رائفی پور : مدير انـقلابی تـربيت نکرديم!


استاد رائفی پور : برای مدیریت بخش های مختلف کشور مدير انـقلابی تـربيت نکرديم!
اگر هم دولت انقلابی شود ، باز در سطوح مختلف این مدیران غربگرا هستند که کشور را آنطور که میخواهند مدیریت خواهند کرد!


+ 
14

- 
0

عرض x طول

دکمه اشتراک گذاري تلگرام ارسال ويدئو در تلگرام

ارسال نظر
نظرات
(برای مشاهده نظرات کلیک کنید)
  • همیشه مدیون محبتهای همه شما عزیزان روشنگری و همه ملت مسلمان ایران و سایر مومنان در سراسر جهان هستم.

  • و اینکه سایت روشنگری مطالبش بعضا خیلی برام مفید بود.
    تشکر میکنم.
    التماس دعا دارم. و حلالیت.

  • سلام یک سوال از همگی دارم که اول علتش رو میگم و بعدش تقاضای مربوطه رو هم میگم............. و دوم : یک جواب هم برای این دوست عزیزی که در این صفحه، در پاسخ به نظر من، تذکری داده اند و انتقاد کرده اند که الان نظر ایشون رو دیدم...................و بعدش یک درخواست رسمی هم از خود سایت روشنگری دارم.
    اول :
    من امروز یک خوابی دیدم که میگن تعبیرش «مرگ» هست.
    این روزها هم یک اتفاق بد برام افتاد و نزدیک بود بمیرم.
    دارم با اشک مینویسم.
    من اصلا آمادگی مرگ ندارم... و نگرانم و خیلی دلم گرفته.
    من یه شخص عادی هستم با هزارتا گرفتاری.
    .
    جاهای دیگه مطلب ارسال نمیکنم و فعالیت رسانه ای ندارم... اما گاهی که در همین سایت روشنگری میام سر میزنم گهگاهی یک نظری هم برای مطالب شما فرستادم.
    که اعضای بزرگوار روشنگری لطف کردند و نظر من رو تایید و منتشر کردند.
    تعداد کل نظرات من که در سایت روشنگری فرستادم ، بسیار کم و ناچیز و انگشت شمار هست.
    .
    من اگر اومدم روشنگری و نظر برای مطالبتون فرستادم علتش این بود که همتون رو دوست داشتم.
    حلالیت میطلبم از همگی.
    .
    حالا سوال و تقاضای من از همه عزیزان و مردم ایران اینه :
    من نگران تعبیر همون خوابی هستم که امروز دیدم ،
    راهی برای من وجود داره که مرگ من رو به تاخیر بندازه؟
    کسی هست که در حرم ( کربلا یا مشهد یا قم یا ری یا شیراز یا نجف یا کاظمین یا سامرا ) برام دعا بکنه؟
    به حق شهید کربلا میخوام که یکی در حرم، برام دعا کنه.
    من اصلا آمادگی مرگ در این سن و سال رو ندارم. فرصت میخوام.
    .
    ((( من الان هیچ صفحه مجازی ندارم و اینجا هم عضو رسمی سایت نیستم. فقط همینجا این درخواست رو در این نظر مطرح میکنم.)))
    .
    .
    دوم:
    جوابم به دوست عزیزی که اخیرا ذیل نظر قبلی، به من تذکری داده اند و من الان نظرشون رو دیدم :
    من یه شخص عادی هستم با هزارتا گرفتاری.
    من غلط بکنم بخوام تحریف بکنم.. من قبلا هم گفتم من مثل یک سگ برای مردم ایران هستم ( اگر لیاقتش رو داشته باشم که ندارم. چون سگ به صاحبش وفاداره ولی من به صاحبم، بی وفایی کردم و عهدشکنی کردم و سقوط کردم...من هیچ آبرویی ندارم. )
    .
    اگر شما یا هرکدام از سایر اهالی روشنگری ، از خواندن متن نظر من معذب شدید عذرخواهی میکنم و حلالیت میطلبم. ولی من فقط نظرم رو نوشتم و ارسال کردم.
    عزیزان خودشون نظرم رو منتشر کردند.
    من فقط نظرم رو ارسال کردم. همین.
    واقعیت اینه که عزیزان ( اعضای محترم روشنگری) اگر میخواستند میتونستند نظرم رو حذف و مسدود کنند.
    عزیزان لطف کردند و این کار رو نکردند.
    .
    .
    من از تذکر برادرانه و بسیار ارزشمند شما کمال تشکر رو دارم و دستبوس همه شما هستم.
    به شما مدیون هستم بابت این تذکرتون.
    .
    در کل حق با شماست.
    من قبول دارم که :
    آنقدر پست و آلوده هستم که حق ندارم اقدام به انتشار «محتواهای تبیینی» در فضای رسانه ای مجازی بکنم.
    ادعای « بیان و تبیین» ندارم چون صلاحیت « بیان و تبیین» رو ندارم.
    به همین خاطر به خودم اجازه ندادم که عضو رسمی سایت روشنگری بشم.
    .
    من سعی کردم به نکات علمی مهمی که اطلاع داشتم اعتراف کنم.
    ( در راستای پرهیز از « کتمان حقیقت » ) همین.
    .
    فقط گهگاهی در حد « ارسال نظر » یک مطلبی نوشتم و ارسال کردم که اعضای محترم روشنگری ، خودشون تایید کردند و در سایت منتشر کردند. ( لطف کردند)
    .
    .
    به هر حال ، از جهت کلی ، حق با شماست.
    بنابراین:
    سعی میکنم دیگه هرگز نظری ارسال نکنم.
    (((( درخواست ))))) :
    ((((( به غیر از این نظر ، اگر از فردا دیدید که نظر جدیدی با اسم من در پنل مدیریتی سایت روشنگری ارسال شده ، نباید تایید و یا منتشر بشه..... و اگر هم شد باید بعد از چند روز حذف بشه. )))))
    .
    و همچنین ( درخواست مهم )))))))))))) :
    ((((((((((((((((((( لطفا حتما و فورا همه نظراتی که من تا حالا فرستادم باید از سایت روشنگری ، حذف بشه. ( درخواست مهم )))))))))))
    .
    فضای رسانه ای عرصه مقدسی هست و هرکسی حق ایجاد محتوا در این فضا رو نداره. ( مثل من)
    .
    حس میکنم وجود نظرات من در سایت روشنگری ، سبب معذب شدن شما و سایر کاربران و اهالی روشنگری شده ..........و حضور من و نظرات من ، حق « آرامش روحی روانی» رو از شماها، سلب و تضییع کرده.
    ( حق دارید....حلالیت میطلبم از همگی)
    عذرخواهی میکنم از همه.
    اشکم دراومد.
    حلالیت میطلبم از همگی.
    تقی موسوی - 33 ساله ( سابقا فاسق )

