تصوری که هالیوود در بین مردم جهان از #حضرت_مهدی(عج) میسازد!


نگاهی به فلیم سینمایی " مردان ایکس آپوکالیپس" و نکات خبیثانه ای که دست اندرکاران این فیلم برای به انحراف کشیدن ذهن مردم سراسر دنیا نسبت به امام زمان (عج) در نظر گرفتند.


+ 
31

- 
3

عرض x طول

دکمه اشتراک گذاري تلگرام ارسال ويدئو در تلگرام

ارسال نظر
نظرات
(برای مشاهده نظرات کلیک کنید)
  • شخصیت دینی و اخلاقی بندگان مقرب مستقل از خدا نیست
    ---
    دین و اخلاق همه ی پیامبران و امامان و بندگان نیکوکار خدا پرست مقرب از وحی اصیل الهی به پیامبران که آخرین آن قرآن کریم است سر چشمه گرفته و بنا به تاکیدهای قرآن هرگز از شخصیت مستقل آنان بر نخاسته است.
    رفتار و گفتار و پندار دینی و اخلاقی پیامبران و امامان و بندگان نیکو کار خدا پرست بازتاب راستین بی خدشه ایست از آن چه در این وحی به آنان رسیده و نمونه برجسته از وفا داری این مقربان به دین الهی است .
    این بندگان مقرب یگانه خداوند جهان هستی ؛ همگی بعنوان بشر که دانش و توان آنان ناچیز در قرآن توصیف گردیده اند ؛ اگر وحی الهی نبود به این مرتبه از تکامل در دین و در اخلاق نمی رسیدند.
    در این آیات قرآنی ؛ عالمانه دقت و تدبر کنید : « وَكَذَلِكَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ رُوحًا مِنْ أَمْرِنَا مَا كُنْتَ تَدْرِي مَا الْكِتَابُ وَلَا الْإِيمَانُ وَلَكِنْ جَعَلْنَاهُ نُورًا نَهْدِي بِهِ مَنْ نَشَاءُ مِنْ عِبَادِنَا وَإِنَّكَ لَتَهْدِي إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ . صِرَاطِ اللَّهِ الَّذِي لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ أَلَا إِلَى اللَّهِ تَصِيرُ الْأُمُورُ » ﴿ آیات ۵۲ و ۵۳ سوره شوری ﴾ ، و همچنان : « قُلْ لَوْ شَاءَ اللَّهُ مَا تَلَوْتُهُ عَلَيْكُمْ وَلَا أَدْرَاكُمْ بِهِ فَقَدْ لَبِثْتُ فِيكُمْ عُمُرًا مِنْ قَبْلِهِ أَفَلَا تَعْقِلُونَ » ﴿ آیه ۱۶ سوره یونس ﴾
    اگر این وحی در نتیجه ی لطف الهی به پیامبرا ن نمی رسید همه بشر در ظلمات نادانی دست و پا می زد.
    ساختن شخصیت مستقل برای پیامبران و امامان و اولیای نیکو کار خدا پرست ؛ جدای از خدا و تبلیغ برای این شخصیت بگونه ای که دیانت و اخلاق این شخصیت را مستقل از خدا جلوه دهد راه گمراهی و انحراف به سوی دو گانه پرستی و چند گانه پرستی را به روی اکثریت نا آگاه بشر فراخ باز می کند.
    این گونه شخصیت پردازی غلط برای بندگان مقرب همان گونه که رایج است زمینه ی ظهور و رواج من در آوردیها و خرافات و جعلیات ضد قرآن و عقل و زمینه ی سوء استفاده های کلان دشمنان دین و شیادان دین فروش را از دین و زمینه ی شیطانی فریب متدینان را فراهم می سازد و اصالت الهی دین خدا را نابود می کند.

