عرض x طول

دکمه اشتراک گذاري تلگرام ارسال ويدئو در تلگرام

ارسال نظر
نظرات
(برای مشاهده نظرات کلیک کنید)
  • سرسلسله مردم آزاد حسین استنقل از شکوفه های غم -صص135-136-نادعلی کربلایی -موسسه مطبوعاتی خزر -تهران----

    آنکس که دراین ره سر وجان داد حسین است

    مردی که چوکوهی ببر تیشه ی بیداد

    دامن بکمر برزد واستاد حسین است

    درسی به بشر داد بدستور الهی

    درسش عملی بود نه کتبی ،نه شفاهی

    آیین یزیدی که بری بود زانصاف

    ننمود بتهدید وبه تطمیع گواهی

    در معرکه دشمن چوبه او خط امان داد

    رد کرد وخروشان شد ودر معرکه جان داد

    ننهاد بزنجیر ستم گردن تسلیم

    حنجر بدم خنجر بیداد گران داد

    مردانه دراین معرکه بنهاد قدم را

    بر ضدستمکار بر افراشت علم را

    با نیروی یزدانی وبا دست خدایی

    بشکست بهم قدرت ارکان ستم را

    اعلامیه از قتلگه کرب وبلا داد

    با زینب وسجاد سوی شام فرستاد

    این جمله زخون بود در آن نشریه مسطور

    باید بشر از قید اسارت شود آزاد

    او کرد بنوع بشر این قاعده تعلیم

    کاندر ره آزادگی از جان نبود بیم

    دیگر نهراسد زستمکار ستمکش

    مظلوم بظالم نکند کرنش وتعظیم

    هر وحشی ناکس نزند کوس تمدن

    هر کافر ناحق نزند لاف تدین

    اشرار باحرار نگیرند سر راه

    ناکس نفروشد بکسان ناز وتفر عن

    شمشیر نباشد بکف زنگی بد مست خائن نشود عالی وعالی نشود پست باشد که ببالند وننازند ونتازند

    از باب زر وسیم باشخاص تهیدست

    برچیده شود قاعده ورسم توحش

    از مسند حق دور شود قاضی حق کش

    ازبین رود منکرومعروف بیاید جاهل رهد از جهل چو عالم بزید خوش

    مردم همه با کافر وظالم بستیزند

    پویند ره حق وزناحق بگریزند

    کوبند همی سنگ الم بر سر بدخواه

    بر فرق تبهکار همی خاک بریزند

    این حکم صریح است وبدیه است ومحقق

    چیره نشود حق کش وکشته نشود حق

    بیداد گری را اثری نیست بعالم

    زنده است حسین ابن علی آن حق مطلق-

    (ازبصیر اصفهانی-به نقل از شاهکارهای ادب فارسی(اشک شفق)صص۲۰۰-۲۰۱ آراسته ی رضا معصومی -نشریه ماه نوع -ناشر : رشیدی -دیماه ۱۳۶۲ شمسی)-------------------

    جلوه گاه حق از احمد مهران-همان ماخذ-ص ۲۰۲:--

    تاابد جلوه گه حق وحقیقت سر توست

    معنی مکتب تفویض علی اکبر توست

    ای حسینی که تویی مظهر آیات خدای

    این صفت از پدر وجد تو در جوهر توست

    درس مردانگی عباس بعالم آموخت

    زانکه شد مست از آن باده که در ساغر توست

    طفل شش ماهه تبسم نکند پس چه کند ؟

    آنکه بر مرگ زند خنده علی اصغر توست

    ای که در کرببلا بیکس ویاور گشتی چشم بگشا وببین خلق جهان یاور توست

    خواهر غمزده ات دید سرت بر نی وگفت:

    آنکه باید به اسیری برود خواهر توست

    (بابی انت وامي)كه تواي مكتب عشق

    عشق را مظهر و آثار علي اصغر توست

    ای حسینی که بهر کوی عزای تو بپاست

    عاشقان رانظری دردم جان پرور توست

    خواست (مهران )بزند بوسه سراپای تورا

    دید هر جا اثر تیر زپا تاسر توست --

    نقل از ص۲۰۲ اشک شفق -آراسته رضا معصومی-سروده احمدمهران - ---- سرسلسله ی مردم آزاد حسین است