  • لازمه ی غفلت ناپذیر حکومت در نظام اسلامی ؛ قرآن شناسی است
    ---
    برای مصون ماندن از خطاهای رفتاری در زندگی باید بشر به اصول شناختهای وحی تحریف نشده ی اصیل الهی که به همه ی پیامبران ، برای سالم سازی زندگی ، یکسان ارسال گردیده اند ؛ آگاهی کامل و تدبر عالمانه ی دقیق داشته باشد.
    در کشوری که حکومت به نام نظام اسلامی مدیریت زندگی مادی و معنوی ملت را در اختیار می گیرد می باید همه ی افراد کلیدی این حگومت در قوای سه گانه به اصول این شناختها از راه گرد آوری آیات قرآنی خدشه ناپذیر ، هر شناخت بصورت موضوعی و سازمان یافته ، برای تضمین مصون ماندن از هرگونه کج روی در رفتارهای مدیریتی خود آگاهی کامل داشته باشند.
    اصول شناختها قرآنی ؛ حد و مرزها و بایدها و نبایدها و نویدها و هشدارهای رفتاری و گفتاری خدا پسندانه ی بشر در دین داری و دنیا داری را آشکار تعیین و مشخص ساخته اند.
    سوگندی که قاعدتا افراد کلیدی قوای سه گانه در نظام اسلامی برای تعهد به حسن مدیریت در چهار چوب مدیرت خود باید ادا کنند ؛ اگر با آگاهی کامل به اصول شناختهای قرآنی نباشد از معنا و مفهوم تهی خواهد بود و هیچ آثار مثبت و سازنده ی با دوامی در حکومت و مدیریت کشور نخواهد داشت.
    عدم آگاهی افراد کلیدی قدرت در قوای سه گانه ی مدیرت به اصول شناختهای قرآنی ؛ همه ی کارهای مدیریت کلان کشوری را به کج روی و انحراف دچار می کند و ثروتها و داراییها کشور را هدر می دهد و تباه می کند و زمینه ساز روا داشتن انواع ستمها به ملت می شود.
    وجود آگاهی کامل به اصول شناختهای قرآنی نزد افراد کلیدی قدرت در نظام و قوای سه گانه برای حکومت رانی بنام اسلام لازمه ی حیاتی سرنوشت ساز غفلت ناپذیر است .