  • تصور وجود توان فرا طبیعی نزد پیامبر و امام و امام زاده بحکم قرآن تصور دین زدا است
    ---
    قرآن ضمن تاکید بر ویژگیهای طبیعی بشری پیامبر تنها وظیفه و مسئولیت الهی پیامبر را ابلاغ و آموزش احکام و اعتقادات الهی دین و مذهب که با وحی از خداوند دریافت می کند تعیین کرده است .
    خداوند درقرآن پیامبر را در امور مدیریت نیازهای روز مره ی مردم حتی در جنگ و صلح ضمن دستور به درخواست یاری از خداوند به مشورت با نزدیگان مأمور ساخته است .
    خداوند در قرآن به پیامبر دستور داده است به مردم بگوید او شخصا توان انجام هیچ کار فرا طبیعی و توان دست رسی به نهانهای هیچ چیز از جهان غیب را ندارد و در این زمینه از یک بشر طبیعی فراتر و برتر نیست.
    امامان و امام زادگان و سایر بندگان مؤمن زنده و مرده همه بشر اند و مطابق با حد و مرزهایی که خداوند در پیامبر شناسی فرهنگ اصیل دین داری قرآنی برای ویژگیهای پیامبر تعیین کرده است یقیناهیچ برتری بر پیامبر خدا ندارند.
    امامان و امام زادگان و سایر بندگان مؤمن همگی بعلت بریده بودن از وحی الهی از یک ویژگی بسیار مهم و سرنوشت ساز که اتصال به وحی الهی است محروم اند و به علم خداوند برای شناخت احکام و اعتقادات جدید خارج از قرآن هیچ دست رسی ندارند و بنا بر این هرچه ازاین بزرگان در زمینه احکام و اعتقادات خارج از قرآن و بیگانه با قرآن نقل می شود جعل و دروغ است .
    با دقت و تدبر در اصول قرآنی مذکور چگونه می توان تصور و باور کرد که امامان و امام زادگان و سایر بندگان مؤمن می توانند کارهای فرا طبیعی انجام دهند و چگونه می شود تصور و باور کرد که آنان به جهان غیب دست رسی دارند و می توانند برای دین و مذهب خارج ازقرآن نیز احکام و اعتقادات جدید ابتکار کنند؟؟؟!!!
    خداوند در اصول قرآنی مذکور ضمن تاکید مکرر بر طبیعت بشری پیامبر و بر ناتوانیها و نیازهای بی شمار بشری آن حضرت و بیان این که تنها شغل و مأموریت الهی پیامبر کوشا بودن و استقامت در تبلیغ و بیان احکام و اعتقادات وحی الهی است واین که آن حضرت هیچ حقی ندارد به احکام و اعتقادات وحی الهی از جانب خود بیافزاید یا از این احکام و اعتقادات بکاهد به آن حضرت دستور داده است در کارهای مدیریتی زندگی روز مره ی مردم حتی در صلح و جنگ با توکل به خدا به مشورت با نزدیگان خود بپردازد.
    حال با وجود این حقیقت آشکار که خداوند در آیات محکم و مفصل قرآن تاکید کرده است پیامبر خود هیچ توانی برای انجام کارهای فرا طبیعی و هیچ توان شخصی دست رسی به هیچ چیز از غیب خداوند را ندارد و همچنان تاکید بر این که او از ابتکار احکام و اعتقادات جدبد از جانب خود برای دین و مذهب خارج از قرآن منع شده است ؛ چگونه و با کدام دلیل قطعی انکار ناپذیر از قرآن و عقل می شود تصور و باور کرد و به اثبات رساندامامان و امام زادگان و سایر بندگان مؤمن می توانند برتر از پیامبر احکام و اعتقادات خارج از قرآن ابتکار کنند و از خود در زمان زندگی و پس از مرگ به مردم معجزه و کرامت و سایر کارهای فرا طبیعی را از خود نشان بدهند؟؟؟!!!
    خداوند همه حجتها را در قرآن در زمینه ی اصول مذکور تمام کرده و همه ی دربهای رویکرد بشر به من در آوردیها و خرافات و جعلیات متضاد با احکام و اعتقادات قرآن را در این زمینه با دلایل قطعی انکار ناپذیر قرآنی و عقلی و با هشدارهای روشنگر رسا و گویای لازم بسته است.
    خداوند یگانه حکیم و دانای مطلق در قرآن نادیده گرفتن این هشدارها راگناه کبیره ی نابخشودنی در حق خود نامیده و سر انجام این گناه کبیره را تباهی و نابودی تمام اعمال نیک مرتکبان این گناه معرفی کرده و مجازات این گناه را گرفتار شدن به بد ترین عذاب دوزخ ؛ برای بشر بگونه ای آشکار و انکار ناپذیر با زبانی گویا و رسا و با توضیح علل عقلی غیر قابل نقض بیان کرده است.
    خداوند حتی به پیامبران خود نسبت به سر انجام احتمال گرفتار شدن آنان به چنین گناهی در آیه 65 سوره زمر و آیاتی دیگر در قرآن سخت هشدار داده است .

