دارند کالای کثیف کاسبی حرام دین فروشی خود قرار داده اند.
    شگفتا چگونه و بنفع کدام طرفها پایگاهی با بهره جویی از نام شریف روشنگری اجازه می دهد بجای زمینه سازی برای تبادل علمی افکار مثبت و سازنده ی روشنگر متکی به قرآن و عقل در زمینه ی دین و مذهب صفحات خود را در اختیار فحاشیها و بهتانها و افتراهای گروهک دین فروش خرافه پرور جهل گستر مزدور دشمن تشیع قرار دهد؟؟؟!!!
    به گار گیری توصیفهای دین فروش و دلال کاسبی حرام و مزدور برای گروهکهای خرافه گستر که دین خدا و مذهب اهل بیت مظلوم پیامبر را برای اشباع آزهای دنیا پرستی خود و کمک به دشمنان دین و مذهب بازیچه قرار داده اند هرگز توهین و تحقیر به این گروهکها نیست بلکه رسوا سازی علنی حقیقت کاسبی حرام این گروهکهای از خدا بی خبر است.

  • آی کاش جناب آقای قوچعلی نواقص و گنگنیهای یکی از نظرات و نوشته ها در این صفحه ی مربوط به سحنان آقای انصاریان را ردیف و کوتاه بیان می کردند تا اگر مخاطب این حقیر بودم توضیحات لازم را در همین صفحه برای کاربران بیان می کردم.

  • آقا محسن عزیز سلام و تشکر. بین من و شما بماند ،کم کم دارِ بازار گفتگوی عمیق تر گرم می شِ و این همان نیاز همه ماست.
    اما ، بعلت عدم وابستگی پاسخ به یکی از نظرات تعقیب گفتگو اغلب مشکل و گاهی غیر ممکن است. باشد که با تدبیری گفتگوها را روانتر کنید.
    ضمناً مدت زمان بین ارسال تا انعکاس بسیار بسیار طولانی است که واقعاً از ارزش زحمات شما و بقیه دوستان می گاهد.
    التماس دعا
    حسین

  • کارتون حرف نداره عالی عالی عالی

    همه کلیپا فوق العاده بودن

  • ضمن تقدير و هزاران احسنت به نظرات ونقد هرچند ناقص و گنگ و لي صد درصد درست دوستان " ميهمان " و " دقت عمل و فکر " لازم ميدانم عرض كوچكي داشته باشم اميدوارم دوستان به يزرگي خودشان ببخشند....
    متاسفانه عده خيلي كثيري از علما و فقها گذشته و حتي صريح تر اگر بگويم بسياري از خط فكري علماي گذشته كه پايه گزار روش كلامي و فقهي بزرگان امروزي هستند در گذر زمان بعلت جذابيت و طرفدار بودن عوام آن زمان ...در عقايد و تفكرات صوفيه و روش تبليغي و جذب مخاطب و بعضا جذب مريد استحاله شده و دنبال رو روش و سلوك ارائه آراي دراويش و صوفيه شدند .....لذا تمام همت و سعي شان بر اين قرار گرفت كه دين و اولياي دين و توانايي هاي تعاليم ديني را در قالب مسايل ماورايي و خارج ذهن مطرح كنند تا هركس با برداشت خود بتواند ذهنيتي جذاب پرقدرت و بي مانند (هرچند خيالي و وهمي) بسازند و با اين وسيله ميدان براي كنترل اين افراد و مانور روي ساخته هاي ذهني آنان ممكن تر و فضا قابل تفسير تر ومناسب تر خواهد بود هر روز بيشتر بر اين هوهم وخرافات افزودند و شد اين كه شاهد آن هستيم...
    والا اسلام و قرآن گويا تر ساده تر و قابل فهم تر از اين حرفهاست
    مثلا همان حديث ثقلين :
    كتاب الله و عترت
    كتاب الله يا قرآن بالاترين و بي مانندترين مظهر علم و تئوري و آموزش و .......
    و عترت يا امامان گوياترين عيني ترين و حقيقي ترين الگوي عملي همان كتاب الله
    ...
    وباز به زبان ساده تر
    يعني
    پيامبر فرمود بين شما دو چيز گرانبها به امانت ميگزارم كه قدر آنها را بدانيد واستفاده كنيد..
    1- علم علم علم علم علم علم علم علم علم علم علم علم علم علم علم علم
    2- دانشمندان دانشمندان دانشمندان دانشمندان دانشمندان دانشمندان
    چرا ؟؟؟
    چون
    ملتي كه دنبال علم و همنشين عالم و دانشمند باشد همه چيز و همه چيز و همه چيز دارد