  • ولی به جاش رائفی پور پرستای فحاش خوبی تربیت کردیم
    روشنگری درج هم نکنی مهم نیست
    همتون سر و ته یه کرباسین

  • اگر فحاشی کرده به دزدها و خاینین فحاشی کرده تو چرا جوش میاری؟ لابد ....

  • من خودشو نگفتم رائفی پور پرستایی امثال تورو گفتم که تهمت زدی
    همتون همینید
    رائفی پور پرست ها همه همینند
    نمیتونن تهمت نزنن
    نمیتونن فحاشی نکنن
    نیش عقرب نه از سر کین است اقتضای طبیعتش این است
    شمام تهمت بزن
    موفق باشی

  • سوال کرده خب جواب بده ! بگو نه !

    نیش عقرب و همتون یه چیزید و اگه درج نکنی مهم نیست و ...

    من از طرف رائفی پور پرست ها، غرب پرست ها، بت پرست هایی که شخصا تربیت کردیم عذر خواهم !

  • آفرین. اصل قضیه همینه.
    با اینکه این مریضی کوفتی و تنگی نفس و اختلال تنفسی اذیتم میکنه اما این بحث خیلی خاصی که رائفی پور گفت باعث شد نظرمو بگم و لازم میدونم یه سری نکات بسیار مهم رو همینجا بگم ( از باب « اعتراف به حقیقت» . چون صلاحیت ندارم که از باب « بیان و تبیین»، حقیقت رو بگم.
    من آدم فاسق و نامرد و پستی هستم. مثل یک مجرم هستم. و فقط از باب « اعتراف » میتونم حقیقت رو بگم. هرچند که شک دارم که حتی خود این « اعتراف» هم صادقانه باشه. به هیچی خودم اطمینان ندارم. )؛
    آقای رائفی پور.
    در سالهای اخیر ورق برگشته.
    به من نگاه نکن که فاسق و نامرد و پست هستم.
    بعضی از جوانان اربعینی جهادی بسیجی و طلاب بسیجی جهادی در گروههای جهادی و موکبهای اربعینی و واحدهای تولیدی اقتصاد مقاومتی و شرکتهای دانش بنیان جهادی و ...و همچنین در بین جوانان سپاه و قرارگاه خاتم الانبیاء و همچنین در بین مدافعان حرم ،...
    بعضی هاشون واقعا استعداد مدیریتی عالی و فوق العاده ای دارن و به طور بالقوه « مدیر » هستن.
    .
    فقط باید استعدادشون رو به رسمیت بشناسیم و بهشون میدان مدیریت بدیم تا مثل زمان هشت سال دفاع مقدس که درخشش استعداد مدیریتی جوانان حزب اللهی مخلص جهادی رو دیدیم، حالا هم ببینیم.
    .
    شک ندارم از درون اونها بهترین افراد به عنوان « مدیر جهادی و اسلامی و مومن» پیدا خواهد شد.
    اینا همونایی هستن که میخواستی.
    روحیه و ذات بعضی هاشون شبیه شهید باکری هست :
    یعنی « مظلوم و سر به زیر » هستن اما « قدرتمند و مومن و کارآمد» هم هستن مثل کوه.
    اینها جواهر هستن.
    حتی رهبری هم بهشون اعتماد داره و مکررا ازشون تعریف کرده و قبولشون داره.
    در حقیقت رهبری ، با تعریف هاش اینها رو به طور غیرمستقیم به مردم معرفی کرده.
    .
    اینها درس عملی «مدیریت اسلامی و جهادی» رو وسط میدون روی زمین یاد گرفتن و اجرایی کردن.
    اینها جوان هستن ولی تجربیات باارزشی هم دارن.
    برای درس تئوری هم کافیه یک دوره فشرده کوتاه مدت زیر دست اساتید حزب اللهی و جهادی، در هر رشته متناسب با مطالب همون رشته براشون برگزار بشه و آزمون بدن و گزینش بشن.