  • هر تصوری که به مرحله تصدیق عقلی نرسد ؛ باور آفرین نیست
    ---
    تازمانی که برای تصورهای بشری از وجود مهدی موعود هیچ دلیل قرآنی و دلیل کامل و آشکار عقلی قاطع و انکار ناپذیر ارائه نگردد این تصورها از هر منشأ غیر قرآنی که باشند تصورهای ناقص برخاسته از دانش ناچیز ذهن بشر هستند و بعلت محدود بودن دانش بشر هرگز نمی توان این تصورها را در استدلال به مرحله تصدیق کامل وحجت انکار ناپذیر رساند.
    تصورهای بشری که فاقد استدلال تصدیقی کامل هستند هرگز برای اعتقاد گزینی حجت نیستند و بحکم عقل اعتقاد آفرین نیز نیستند و بطلان چنین تصورهایی اظهر من الشمس است.

  • از حضرت علی (ع) روایت کرده است که می فرمود: «بر من واجب بود که کسی که در جنگ پُشت کرده است وفرار می کند را بکُشم یعنی آنان که در روز جنگ مردند، وخسته مجروح را نیز بکشم ولی این کار را بخاطر عاقبت یاران خود نکردم که اگر یارانم توسّط دشمنان مجروح شدند آنها را نکشند ولی بر حضرت قائم واجب است که هم پشت کننده وهم مجروح را بکشد».
    فضل بن شاذان از حضرت باقر(ع) روایت کرده است که فرمود: «حضرت قائم (ع) به احکامی حکم می کند که بعضی از اصحابش که در پیش رویش شمشیر می زنند آن را انکار می کنند وآن حکم، حکم آدم(ع) است. پس آنها را نزد خود می خواند ودستور می دهد که گردن آنها را بزنند.
    سپس دوباره حکمی می کند، پس گروهی دیگر که در پیش روی ایشان شمشیر زده اند آن را انکار می کنند واین، قضای داوود است، پس آنها را نزد خود می خواند وگردن آنها را می زند.
    برای بار سوّم حکمی می فرماید که باز گروهی دیگر که در پیش روی حضرت شمشیر می زدند آن حکم را انکار می کنند که دوباره حضرت آنها را نزد خود می خواند وامر می فرماید که گردن آنها را بزنند.
    آنگاه برای بار چهارم حکمی می فرماید وآن حکم حضرت محمّد(ع) است واحدی آن را انکار نمی کند».
    در جمله ای از روایات آمده است که: «آن حضرت، جزیه(۲۲) قبول نمی کند وصلیب را می شکند وخوک را می کشد».
    شیخ طبرسی در کتاب «اعلام الوری» روایت کرده است که: «آن حضرت، مرد بیست ساله ای که علم دین واحکام مسایل خود را نیاموخته باشد را می کُشد».
    در کتاب «مزار» محمّد بن مشهدی روایت است که ابوبصیر از حضرت صادق(ع)، درباره حکم کسانی که با حضرت دشمنی ومخالفت کردند، پرسید، امام صادق (ع) فرمود: «ای ابومحمّد! در دولت ما برای کسی که با ما مخالفت کرد، بهره وجایگاهی نیست. بدرستی که خداوند متعال خونهای آنها را هنگام خروج قائم (ع) حلال کرده وامروز این کار بر ما وشما حلال است. پس مواظب باش که کسی تو را مغرور نکند. هر گاه قائم ما قیام کند، انتقام پیامبرش وانتقام همه ما را خواهد گرفت».ابوبصیر از امام صادق علیه السلام روایت می‌کند که فرمود:« چرا خواهان ظهور سریع مهدی علیه السلام هستید؟ به خدا سوگند، در آن زمان چیزی جز شمشیر و کشته شدن با شمشیر نیست. »