    و اما اصل مطلب...
    ميدانيد چرا بازار اين حرفها هر روز داغتر و شكوفاتر ميشود و هيچ مسئولي شاهي خاني اربابي كدخدايي به آن ايراد نميگيرد كه هيچ صله و پاداش هم ميدهند چون توهم خطري ندارد....
    اما اجداد همين مسئولين و شاهان و خان ها و ارباب ها و كدخداها سر تمام امامان و پيامبران را بريدند چون فهم افعالي از قرآن و تعاليم الهي داشتند.....
    هرچند ارادت و دوست داشتن انسانهاي خوب و هزار البته امامان و پيامبران بخودي خود پسنديده هست ...
    اما....
    هر آدم كمي عاقل و منصف و مغز داري ميداند و ميفهمد توسل يعني استفاده از آن وسيله نه دوست داشتن وسيله
    به عبارتي توسل به ائمه اطهار(عليهم السلام) يعني كاربرد عملي سنت و سيرت آنان بصورتي كه آن آموزه ها و احاديث در اقتصاد فرهنگ و اجتماع و زندگي فردي هر مسلمان ديده شود و عمل گردد....
    ارادتمند.............قوچعلي

  • منکران نقش وحی و عقل در اعتقاد گزینی بنام دین و مذهب توجه کنند!!!
    ---
    خداوند یکتا دانای مطلق در قرآن کریم توجه بشر را در دین گزینی و در انتخاب هر اعتقادی بنام دین و مذهب بر نقش وحی اصیل الهی از جمله قرآن در هدایت گری و بر نقش عقل بشری در پرسش گری تا رسیدن به حقیقت با به کار گیری لفظ : « یعقلون » بیش از بیست بار تاکید کرده است.
    خداوند در برخی از این آیات محکم مفصل ، با هشدار ، بشر را که این نقشها را نادیده می گیرند یا انکار می کنند بارها سخت نکوهش و سررنش کرده و به دچار شدن به خشم و عذاب الهی تهدید نموده است.
    بشر با تامل و تدبر به هشدارها و تاکیدهای فراوان خداوند در قرآن که همگی اتمام حجت اند باید بداند با سهل انگاری یا بی تفاوتی نسبت به نقش هدایت گر وحی اصیل الهی و نسبت به نقش پرسش گر عقل بشری یا با نادیده گرفتن این نقشها در اعتقاد گزینی بنام دین و مذهب چه پیامدها و چه سرانجام شومی برای آخر و عاقبت خود رقم می زند.

  • وهابی برو دنبال خدای تپل مپلت چرند نباف، حرف زیادی هم نزن وهابی شیعه نما !

  • حاج آقا انصاریان!!! افاضات شما با مسلمات قرآن و عقل مردود اند
    ---
    حاج آقا انصاریان با نادیده گرفتن اصول استدلال عقلی و همه ی روشنگریها و نویدها و هشدارهای محکم و مفصل قرآن در باره ی توسل و شفاعت وتاویل به رای این روشنگریها و با مثالهایی غلط از زنده و مرده ی بندگان که بلحاظ منطقی هم سنخ نیستند برای میلیونها مردم مؤمن نا آگاه به اصول منطقی بحث ، افاضه می نمایند تا یک من در آوردی غلط سر تا پا متضاد با مسلمات محکم قرآن و اصول استدلال عقلی را در اذهان نا آگاهان ظالمانه بعنوان یک اصل در مذهب اهل بیت مظلوم پیامبر جای بیاندازند مبادا کالای کاسبی حرام دین فروشان که بهشت را با بهانه های قرآن ستیز و خرد گریز به مردم می فروشند نکند از سکه بیافتد و خریداری نداشته باشد.
    آقای انصاریان!!! دفاع از قرآن و عقل ؛ دفاع از حقایق و ارزشهای الهی است و هیچ ربطی به وهابیت منحرف ندارد و بیهوده برای بد بین کردن مردم و جذب آنان به من در آوردیها و خرافات قرآن ستیز و خرد گریز و بازار یابی برای کالاهای کاسبی حرام دین فروشی با مغلطه گویی برای عوام فریبی خلط مبحث ننمایید.
    مذهب تشیع علوی یک مذهب فقهی توحیدی پیرو قرآن است که دین فروشان برای ترویج کاسبی حرام خود با اجتهادهای سر تا پا غلط و قرآن ستیز و منطق گریز در زمینه اعتقادات با بد ترین سوء استفاده از حدیث شریف ثقلین و وارونه معنا و تفسیر کردن این حدیث و با سوء استفاده از نام اهل بیت مظلوم پیامبر با هم دستی دشمنان بیگانه از جمله وهابیان منحرف مزدور و با کمک سر کردگان تشیع لندنی این مذهب را مسخ و بغرنج و خرد گریز و خرافه گستر و نا مفهوم جلوه می دهند و آن را در جهان اسلام بدنام و منفور می سازند.