    درباره تصمیمات مدیریتی حساس در هر رشته هم میتونن از مشورت با مشاوران متعهد و متخصص در رشته های مربوطه استفاده کنن.
    .
    و مهمتر از همه :
    جوانان حزب اللهی جهادی، خودشون هم میتونن ابتکارات مدیریتی اسلامی داشته باشن. ( هیئتهای اندیشه ورزی)
    ( مثل ابتکارات مدیریتی فرماندهان جوان زمان جنگ. مثلا :
    ابتکارات سردار شهید حسن باقری یا شهید مهدی زین الدین در اطلاعات عملیات؛
    ابتکارات خیره کننده مهندسی در جبهه ها
    و یا شهید تندگویان که وزارت نفت رو مدیریت میکرد
    و یا مدیریت ابتکاری شهید طهرانی مقدم در عرصه هوا و فضا و...)
    .
    حالا یک سوال:
    پس چرا شما و مردم و رسانه ها و اساتید و مراجع ، رسما از جوانان جهادی دعوت نمیکنید برای شرکت در انتخابات؟
    چرا شما خودت ازشون دعوت نمیکنی؟
    تا بیان در عرصه سیاست و مدیریت کشور و مردم هم بهشون اعتماد کنن و بهشون رای بدن.
    زمان جنگ هم اداره جنگ و عملیات ها به همون فرماندهان جهادی جوان داده شد و موفقیت های خیره کننده حاصل شد. سند حرفم اونهمه سردار شهید و فرمانده شهید؛
    .
    .
    .
    .
    اما بخش دوم بحث:
    ریشه فاجعه ای که رائفی پور گفت رو دقیقا میدونم چیه :
    در شانزده سال دولت مرحوم هاشمی و دولت خاتمی ، رواج و گسترش روش غلط و غربگرایانه مدیریت جمعیت و تحدید نسل و همچنین روش غلط و غربگرایانه وزارت آموزش و پرورش و وزارت علوم و آموزش عالی و دانشگاهها، باعث شد که این فاجعه خاصی ( که رائفی پور اینجا گفت ) در کشور رقم بخوره.
    که یکی از نتایجش خود من هستم :
    فقط یک شانس بزرگی که داشتم اینه که هرگز در هیچگونه جایگاه مدیریتی و حکومتی کشور قرار نگرفتم. وگرنه عملکرد مدیریتی من هم دقیقا مثل همین مدیران بنفش که میبینید میشد.
    ؛
    فاجعه هنوز هم ادامه داره؛
    الان هم دوباره در سایه تصمیمات احمقانه روحانی، و سکوت آقای قالیباف و مجلس و سکوت مشکوک وزیر آموزش و پرورش ، شاکله سند منحوس 2030 سازمان ملل ( اولین سند آموزشی رسمی شیطان برای ایران که در سالهای اخیر همزمان با FATF وارد ایران شده و اجرایی شده ) وارد برنامه های مدیریتی مراکز آموزشی و پرورشی و مدیریتهای فرهنگی کشور شده.
    تا همون فاجعه دولت مرحوم هاشمی و دولت خاتمی، دوباره برای نسل امروز هم تکرار بشه ( با شدت بیشتر و عمق بیشتر).
    .
    .
    مثلا:
    در سالهای اخیر شاهد یک حرکت منحوس شیطانی و خزنده و تدریجی در راستای :
    حذف بحث ولایت فقیه از کتاب درسی.
    حذف معرفی شهید نوجوان 13 ساله « حسین فهمیده» از کتاب درسی.
    حذف واژه « شهید» از تابلو ها و پلاک های معابر شهری و غیره.
    حذف و مسدود کردن پستهای شهید سردار سلیمانی از صفحات پربازدید اینستاگرام توسط خود اینستاگرام؛ و ایجاد زمینه کاهش محبوبیت « شهید» در افکار عمومی نسل امروزی؛ ( به علت عدم واکنش وزیر ارتباطات و وزیر ارشاد نسبت به این اقدام عدوانی رسمی و شیطانی اینستاگرام )