    آنکس که دراین ره سر وجان داد حسین است

    مردی که چوکوهی ببر تیشه ی بیداد

    دامن بکمر برزد واستاد حسین است

    درسی به بشر داد بدستور الهی

    درسش عملی بود نه کتبی ،نه شفاهی

    آیین یزیدی که بری بود زانصاف

    ننمود بتهدید وبه تطمیع گواهی

    در معرکه دشمن چوبه او خط امان داد

    رد کرد وخروشان شد ودر معرکه جان داد

    ننهاد بزنجیر ستم گردن تسلیم

    حنجر بدم خنجر بیداد گران داد

    مردانه دراین معرکه بنهاد قدم را

    بر ضدستمکار بر افراشت علم را

    با نیروی یزدانی وبا دست خدایی

    بشکست بهم قدرت ارکان ستم را

    اعلامیه از قتلگه کرب وبلا داد

    با زینب وسجاد سوی شام فرستاد

    این جمله زخون بود در آن نشریه مسطور

    باید بشر از قید اسارت شود آزاد

    او کرد بنوع بشر این قاعده تعلیم

    کاندر ره آزادگی از جان نبود بیم

    دیگر نهراسد زستمکار ستمکش

    مظلوم بظالم نکند کرنش وتعظیم

    هر وحشی ناکس نزند کوس تمدن

    هر کافر ناحق نزند لاف تدین

    اشرار باحرار نگیرند سر راه

    ناکس نفروشد بکسان ناز وتفر عن

    شمشیر نباشد بکف زنگی بد مست خائن نشود عالی وعالی نشود پست باشد که ببالند وننازند ونتازند

    از باب زر وسیم باشخاص تهیدست

    برچیده شود قاعده ورسم توحش

    از مسند حق دور شود قاضی حق کش

    ازبین رود منکرومعروف بیاید جاهل رهد از جهل چو عالم بزید خوش

    مردم همه با کافر وظالم بستیزند

    پویند ره حق وزناحق بگریزند

    کوبند همی سنگ الم بر سر بدخواه

    بر فرق تبهکار همی خاک بریزند

    این حکم صریح است وبدیه است ومحقق

    چیره نشود حق کش وکشته نشود حق

    بیداد گری را اثری نیست بعالم

    زنده است حسین ابن علی آن حق مطلق-

    (ازبصیر اصفهانی-به نقل از شاهکارهای ادب فارسی(اشک شفق)صص۲۰۰-۲۰۱ آراسته ی رضا معصومی -نشریه ماه نوع -ناشر : رشیدی -دیماه ۱۳۶۲ شمسی)-------------------

    جلوه گاه حق از احمد مهران-همان ماخذ-ص ۲۰۲:--

    تاابد جلوه گه حق وحقیقت سر توست

    معنی مکتب تفویض علی اکبر توست

    ای حسینی که تویی مظهر آیات خدای

    این صفت از پدر وجد تو در جوهر توست

    درس مردانگی عباس بعالم آموخت

    زانکه شد مست از آن باده که در ساغر توست

    طفل شش ماهه تبسم نکند پس چه کند ؟

    آنکه بر مرگ زند خنده علی اصغر توست

    ای که در کرببلا بیکس ویاور گشتی چشم بگشا وببین خلق جهان یاور توست

    خواهر غمزده ات دید سرت بر نی وگفت:

    آنکه باید به اسیری برود خواهر توست

    (بابی انت وامي)كه تواي مكتب عشق

    عشق را مظهر و آثار علي اصغر توست

    ای حسینی که بهر کوی عزای تو بپاست

    عاشقان رانظری دردم جان پرور توست

    خواست (مهران )بزند بوسه سراپای تورا

    دید هر جا اثر تیر زپا تاسر توست --

    نقل از ص۲۰۲ اشک شفق -آراسته رضا معصومی-سروده احمدمهران