  • وهابی نادان؛ درخواست دعا از افراد وجیه نزد خدا و اینکه خدا بوسیله آنان گره گشایی میکند کجایش شرک است؟
    اگر شرک است در همین دنیا هم شرک است
    وهابیون ب دروغ ادعا دارند که رسول خدا و آن ائمه هدی علیهم السلام که از دنیا رفتند مردند و دیگر هیچ ارتباطی با دنیا و خبری از عالَم دنیا ندارند
    در حالیکه از فرط نادانی یا خباثت شان است که حقایق قرآن را هم منکر میشوند
    خداوند متعال در قرآن شهیدان را زنده معرفی کرده؛ زنده هایی که شما نمی فهمید
    ---
    وهابیت کثیف چنین وانمود کرده که شیعیان مسلمان برای رسول خدا و آن ائمه هدی علیهم السلام که از دار دنیا رفتند استقلالی از خدا قائلند و شفاعت و کارسازی آنان را بدون اذن خدا معتقدند
    در حالیکه شیعیان مسلمان هرگز چنین اعتقادی ندارند
    وهابیت جواب بدهد:
    چرا خدا در قرآن فرموده :
    گنهکاران برای خود استغفار کنند و نزد رسول الله هم بروند تا برایشان استغفار کند تا خدای را تواب و رحیم بیابند؟ و کسانی را که از این روی گردان شوند منافق معرفی کرده؟
    و چرا فرموده: عمل کنید که خدا و رسول و مومنان عمل شما را می بینند؟ آیا این آیه گواه بر این نیست که رسول خدا و مومنان ویژه و برگذیده یعنی آن ائمه هدی علیهم السلام که از دنیا رفتند اعمال انسانها در دنیا را می نگرند؟
    و چرا فرموده: که برادران یوسف به پدرشان گفتند که برایشان استغفار کند و یعقوب نبی علیه السلام نگفت این کار شرک است و بروید و خودتان استغفار کنید؟
    و چرا فرموده: شهیدان زنده اند و آنان را مرده مپندارید و شمایید که نمی فهمید شهیدان زنده هستند؟
    وووو

  • چرا روشنگری صفحات خود را جولانگاه خرافه گستران دشمن تشیع قرار داده است؟؟؟!!!
    ---
    ببینید سرکردگان مزدور تشیع لندنی را چه جور دستپاچه و سراسیمه و مذبوحانه از هول از دست دادن کاسبی حرام دین فروشی خود به تکاپو افتاده اند؟؟؟!!!
    ببینید این از خدا بی خبران مزدور چگونه مذبوحانه تلاش می کنند با فریب میلیونها از مردم نا آگاه شیعه با انبوهی از من در آوردیها و خرافات ضد قرآن و عقل و غیر قابل اثبات مذهب تشیع توحیدی اهل بیت مظلوم پیامبر را با افزودن اباطیل و ترهات سر تا پا شرک به این مذهب به دستور اربابان لندنی و صهیونیستی خود نزد مسلمانان جهان بد نام و منفور سازند تا شاید بتوانند خدای نکرده با کمک دشمنان مذهب ضربه سنگین اول را به نظام اسلامی پیرو مذهب تشیع در ایران که دشمن سرسخت صهیونیسم و استکبار است وارد آورند؟؟؟!!!
    عوام فریبی این گروهک دین فروش مزدور از خدا بی خبر که در بهتانها و افتراهایی که به مجاهدان شیعه ی مدافع ضرورت حاکمیت قرآن و عقل بر دین داری و مذهب داری ، با هول از دست رفتن کاسبی دین فروشی خود می زنند رسوا است و برای همه ی خرد گرایان متدین و دین دوست جهان از روز روشن آشکار تر است.
    این مزدوران افترا و بهتان به شیعیان قرآن گرای مخالف خود را با کینه ای که علیه قرآن دارند کالای کثیف کاسبی حرام دین فروشی خود قرار داده اند.
    شگفتا چگونه و بنفع کدام طرفها پایگاهی با بهره جویی از نام شریف روشنگری اجازه می دهد بجای زمینه سازی برای تبادل علمی افکار مثبت و سازنده ی روشنگر متکی به قرآن و عقل در زمینه ی دین و مذهب صفحات خود را در اختیار فحاشیها و بهتانها و افتراهای گروهک دین فروش خرافه پرور جهل گستر مزدور دشمن تشیع قرار دهد؟؟؟!!!
    به گار گیری توصیفهای دین فروش و دلال کاسبی حرام و مزدور برای گروهکهای خرافه گستر که دین خدا و مذهب اهل بیت مظلوم پیامبر را برای اشباع آزهای دنیا پرستی خود و کمک به دشمنان دین و مذهب بازیچه قرار داده اند هرگز توهین و تحقیر به این گروهکها نیست بلکه رسوا سازی علنی حقیقت کاسبی حرام این گروهکهای از خدا بی خبر است.

  • صفحه‌ها