    و
    ...
    همه اینها و موارد متعدد دیگری که وقت ندارم بگم، همگی در راستای اجرایی کردن محتوای سند 2030 سازمان ملل اجرایی و انجام شده.
    .
    متاسفانه در مجلس لاریجانی، فکری به حال این فاجعه نکردند و قانون لازم رو ایجاد نکردند تا جلوگیری کنند.
    الان در مجلس قالیباف عزیز هم همینطوره.
    اوضاع درست نشده.
    فقط ترمز سقوط کردن مجلس، کشیده شده.
    .
    .
    آقای قالیباف عزیز رسما با افتخار میگه : « بُعد نظارتی مجلس رو در اولویت قرار دادیم.»
    ما از خدمات آقای قالیباف عزیز باید تشکر کنیم ولی :
    اولا:
    اصلا چه کسی گفته که « نظارت» باید اولویت اول مجلس باشه؟
    مشکل اصلی ، چیزیه که با «نظارت» حل نمیشه.
    مشکل اصلی چیه؟
    اینهمه نقاط خلاء در قوانین و یا نقاط نقص و ضعف در قوانین وجود داره که باعث شده قانون به روشهای مختلف ، رسما دور زده بشه (توسط خلافکاران و نفوذی ها و نجومی ها ).
    حتی اصول خود قانون اساسی هم توسط عده ای از مدیران و مسئولان، رسما دور زده میشه.
    .
    این حقیقته. حرف من نیست.
    خود رهبری هم به این فاجعه خلاءهای قوانین و نقاط ضعف قوانین، و ایرادات احتمالی برخی قوانین، اشاراتی کرده.
    .
    اصل قضیه اینه:
    وظیفه اصلی مجلس از جنس « کنش» و کار و ابتکار و نوآوری هست.
    یعنی الان اولویت اول مجلس و وظیفه اصلی مجلس « قانونگذاری و شناسایی و رفع خلاءهای موجود در عرصه قوانین و مقررات در عرصه های مختلف جامعه و کشور » هست.
    و حالا حالاها این اولویت اول ، به اولویت دوم انتقال پیدا نمیکنه.
    چون سیر تکامل «قانون» هنوز خیلی مونده تا به نقطه کمال برسه. هر وقت « قانونگذاری و شناسایی و رفع خلاءهای قانونی » به نقطه کمال نهایی خودش رسید ( که در عصر حکومت حضرت مهدی هست ) اونوقت تازه نظارت میاد اولویت اول مجلس.
    .
    الان مجلس باید دائما در حال قانونگذاری و شناسایی و رفع خلاءهای موجود در عرصه قوانین و مقررات در عرصه های مختلف جامعه و کشور باشه.
    مثلا در همین عرصه فرهنگ و آموزش و مدیریت و اقتصاد و سیاست اسلامی.
    دوما :
    خود همین بحث « نظارت» که نقطه تاکید آقای قالیباف هست ... من ندیدم که مجلس در همه عرصه ها نظارت موثر و درستی داشته باشه. ( شایدم داره و من خبر ندارم.)
    .
    .
    .
    .
    .
    یه کمی هم از جزئیات مشکل بگم و حرف رو تمام کنم :
    یکی بحث ریشه ای و بسیار مهم « عدم اولویت بندی فکری» که باعث « سکوت بیجا و انفعالی مراجع تقلید و جامعه حوزوی دانشگاهی » شده.
    ( نمیخوام افراد مومن رو سرزنش کنم. )
    .
    این بحث رو قبلا گفته بودم و هنوزم معتقدم مهمترین علت بدبختی جامعه هست
    ( رجوع شود به شرح عرفانی حدیث بسیار مهم « اذا فسد العالِم فسد العالَم » که ریشه بیان امام خمینی هست که گفته بود ساواکی را محترم تر از آخوند فاسد میدانم. )
    ؛
    اما مشکل بزرگ دوم اینه که :