    امام باقر علیه السلام نیز فرمود: « سوگند به کسی که جانم در اختیار اوست، کارها سامان نمی یابد تا این که ما و شما عرق و خون (از چهره) پاک کنیم. »

    بشیر نبال می‌گوید به امام باقر علیه السلام عرض کردم:« می‌گویند وقتی حضرت مهدی علیه السلام قیام کند، اموراتش به‌سهولت و بی‌زحمت درست خواهد شد و به اندازه خون حجامت هم خون به زمین ریخته نخواهد شد.»

    امام علیه السلام فرمود:« سوگند به کسی که جانم در اختیار اوست، این‌طور نیست. اگر قرار بود کارها بدون رنج و زحمت سامان یابد، در آن زمان که دندان مبارک پیامبر اکرم را می‌شکستند و صورتش را مجروح می‌کردند، برای رسول خدا سامان می‌یافت . سوگند به کسی که جانم در اختیار اوست، تا وقتی در اثر جنگ و مبارزه، عرق و خون (از چهره‌هامان) پاک نکنیم، کارها سامان نمی‌یابد.» امام علیه السلام وقت گفتن این جمله به پیشانی خود دست کشید.

    مفضل می‌گوید در حضور امام صادق علیه السلام سخن از قائم علیه السلام به میان آمد. به امام عرض کردم: « امیداوارم کار آن امام با سهولت انجام گیرد.»

    امام علیه السلام فرمود: « این گونه نیست. در آن زمان (آن قدر سختی خواهید دید که) مجبور می‌شوید خون و عرق از چهره پاک کنید.»

    معمر بن خلاد می‌گوید در حضور امام رضا سخن از قائم علیه السلام به میان آمد.
    امام علیه السلام فرمود:« شما امروز آسوده تر از آن زمان هستید. هنگامی که قائم (علیه السلام) ظهور می کند، چیزی جز خون و عرق در میان نیست و یارانش همواره سوار بر اسب‌ها (و در حال نبرد) هستند. لباس مهدی، زبر و خشن و غذایش نان خشک خواهد بود. »

  • فرق میانقل از قرآن و نقل حدیث و روایت چیست؟
    ---
    برای اثبات درستی و نادرستی علمی نسبت حدیث و روایت منقول از اهل بیت پیامبر که در معرض جعل و تزویر قرار گرفته اند تنها اعتبار کتاب ناقل حدیث و روایت ملاک نیست ؛ بلکه در مقایسه با اثبات آیات قرآنی ، برای شناخت درستی و نادرستی حدیث و روایت که احتمال تضاد و تناقض میان گذاره های آن و گذاره های قرآن وجود دارد ؛ راه دراز علمی وجود دارد که بدون طی کردن عالمانه این راه پر پیچ و خم و گمراه کننده خطر دچار شدن به گناه کبیره ی بستن دروغ به پیامبر و امام وجود دارد .
    برای اثبات عدم تحریف گذاره های قرآن ؛ طی کردن چنین راهی هرگز نیاز نیست .
    قرآن در طول 1440 سال و اندی با وعده ی خداوند به حفظ آن بدون هیچ گونه تحریف و تزویر و بی هیچ کاستی و فزونی در اختیار مردم جهان وجود داشته است و به اثبات درستی سند و اثبات عدم تحریف متن آن هیچ نیازی نیست.

  • بازپیدات شد وهابی فحاش بارها جوابت راددام اماندیدی وگوش نکردی