    وجود نداشتن اولویت بندی فکری صحیح و عاقلانه در « مجلس » و خصوصا رئیس مجلس یعنی آقای قالیباف عزیز؛
    کلا مجلس یک روحیه و شاکله و شخصیت انفعالی و زننده و زشت پیدا کرده.
    این شاکله انفعالی و زشت و زننده از زمان لاریجانی عزیز در مجلس کاملا تثبیت شد و هنوز هم در مجلس حکمفرما هست.
    مثلا:
    باعث اصلی اینکه امروز بلندگوهای گروهک موسوم به « سران اصلاحات» بهانه پیدا کردن که میخوان FATF رو رسما وارد کشور بکنن و رسما تصویب و ابلاغ و حکمفرما کنن اینه که مجلس لاریجانی حرف رهبری رو گوش نکرد
    ( رهبری از زمان لاریجانی ، علنا به «مجلس» گفت که مجلس باید خودش قوانین داخلی برای مقابله با تروریسم و پولشویی تدوین و قانونگذاری کنه تا هیچ بهانه ای برای گرایش به کنوانسیون های منحوس و ننگین و خطرناک FATF و پالرمو و CFT که مورد تاکید آمریکا هست وجود نداشته باشه )
    مجلس لاریجانی اینکارو نکرد. مراجع هم سکوت کردن.
    رهبری کار خیلی خوبی کرد که لاریجانی رو بعد از پایان مجلس قبلی، به عنوان مشاور خودش منصوب کرد چون اگر اینکار رو نمیکرد لاریجانی به تدریج به آغوش دشمنان میرفت ( اون زمان کاملا استعداد جذب شدن توسط دشمن رو داشت ) و تبدیل به یک مهره بسیار خطرناک بر ضد نظام میشد.
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    نکته مهم:
    یک راز مهم:
    معماری داخلی ساختمان مجلس در حال حاضر اصلا اسلامی نیست و انرژی های منفی داره.
    « سقف بلند » و ارتفاع زیاد سقف از سطح سالن ، به طور ناخودآگاه روحیه تکبر رو در درون انسان ، فعال و بیدار میکنه.
    ( به جز مساجد و حسینیه ها و حرم ها که اساسا محل سجده و شکسته شدن تکبر انسان هست ، جاهای دیگر نباید سقف بلند داشته باشن.)
    نکته دوم:
    اعمال و رفتار و سخنان و نیّات درونی انسان ، به تدریج بر شاکله و روح اجسام اثر میگذاره و شاکله و روح جدید بر روی اجسام ایجاد میکنه.
    مثلا میتونه روح جدیدی در کنار روح اولیه ساختمان ( روحی که توسط سازندگان ساختمان و معمار آن، به وجود آمده ) ایجاد کنه.
    .
    چیزی که من دیدم درباره روح ساختمان مجلس و حس درونی القایی ساختمان مجلس اینه:
    نوعی روح غفلت و انفعال و تنبلی و دنیاپرستی در داخل ساختمان مجلس و صندلی های مجلس و خود معماری مجلس ، رسوخ کرده.
    خصوصا اینکه اثر منحوس برجام هم روح بدی در اجزاء درونی صحن و صندلی های مجلس و ریاست مجلس، ایجاد کرده.
    کاملا معلومه که روح ساختمان مجلس روی قالیباف و نمایندگان اثر گذاشته.
    به همین علت آقای قالیباف عزیز و نمایندگان عزیز مجلس، روز به روز دارن افول میکنن و خودشون متوجه نیستن.
    .
    باید ساختمان مجلس خراب بشه و ساختمان جدید توسط معمار مومن و مهندسان مومن و کارگران مومن و مصالح و قطعات ایرانی و تولید داخل، با طرح و هنر اسلامی ، ساخته بشه ( حتی صندلی های مجلس خصوصا صندلی رییس مجلس و اعضای هیئت رئیسه مجلس ) که اینکار روح « انسانیت و ایمان» رو در نمایندگان مجلس و رییس مجلس ، تقویت و احیا و بیدار و فعال میکنه.
    .
    در حقیقت قطعنامه 598 سازمان ملل که سبب مرگ امام خمینی شد ( امام خودش گفت ماجرای پذیرش اون قطعنامه وارداتی توسط ایران براش «جام زهر» بود)
    اصلا جریان روحی جامعه رو به سمت دنیا پرستی سوق داد و خط کلی تقدیر سی سال گذشته رو طوری تعیین کرد که امروز شاهد این جامعه هستیم. و شاهد انسان های فاسق و آلوده ای مثل من هستید.
    قطعنامه 598 سازمان ملل ، چه چیز مهمی رو پلمپ کرد؟
    سانتریفیوژ بزرگ شهادت یعنی « حکمرانی فرهنگ شهادت و جهاد و ایثار بر قلبهای جامعه » رو پلمپ کرد چون این سانتریفیوژ بزرگ داشت قلبهای مستعد جامعه رو غنی سازی میکرد.
    و اگر ادامه پیدا میکرد روز ظهور، فرا میرسید.
    حالا طیف اسلامی جامعه ( که حدودا هشتاد درصد جمعیت جامعه هستن ) باید خودشون مراقب مسائل آموزشی و تربیتی کودکان و نوجوانان نسل جدید، باشن.
    اعترافات زیادی دارم برای گفتن.
    فعلا همینقدر بسه.
    حالم خوب نیست.
    اگر اسیر مرگ شدم حلالیت میطلبم از همگی و حتی مسئولانی که اسمشون رو در این نظر آوردم.
    .
    اینو یادم رفت بگم:
    محمد علی شعبانی ، جاسوس فراری مذاکرات هسته ای ، و شخص مورد تایید دولت روحانی، که به ملت ایران خیانت رسمی کرد و حالا به اروپا فرار کرده ( در سریال گاندو بهش اشاره شد ، با اسم «موسی پور» ) ، این شخص جاسوس در روزهای اخیر برداشته آیه قرآن رو توییت کرده که :
    « و اذا قیل لهم لا تفسدوا فی الارض قالوا انما نحن مصلحون»
    در روایات اهل بیت هم ذکر شده که منافقان و دشمنان حضرت مهدی با سوءاستفاده از قرآن و احتجاج به آیات قرآن ، به جنگ با ایشان میرن اما شکست سختی میخورن و بدجوری رسوا میشن؛
    نمیتونم باور کنم شعبانی الان مسلمان باشه.
    من در زندگیم تجربه کردم که پول و لقمه شبهه ناک و حرام، حقیقت توفیق رو از انسان سلب میکنه و انسان رو به مسیر بد وارد میکنه.
    من اینطوری سقوط کردم وگرنه نابغه علمی بودم.
    منم ختم کلامم آیه قرآن باشه :
    « یا ایها الذین آمنوا علیکم انفسکم لا یضرکم من ضل اذا اهتدیتم »
    ( یعنی میگه شما اهل ایمان در بین بقیه مردم، شما هستید که مهم هستید و تعیین کننده مقدرات جهان هستید و میتونید روز ظهور رو فرا برسونید. همه چیز بستگی به شما داره. کل جهان بستگی به وضعیت قلبی جمعی شما داره. بقیه مردم تعیین کننده نیستند بلکه تابع وضعیت شما خصوصا وضعیت قلبی جمعی شما هستند. )
    نکته:
    طبق اشارات خاص و محرمانه عارفان شیعه، مکانیزم و سازوکار فرارسیدن و امضا شدن زمان دقیق روز ظهور توسط خدا، بستگی داره به : « عزم و نیّت جمعی قلوب مومنان مبنی بر خروج علنی علیه باطل جهانی و همه دشمنان اسلام »
    شرح دقیق و مفصل و نکته های فراوان داره که دیگه توان تایپ کردن ندارم و شما هم توان خواندن ندارید.
    جوان فاسق 33 ساله
    https://www.roshangari.ir/video/66808

  • نکته صاحب نظر که تحریف شدن قرآن را تداعی می کند!!!
    ---
    آقایی که به تخلص: « جوان فاسق 33 ساله » خود را نامیده اید!!! در نکته ی مهم خود می فرمایید:( به جز مساجد و حسینیه ها و حرم ها که اساسا محل سجده و شکسته شدن تکبر انسان هست ، جاهای دیگر نباید سقف بلند داشته باشد).
    شما!!! در باره نکته فوق که آورده اید اگر به محکمات قرآن ایمان دارید به این حقیقت قرآنی : « وَأَنَّ الْمَسَاجِدَ لِلَّهِ فَلَا تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ أَحَدًا » ﴿ آیه ۱۸ سوره جن ﴾ باید اذعان کنید که حسینیه ها و حرمها که همراه با خداوند ؛ بندگان نیز در آنها در دعا خوانده می شوند ، با تاکیدی که در آیه فوق آمده است ؛ هرگز جای مناسب برای سجده و شکسته شدن تکبر انسان نیستند مگر این که ادعا کنید که قرآن والعیاذ بالله تحریف شده است و این آیه قرآنی نیست یا اینکه بگویید باطن این آیه غیر از ظاهر آن است !!!
    افاضات گمراه کننده ی شما « جوان فاسق 33 ساله » در نوشته ای که از خود در این صفحه از پایگاه روشنگری بثبت رسانده اید آکنده از مغلطه و سفسطه بافی وبافتن آسمان به ریسمان است که پاسخ را بسیار به درازا می کشاند و از حوصله ی این صفحه بیرون و بسیار فراتر است و ارزش گرفتن وقت زیادی از کاربران را ندارد.

  • من سی سال در دستگاه دولتی کار کردم ، اوایل نسبتا بودند افرادی که انقلابی عمل میکردند به مرور بعضیها که خودشون رو جا زده بودند یواش یواش رفتن توی مفتخواری . باید مجددا انقلاب کرد و اتفاقا اصلاح طلب( نه این نوع اصلاح طلب که هست) بود و اصلاح کرد هر حرام لقمه دور انداخت و به قول معرف باید هر از چند گاهی الک کرد از مفت خور ها گرفت به بیت المال برگرداند و به مستضعفین کمک کرد تا ریشه فقر و فلاکت از بین برود این مدار باید مدام طی شود